متاسفانه برخی مسائل را نمی خواهیم یاد بگیریم.برخی مسائل که یاد نگرفتن آن باعث می شود زمین و زمان را به هم بدوزیم تا خود را مبرا سازیم!
یکی از این مسائل مهم سکوت به هنگام باخت یا قبول اشتباه است.آنقدر کم اتفاق می افتد مربی تیم بازنده اشتباه خود را بپذیرد و به آن اقرار کند یا حتی بابتش عذرخواهی کند که هر چه در آرشیو ذهنمان به دنبال نمونه می گردیم،کمتر موفق می شویم به پیدا کردن چیزی در این زمزمینه !
باخت در ایران،به هر معنایی ختم می شود جز کم و کاستی های تیم بازنده و تفکرات اشتباه کادر فنی.هر باخت ،اینجا مقصر اول اش داور است.داوری که یا خریده شده، یا بی تجربه است، یا مشکل دارد یا به هر دلیلی ،در زمین زدن تیم بازنده نقشی به سزا داشته است.
تیم برنده هم همیشه از نظر تیم بازنده ،خصوصا سرمربی آن تیمی است که شانسی توانسته موفق شود و هر اندازه که گل زده باشد، همان اندازه هم موقعیت داشته یا نهایت یکی بیشتر که توانسته با خوش شانسی تمام ،با استفاده از این موقعیت های اندک ،تیمی را که پر از موقعیت هایی بوده که نتوانسته از آن بهره ببرد ،شکست داده است!
این ها همه تفاسیر مربیان بازنده ما هستند.مربیانی که خود را از همه لحاظ برتر می دانند اما هنوز نمی خواهند اشتباهات خود را پذیرفته و شکست را قبول کرده و به تیم برنده احترام بگذارند.
این مسئله جای بسی تاسف دارد وقتی ما از مربیان تیم هایمان انتظار داریم آنها قبل از نحوه بازی، اخلاق را به شاگردانشان تاکید کنند و سپس آموزش لازم برای برنده شدن را به آنها بدهند.اما همین مربیان، بعد از هر اشتباه و شکستی ،بدون در نظر گرفتن اخلاقیات ،زمین و زمان را به هم می دوزند و همه را زیر سوال می برند تا اشتباهات و ضعف های خود را که دلیل اصلی ناکامی و شکستشان بوده را پنهان سازند!
اما حالا چند سالی است که علاوه بر مقصران نام برده ،برخی برنامه های تلویزیونی هم سوژه دست آقایان شده اند برای عدم پاسخ گویی به نقاط ضعف تیمشان و ناکامی های آن.
فلان آقا که تازه وارد فوتبال شده ،یک مجری تلویزیونی را مسئول تساوی های دو تیم بزرگ پایتخت می داند و او را مسبب اصلی این مسئله معرفی می کند!مجری که هر اندازه هم جوسازی کند و حاشیه ساز باشد، نمی تواند که ساقهای بازیکنانی را که دلشان نمی آید در زمین راه بروند را قفل کند یا چشم بازیکنی را که توپ را از دوقدمی دروازه حریف به آسمان می زند در حالی که هیچ مانعی مقابل نیست را نمی گیرد که ! اما چون می آید و برخی مسائل را کنار هم می گذارد و پشت سر هم به نمایش در می آورد و دست برخی ها را رو می کند، می شود عامل اصلی مساوی های دو تیمی که هر ساله هزاران هوادار را اسیر و ابیر خود می کنند برای هیچ!
آن یکی آقا که خود را یک مربی بین المللی می داند که بر خلاف ادعایش در مسابقات داخلی هر اندازه موفق بوده ،در مسابقات خارج از مرزهای کشور نتوانسته موفقیتی به جیب بزند، ادبیان دیگران را در حالی زیر سوال می برد که اگر قرار باشد صحبتها و مصاحبه های خودش از تلویزیون پخش شود ،باید هر چند ثانیه یک بار به جای حرفهایش ،بوق ممتد بشنویم تا چهره مان از خجالت شنیدن برخی کلمات سرخ نشود!اما همین آقا ، برای سرپوش گذاشتن روی ضعف های تیمش و توضیح ندادن دلایل باخت ،مجری یک برنامه ورزشی تلویزیون و داور را پای میز محاکمه می کشاند و بازی حریف را زیر سوال می برد و برد آنها را کوچک می کند با بیان اینکه «به آنها تبریک می گویم که از سه موقعیت ،دو تای آن را گل کردند.»
اما انگار قرار نیست دچار تغییر و تحول شده و برخی رفتارهای زشت خود را کنار بگذاریم! رفتارهایی مثل همین به باد انتقاد گرفتن های مقرضانه دیگران برای سرپوش گذاشتن روی ضعف های خود و زیر سوال بردن برد تیم های دیگر و انداخت تقصیر باخت به گردن بقیه !رفتارهایی که سالهاست از مربیان در لیگ شاهد هستیم و همچنان هم ادامه دارد و نه پیشرفت،نه حرفه ای شدن ،نه کسب عنوان قهرمانی و نه هیچ چیز دیگری نتوانسته باعث کم رنگ شدن این رفتارها در فوتبال ما شود و همچنان شاهد این ناهنجاری تاسف برانگیز هستیم.ناهنجاری که نه برای شخصیت فوتبال ما و نه شخصیت مربیانمان زیبنده است!