
در طول سالهايي كه فضاي سياسي كشور به دو قطب اصولگرايي و اصلاحطلبي تبديل شده است، همواره شاهد بودهايم كه منسوبين به اين دو جريان براي موفقيت طيف متبوع خود به هر تلاشي دست زدهاند تا بلكه با غلبه برجريان رقيب، حاكميت كشور را در يك دوره مشخص به دست آورند، البته هميشه تلاشهاي رهبران و نخبگان سياسي كشور در چارچوب اصول اسلامي و اخلاقي تعريف شده جامعه، قابل تفسير نبوده و گاه آنچنان با مباني اخلاقي و انساني در تعارض بوده كه با واكنش شديد جامعه و دلسوزان نظام مواجه شده است.
با بازخواني رفتارهاي سياسي مشاهير هر دو جناح ميتوان به راحتي دريافت كه بياخلاقي، عدول از هنجارهاي پذيرفته شده جامعه و پشت كردن به اصول و مفاهيم اسلامي از جانب كدام دسته سياسي بيشتر اتفاق افتاده و كدام طيف است كه با اتخاذ روشهايي به دنبال حذف كردن جريان مقابل از صحنه سياسي كشور است.
افزايش سطح تنازع اصولگرايان، هدفي ميانمدتيكي از روشهاي معهود و مرسوم جريان اصلاحات براي غلبه بر اصولگرايان طرح پيچيده و فراگير«اختلافافكني بين اصولگرايان در سطوح مختلف» است كه چند هفتهاي است به عنوان يكي از دستوركارهاي جدي و مؤثر در اختيار شخصيتها و رسانههاي اين طيف قرار گرفته است.
«اختلافافكني و تعميق آن در بين اصولگرايان» قطعهاي از پازل اصلي اصلاحات كه همان «برگشت رسمي و بدون هزينه به عرصه حاكميت» است بايد تلقي شود، به اين معنا كه افزايش روزافزون اختلافها بين اصولگرايان در نهايت به ايجاد شكاف و چنددستگي بين لايههاي مختلف اصولگرايي در طول چهار سال آينده بينجامد و حاصل آن تعدد ليستهاي نامزدهاي اصولگرايي در انتخابات مجلس دهم و در نهايت تنوع ميان كانديداي اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري دوازدهم خواهد شد و اين تصوير مخدوش و غيرموزون در دل جريان اصولگرايي ميتواند يك گام مهم براي موفقيت اصلاحطلبان در هر دو انتخابات به شمار آيد.
به عبارت ديگر اصلاحطلبان به دنبال آن هستند كه آنقدر روي نقاط افتراقي بين گروههاي مختلف اصولگرايي در طول ماههاي اخير و آينده تأكيد كنند و آن را به كل جريان و بدنه اصولگرايي القا كنند كه در آستانه هر دو انتخابات پيش رو، اصولگرايان چارهاي جز تعدد كانديدا و ليستهاي متفاوت نداشته باشند؛ شبيه همان فضايي كه اصولگرايان در مجلس نهم و انتخابات دهم رياست جمهوري از خود به نمايش گذاشتند و در نهايت منجر به موفقيت گفتمان اعتدال در مقابل اصولگرايي شد.
فراكسيون اعتدال، شروعي براي يك آغازپس از موفقيت دكتر روحاني در انتخابات، اصلاحات اولين گام خود را جهت رودررو قرار دادن اصولگرايان با يكديگر از منتخبان مجلس نهم آغاز كرد، بهگونهاي كه تعميق اختلافات بين اعضاي دو فراكسيون اصولگرايان و رهروان مجلس نهم در شرايطي كه كابينه يازدهم به مجلس معرفي شد، به شكلي گسترده در سطح رسانههاي روزنامههاي زنجيرهاي قرار گرفت كه البته تا حدودي هم موفقيتآميز بود. پس از اين مرحله شخصيتها و رسانههاي زنجيرهاي به تبعيت از اتاق فكر اين جريان، تمركز خود را روي شكلگيري گروهي جديد در مجلس و در قالب «فراكسيون اعتدال» گذاشتهاند كه در مصاحبههاي برخي شخصيتها و در صفحات خبري رسانههاي اين جناح سياسي نمود چشمگيري دارد. از همين رو، يك روزنامه اصلاحطلب حامي دولت طي مصاحبهاي با يك عضو فراكسيون رهروان با تيتر «فراكسيون اعتدال براي راي به سه وزير پيشنهادي فعال ميشود» از طي شدن مراحل نهايي تأسيس فراكسيون اعتدال خبر داده است.
