
گروهك تروريستي منافقين در حالي سراشيبي اضمحلال را پشت سر ميگذارد كه پشتيبانان غربي اين گروهك از هيچ تلاشي براي حفظ حيات آنها فروگذار نكردهاند؛ پشتيبانياي كه از اعطاي يك كمپ جديد در عراق آغاز شد و سپس با خارج شدن نام اين گروهك از ليست سازمانهاي تروريستي ادامه يافت و در نهايت به تأسيس دفتر اين گروهك در واشنگتن خاتمه يافت. اگرچه اين خاتمه يافتن به معناي پايان حمايت غربيها از تروريستهاي ساكن در كمپ اشرف و ليبرتي نيست، البته در ميان تمام حمايتهاي غرب از اين گروهك، خواست مردم عراق براي خروج سريع اعضاي وابسته به اين سازمان از خاك كشورشان نيز خود دليلي شده كه گروهك منافقين در تنگناي بيشتري قرار بگيرد و خود را بيشتر محتاج حمايتهاي غربي بداند؛ خواست عمومي كه مردم عراق از زمان سقوط دولت صدام به عنوان يكي از حاميان اصلي گروهك تروريستي منافقين آن را پيگيري كردند و همچنان نيز ادامه دارد. اگرچه اين خواست عمومي هرگز مورد توجه غربيها و سران اين سازمان قرار نگرفت و تلاش تمامي آنها، به استقرار دائمي اين گروهك در داخل عراق معطوف بود، تعلل در انتقال اعضاي گروهك منافقين توسط كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل و همچنين پناه دادن به اعضاي اين سازمان در كمپ ليبرتي همگي بيانكننده آن است كه عزم امريكا و سران سازمان مبني بر باقي ماندن در عراق است.
حضور در عراق براي فشار بر ايراناما شايد سؤال اساسي اين باشد كه چرا غرب به عنوان يكي از حاميان گروهك تروريستي منافقين با كارشكني و عدم توجه به خواست مردم عراق، اصرار بر حضور منافقين در عراق دارد. پاسخ به اين سؤال را ميتوان در تاريخچه اين گروهك تروريستي جستوجو كرد. واقعيت آن است كه گروهك منافقين، جزو معدود گروهكهاي معاند با جمهوري اسلامي بودند كه داراي تشكيلات سازماني واحد و متمركز هستند و همين موضوع باعث شده كه آنها راحتتر بتوانند به سازماندهي اعضاي تروريست خود و انجام اعمال تروريستي در داخل خاك ايران بپردازند. مروري بر تمام وقايع تروريستي كه طي سالهاي پس از انقلاب در داخل خاك كشورمان به وقوع پيوسته، ميتواند مؤيد همين ادعا باشد كه اين سازمان تروريستي سهم عمدهاي در اين عملياتها داشته و عملاً قدرتمندترين گروهك تروريستي ضدجمهوري اسلامي به شمار ميرود.
در عين حال منافقين نقش فعالي نيز در پرونده هستهاي ايران ايفا ميكنند و بارها اسناد و اطلاعات مربوط به تأسيسات و فعاليتهاي هستهاي كشورمان كه توسط سمپاتهاي خود در داخل كشور به دست آوردهاند را به سازمانهاي جاسوسي غرب ميفروشند و اين كار را به محلي براي ارتزاق خود تبديل كرده بودند. حالا با فراهم شدن زمينه انحلال اين گروهك، ايالاتمتحده كه شاهد از بين رفتن يكي از گروهكهاي معاند با جمهوري اسلامي است، عملاً تلاشهاي خود را براي حفظ بقاي آنان آغاز كرده است؛ اقداماتي كه در ابتداي گزارش به آنها اشاره شد و البته اين موضوع را نيز ميتوان در رده طرحهاي وزارت خارجه امريكا براي حمايت از اپوزيسيونهاي ايراني نيز طبقهبندي كرد؛ طرحي كه در قالب پرداخت كمكهاي مالي و فكري به گروههاي فعال ضدجمهوري اسلامي از مدتها قبل در جريان بوده است اما بهرغم تمامي اين حمايتها، نارضايتي مردم عراق از حضور اين گروهك در داخل خاك كشورشان عرصه را براي حاميان اين گروهك سختتر كرده است. حال اين نارضايتيها تا آنجايي ادامه پيدا كرده كه مردم عراق دست به كار شدهاند و با حمله به اردوگاه اشرف خود به دنبال يكسره كردن كار كساني هستند كه نه تنها خاك كشورشان را غصب كردهاند بلكه در جريان انتفاضه شعبانيه عراق جزو قاتلان پدرانشان بودهاند.
