وقتي سكان مديريت ورزش كشور به دست آدمهايي ميافتد كه از مديريت ورزشي كوچكترين بويي نبردهاند بايد هم شاهد حضور آدمهايي به اسم «خيّر» باشيم كه براي خودنمايي بيايند و دست به جيب شوند تا مثلاً گرهي از گرههاي ورزش را باز كنند.
اين روزها ورزش كشور با مشكلات ريز و درشت زيادي دست به گريبان است كه يكي از آنها و البته مهمترينشان كمبود بودجه و پول در فدراسيونهاست. روزي نيست كه خبر لغو اردوي يك تيمملي يا انصراف از مسابقات جهاني و بينالمللي تيمي ديگر به دليل مشكلات مالي و كمبود پول رسانهاي نشود و اين نيست مگر بيتدبيري و بيمديريتي مسئولان بلندپايه ورزش. آن وقت در اين شرايط آدمهايي پيدا ميشوند كه براي مطرح شدن نام خود فقط در يكي دو رشته خاص و جلوي چشم دست به جيب ميشوند و ميشوند «خير ورزشي». قصه عابر بانك فوتبال قصهاي تكراري است آدمي كه هرچند وقت يكبار از ورزش تو دهني ميخورد و با صدور يك بيانيه براي هميشه خداحافظ ميكند اما بعد از گذشت مدت زماني كوتاه با هزار وعده و وعيد باز ميگردد و باز هم دست به جيب ميشود.
آقاي عابر بانك كه از فوتبال خيري نديد حالا در اقدامي كاملاً تبليغاتي به سوي كشتي خيز برداشته و با سر و صداي زياد هزينه سفر تيمهاي ملي كشتي را پرداخت كرده، چنان خود را شيفته و واله كشتي نشان داده كه هر كس نداند فكر ميكند تمام زندگي و داشته و نداشتهاش را به پاي كشتي و كشتيگيران ريخته است. اين روزها در حالي كه جناب عابر بانك سينه سپر ميكند و جلوي دوربينها و برخي اصحاب رسانه و برخي خبرگزاريهاي خاص دست به جيب ميشود مردم انزلي كه فصل قبل در بدو ورود او جشن گرفتند و به آينده اميدوار شدند، نااميدانه ملواني را ميبينند كه اگر صاحبان اصلي آن به دادش نرسند هيچ بعيد نيست با سرنوشتي تلخ و اندوهبار روبهرو شود. قصه عابر بانك مقروض فوتبال، قصهاي است نخنما شده، اما سؤال اين است كه چرا ورزش كشور بايد شرايطي را تجربه كند كه چنين آدمهايي از آن به نفع خود بهره برداري كنند. حتي كار به جايي رسيده كه جناب عابر بانك از تلاش براي كسب ميزباني جام ملتهاي آسيا هم سخن ميگويد. چند سال قبل بود كه درباره او نوشتم؛ چگونه اين همه هزينه ميكند و هيچ برداشتي نميكند و اين حلال خدا كه از آن دم ميزند تمام نميشود؟ امروز هم همچنان اين سؤال بيپاسخ مانده كه عابربانك و عابر بانكهاي تازه وارد از كجا و چگونه چند صدميليوني و ميلياردي خرج ميكنند براي اينكه فقط و فقط مطرح شوند و نامي در بين نامها براي خودشان دست و پا كنند.
عابر بانك معروف ورزش البته خوب ميداند كه بايد كجا و چگونه هزينه كند تا هر چند مدت زماني كوتاه اما جلوي چشم باشد و تا دلش ميخواهد بتازاند و اين نيست مگر سوءمديريتي كه بر ورزش حاكم است و به اين قبيل فرصت طلبها مجال خودنمايي ميدهد.
سؤال مهمي كه اين ميان مطرح ميشود اين است كه چرا اين پولها تنها در فوتبال يا گهگاه در كشتي خرج ميشود؟ آيا اين «خيرها» نميتوانند رشتههاي ديگر را ببينند يا نميخواهند در فضاي ساكت و آرام و بيحاشيه بقيه رشتهها مثل بوكس، تكواندو، دو و ميداني و ... كمكهاي خود را ارائه دهند و بدون حضور دوربين خبرنگار به ورزش كمك كنند. به هر حال اين حقيقت تلخي است كه ورزش كشور به ميدان تاخت و تاز آدمهاي فرصت طلبي چون عابر بانك فوتبال تبديل شده، آدمهايي كه نه دلشان به حال ورزش سوخته و نه براي موفقيت و اعتلاي نام ايران دل ميسوزانند، آنچه براي اين قبيل آدمها مهم است خودشان هستند و خودشان و خودشان.