اين روزنامه همچنين به نقل از اين نماينده، با متهم كردن برخي نمايندگان به تندروي، مدعي شده است كه فراكسيون اعتدال از فراكسيون رهروان انشعاب گرفته است. اين در حالي است كه پيشتر محمدرضا تابش، نماينده اصلاحطلب مجلس گفته بود: تشكيل فراكسيون حاميان دولت در مجلس بستگي به نحوه تعامل فراكسيون رهروان با دولت دارد كه اگر اين تعامل خوب نباشد، احتمال تشكيل فراكسيون جديد وجود دارد. تلاش براي ايجاد فراكسيوني تازه در مجلس درحالي يكي از دستور كارهاي روزنامههاي زنجيرهاي است كه مجلس با دادن رأي اعتماد به اكثريت كابينه يازدهم سطح بينظيري از همكاري و تعامل با قوه مجريه را به نمايش گذاشته و بنابراين وجود يك فراكسيون همسو با دولت نميتواند معنايي داشته باشد جز آنكه يك استراتژي براي به قدرت رسيدنشان قلمداد شود، البته ميتوان مصاديقي نظير پيشبرد اهداف افراطي در مجلس در قالب طرحهاي چالش برانگيز را هم به آن اضافه كرد.
تحريك اصولگرايان جهت موضعگيري تند عليه يكديگربعد ديگر از استراتژي «افزايش و تعميق اختلافات بين اصولگرايان» در چند روز اخير با اظهارات دكتر حدادعادل و آيتالله جنتي در مراسم بزرگداشت عباس كدخدايي شكل تازهتري به خود گرفت، به گونهاي كه برخي از رسانههاي اصلاحطلب ضمن مصاحبه با برخي نمايندگان مجلس كه از جناح اصولگرايي به شمار ميآيند تلاش كردهاند، اين افراد را ترغيب نمايند تا عليه شخصيتهاي قابل احترامي نظير آيتالله جنتي و دكتر حداد موضعي تند و چالشبرانگيز اتخاذ كنند.
يكي از روزنامههاي اصلاحات روز دوشنبه با عبارت: «واكنش نمايندگان به سخنان مطرح شده در بزرگداشت كدخدايي: احترام به رأي مجلس را از نجفي بياموزيد» و تيترهايي نظير: «مجلس شعور دارد» و «توصيه به درس گرفتن از نجفي» سعي نموده تا اصولگرايان را به زدوخورد هم مشغول كرده و خط تخريب اصولگرايان به وسيله همفكرانشان را همچنان پويا و زنده نگه دارد.
براساس همين خط ديكته شده يكي ديگر از همين روزنامهها با درج گزارهاي مبني بر «واكنش نمايندگان به سخنان آيتالله جنتي» تيتر زده است: «رئيس نشدند اما دنبال تضعيف مجلس هستند.»
همچنين پايگاههاي خبري ديگري، اظهارات تند يكي از نمايندگان اصولگراي مجلس را نسبت به آيتالله علم الهدي اينگونه تيتر ميزند: «شما باعث شكست اصولگرايان شديد.»
مصاديق ذكر شده بخش اندكي از تلاشهاي جريان اصلاحات براي افزايش اختلافات بين اصولگرايان و تلاش براي ادامهدار بودن آنهاست كه بايد در ماههاي آينده هم شكل جديتري به خود بگيرد.
ترفندهاي اصلاحات، هوشياري اصولگرايان را ميطلبداگرچه «تشديد و تعميق اختلافات بين اصولگرايان طي چهار سال آينده» ميتواند به بازگشت رسمي و بدون هزينه اصلاحات به قدرت كمك شاياني كند اما نبايد غافل بود كه هدف نهايي اتاق فكر اين جرگه – كه شخصيتهاي خاصي را هم شامل ميشود ـ در ظاهر كسب قدرت است و هدف بالادستي آنها مفاهيمي مانند «استحاله» و «براندازي» است كه سالهاست برزمين مانده و بايد در هر حالت عملياتي شود. باتوجه به آنچه از اهداف بالادستي ليدرهاي پردهنشين تجديدنظرطلب ذكر شد، اصولگرايان در هر جايگاه و منصب و موقعيت سياسي – اجتماعي كه هستند ضمن آنكه اختلافات و انتقادات درونگفتماني را در جلسات خصوصي و راههاي عقلانيتر پيگيري كنند بايد از اعلام موضع غيرضروري نسبت به تحولات داخلي بپرهيزند.
اصولگرايان همچنين بايد هوشياري خود را نسبت به ترفندهاي خطرناك جريان رقيب ـ كه در نهايت به براندازي نظام ختم خواهد شد – افزايش داده و درسهاي انتخابات سالهاي اخير را هر از چندگاهي مرور كنند چراكه پشت دست گزيدن در آينده هيچ بهره و نصيبي به همراه نخواهد داشت.