مظلومنمايي به سبك منافقينالبته اين حمله كه باعث كشته شدن 52 نفر از كادرهاي اصلي اين سازمان تروريستي شد، چندان براي آنها گران نيز نبود چراكه پس از اين وقايع منافقين تمامي تلاش خود را به كار بستهاند تا با بزرگنمايي آنچه در اشرف گذشت – مظلومنمايي در برابر سازمانهاي بينالمللي - بتوانند امتيازهاي خوبي را از كشورهاي غربي دريافت كنند؛ امتيازهايي نظير باقي ماندن در عراق و تأسيس كمپي جديد در اين كشور براي ادامه دادن به فعاليتهاي ضدايراني خود و... در همين راستا، تلويزيون ماهوارهاي منافقين با نمايش مكرر صحنههايي از درگيريها در كمپ اشرف و همچنين نشان دادن كشتهشدگان و مجروحان اين واقعه سعي در ايجاد ترحم عمومي نسبت به اين سازمان مخوف تروريستي دارند. آنها همچنين آمار كشتهها و مجروحان را جعل كردهاند و در حالي كه خبرگزاريهاي بينالمللي به نقل از منابع بيمارستاني از مرگ 52 نفر در اين درگيريها خبر داده بودند، آنها اين رقم را به صورت ناشيانهاي به 100 نفر نيز افزايش دادند، البته در اين ميان اعضاي شاخه خارجي سازمان نيز بيكار ننشستهاند و با جمع كردن مزدوران اجارهاي خود در شهرهاي مختلف دنيا و برپايي راهپيمايي به نفع اين سازمان و علاوه بر اين نامهنگاري با سازمانهاي بينالمللي سعي در جلب نظر آنان به نفع خود دارند.
سازمان در مرحله مرگ نهايياما بهرغم تمامي مظلومنمايي منافقين و بهرغم تمام حمايتهايي كه از سوي غرب به اين سازمان تروريستي ميشود، واقعيت غيرقابل انكار درباره اين گروهك آن است كه سازمان منافقين كه امروز به عنوان مزاحم اصلي مردم عراق محسوب ميشود، در مرحله اضمحلال و مرگ نهايي قرار دارد. شاهد بر اين ماجرا نخست مخالفت سخت مردم عراق با اين گروهك و تقابل مجاهدين عراقي با مزاحمين اشرفي است و سپس تلاش دولت عراق براي خارج كردن آنها از اين كشور و انتقال آنان به كشورهاي ديگر است؛ انتقالهايي كه ميتواند هر گروهك بدون ايدئولوژي را از هم بپاشاند اما نكته دوم كه نشان ميدهد، عمر اين سازمان به پايان رسيده، نبود يك سركرده واحد براي هدايت اين جماعت است. اين يك واقعيت غيرقابل انكار است كه در تمام گروهكها و جريانهاي التقاطي از ميان رفتن سركرده جريان باعث فروپاشي و اضمحلال سازمان ميشود.
همانند آنچه پس از دستگيري و اعدام عبدالمالك ريگي بر سر گروهك جندالشيطان آمد، بنابراين گروهك منافقين نيز كه اين ماهها خبر مرگ مسعود رجوي سركرده آن بيش از هر زمان ديگر در ميان منابع امنيتي دست به دست ميشود، هم به سرنوشتي همچون جندالشيطان دچار شده است؛ سرنوشتي كه پايان «مزاحمين خلق» را خبر ميدهد.