يكي از اتفاقات زشتي كه طي سالهاي اخير در عزل و نصبهاي مسئولان مملكتي رايج شده است، بركناري برخي از آنان بدون اطلاع خودشان است. چند سال قبل از طريقي مطلع شدم يكي از دوستانم كه مسئوليت رسانهاي مهم داشته، بناست عزل شود. بنا به روالي كه رايج شده بود حدس ميزدم خود او مطلع نباشد. زنگ زدم و ماجرا را گفتم، خنديد و گفت: دروغ سيزده است. اصرار كردم و گفتم شما چهره موجه و محترمي هستيد. براي من هم خيلي عزيزيد، اگر نه من چنين خلقياتي ندارم كه رابط چنين هشدارهايي شوم. تأكيد كردم منبع بسيار موثقي خبر را داده. باز هم ايشان زير بار نرفت. گفت فلان روز بناست فلان قسمت اينجا افتتاح شود. حاصل چند سال زحمت ماست. امكان ندارد و... همان روز ايشان بيآنكه مطلع باشد بركنار شد و جانشين وي معرفي!
اين قصه طي سالهاي گذشته بارها و بارها تكرار شده و نمونه جنجالي و تأسفبار آن عزل وزير امور خارجه حين سفر كاري وي به «سنگال» بود. شايد يكي از نقاط ضعف اصلي دولتهاي نهم و دهم همين جابهجاييهاي محيرالعقول بود و همه اميدوار بودند در دولتي كه شعارش اعتدال و تدبير و اميد و عقلانيت است ديگر هرگز شاهد چنين رفتارهاي سبك و اسفباري نخواهند بود. اما در كمال شگفتي چند روز پيش به همين سياق رئيس دانشگاه علامه طباطبايي عزل شد. صدرالدين شريعتي در اين باره به خبرگزاريها گفته است: «روي منبر بودم كه با تماس تلفني دوستانم از خبر بركناريام مطلع شدم.»
كمي بعد جناب آقاي شريعتي مصاحبه مفصلي با خبرنگاران كرده و پرده از شبهاتي برداشت. من قاضي نيستم و در اين مجال سر داوري ندارم. اما نميتوانم انكار كنم كه سخنان او برايم بسيار تكان دهنده و غمانگيز بود. بيشتر از آن رو كه اين مصاحبه هر مخاطب منصفي را نگران سيستم آموزش عالي مملكت و اوضاع دانشجويان در دانشگاهها ميكند. نگران شيوه جذب و استخدام اساتيدي كه استعدادهاي جوان و بكر را در كلاسهاي مستقل درس تربيت ميكنند. پس از آن مصاحبه من هنوز واكنشي از سوي مسئولان مربوطه نديدهام، با اين حال ترديد ندارم كه حقايق مطرح شده بسيار حساس و مهم بوده و بايد از سوي همه آنها كه دغدغه اين سرزمين را دارند، به طور جدي پيگيري شود.
من هم نظير بسياري از شما كه اين سطور را ميخوانيد از اين سو و آن سو اخباري درباره عملكرد صدرالدين شريعتي، رئيس دانشگاه علامه طباطبايي شنيده بودم و بر مبناي آنها برخي انتقادات را به وي وارد ميدانستم، اما مصاحبه او بسياري از زواياي ناگفته اخبار منتشر شده را روشن ميسازد. دلايل و استدلالهاي ايشان براي آنچه كرده، لااقل در پاسخهايي كه به خبرنگاران داده است، بسيار مفيد و منطقي به نظر ميرسد. حتي به نظر صاحب اين قلم، مديريت او بر اين اساس ميتواند الگوي اداره ديگر مراكز آموزش عالي در كشور باشد. اگر غير اين است بايد آنها كه حكم عزل او را دادهاند به مردم دلايل خود را بگويند. شايد چيزهايي هست كه آقاي شريعتي نگفته و از آنها گذشته است. اما اگر چنين نيست نبايد مسئولان و به ويژه شخص دكتر روحاني اجازه دهند از همين آغاز خشت اول كج نهاده شده و رفتارهاي ناصواب گذشته كه مورد انتقاد خود ايشان هم بود از سوي مديرانشان تكرار شود.