12 سال از حادثه 11 سپتامبر ميگذرد و در اين مدت كارگردانها و فيلمسازان هاليوودي تا آنجا كه توانستهاند درباره اين واقعه فيلم ساختهاند. تا كنون فيلمهاي زيادي درباره اين حادثه ساخته شده است كه برخي با هدف توجيه لشكركشيهاي نظامي امريكا پس از اين حادثه ساخته شدند و برخي ديگر تلاش داشتند تا لايههاي مخوف و پنهاني اين حادثه را بشكافند اما سير ساخت فيلمهايي در ژانر 11 سپتامبر در سالهاي گذشته به شدت كاهش پيدا كرده است. آيا هاليوود حادثه 11 سپتامبر و اين ژانر خود را به اعماق فراموشي سپرده است؟ سينماي هاليوود هنوز مديون حادثه 11 سپتامبر است اما مأموريت جديد آن تغيير روش در اشاره مستقيم به اين واقعه و راندن اين موضوع در لايههاي پنهاني فيلمهاي جديد است. ظهور و افول فيلمهاي هاليوودي درباره حادثه 11 سپتامبر را در اين گزارش خواهيم ديد.
حادثه 11 سپتامبر با تمام زواياي روشن و در خفايش يك رؤياي بد است. بسياري اين حادثه را يك واكنش و پاسخ تلقي ميكنند، نه مقدمهاي براي جنگ در عراق و افغانستان. در اين شرايط پاسخ سينماي هاليوود در قبال حادثه 11 سپتامبر چه ميتواند باشد؟ هاليوود در سالهاي پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر به شدت وارد ساخت فيلمهايي درباره اين واقعه شد اما حالا مدتي است كه هاليوود سكوت را به عنوان بهترين پاسخ حمايتي در قبال اين حادثه برگزيده است.
11 09" 01 عنوان فيلمي سردستي درباره حادثه 11 سپتامبر است كه تهيهكنندگي آن را آلن بريگاند فرانسوي بر عهده دارد. اين فيلم متشكل از بخشهاي كوتاهي از فيلمهاي برجاي مانده از حادثه 11 سپتامبر است كه هر يك 11 دقيقه و 9 ثانيه طول ميكشند. اين فيلم را گروهي از كارگردانان بينالمللي ساختهاند كه در كنار اسامي چون «شون پن» و «ادريسا اوئدراوگو » نام « سميرا مخملباف» هم به چشم ميخورد. اين فيلم با ديدگاه جهانشمولش بر اين نظريه تأكيد داشت كه حادثه 11 سپتامبر تنها يك تراژدي امريكايي نبوده است.
در سال 2006 و در پرداختهاي مستقيم، اليور استون با ساخت فيلم مستند « مركز تجارت جهاني »و پائول گرينگراس، با فيلم مستند « يونايتد 93» هر دو به سراغ حادثه 11 سپتامبر رفتند كه يكي بر اساس زندگي واقعي و تجارب يكي از مأموران نجات در حادثه 11 سپتامبر بود و ديگري درباره شورش معروف مسافران در يكي از هواپيماهاي ربوده شده در جريان اين حادثه. آنتونيا برد نيز از ديگر فيلمسازاني بود كه فيلم « سلول هامبورگ » را درباره توطئه واقعه 11 سپتامبر ساخت و آن را علاوه بر تلويزيون در فستيوالهاي فيلم هم به نمايش درآورد.
اما ظهور فيلمهاي واقعگرايانه با هدف بيداري وجدان عمومي در قبال حوادث پشت پرده حادثه 11 سپتامبر را بايد از بهترين نشانههاي اين حادثه در عرصه سينما قلمداد كرد؛ فيلمهايي كه با هنرنمايي بازيگران و لوكيشنهاي چند مليتي ساخته شدند و هدفشان بيداري وجدان عمومي و رساندن اين پيام به دنيا بود كه همه مردم جهان در حادثه 11سپتامبر فريب جورج بوش را خوردهاند، اما كماكان نميخواهند كه تسليم اين حقيقت شوند. فيلم «شيرها براي برهها» ي رابرت ردفورد، «تفسير» گاوين هود و «يك قلب توانا» مايكل وينترباتم در سال 2007 و نيز «سيريانا»ي استفان گاگان در سال 2005 ميلادي از جمله اين فيلمها بودند. ميشل هانكه نيز در سال 2005 ميلادي فيلم « پنهان » را ساخت و در آن ميل انتقام جويي شديد در قشر و طبقات متوسط جامعه امريكا را به تصوير كشيد و دريچهاي به سوي نگرانيها و كابوسهاي جديد پس از حادثه 11 سپتامبر باز كرد. اين فيلم در مورد تقابل غرب و جهان اسلام و درباره جنگ نامتقارن تروريستي است.
در سال 2004 ميلادي مايكل مور با فيلم مستند «9/11 فارنهايت » تلاش كرد اين ژانر را احيا كند. سميرا مخملباف نيز در سال 2003 و به فاصله دو سال پس از واقعه 11 سپتامبر فيلم « 5 بعد از ظهر » را ساخت كه حوادثش در بستر افغانستان پس از 11 سپتامبر اتفاق ميافتد؛ فيلمي پيچيده كه درباره حادثه 11 سپتامبر موضع مشخصي را اتخاذ نميكند.
به غير از كمدي سياه « چهار شير » كريس موريس در سال 2010 كه با پرداختي داستاني حادثه 7/7 را جايگزين 11/9 كرده، حمله تروريستي چند مسلمان ساده لوح در انگليس را سوژه داستاني خود قرار داده است. در سالهاي اخير فيلم مشخص و قابل ذكر ديگري درباره حادثه 11 سپتامبر ساخته نشده است. در يك دهه اخير، سينماگران و فيلمسازان كمتر به سراغ حادثه 11 سپتامبر رفته اند؛ اين موضوع ناشي از هشياري عمومي نسبت به حوادث پشت پرده اين واقعه است يا ناشي از اشباع شدن هاليوود از فيلمهاي ساخته شده با محوريت اين موضوع. سينماگران در يك دهه اخير از رفتن به سراغ اين سوژه فراري بودهاند يا به صورت غير مستقيم به اين موضوع پرداختهاند. آنها بيشتر تمايل داشتهاند كه نگرانيهاي حادثه 11 سپتامبر را از طريق موقعيتهايي انتقال دهند كه صراحتاً به موضوع حملات ربطي ندارد. آيا اين كاهش قابل توجه در تعداد فيلمهاي ساخته شده درباره حادثه 11 سپتامبر يك نوع اداي احترام به ظرفيت سينما محسوب ميشود يا ناشي از افشاي ابعاد پشت پرده آن و به فراموشي سپرده شدن اين حادثه است؟ آيا هاليوود اين ژانر را براي هميشه كنار گذاشته است؟
در سال 2008 ميلادي جيكز مارش مستند « مردي بر روي سيم » را درباره اقدام جسورانه يك بندباز در سال 1974 و قدم زدن او روي بندي بر فراز برجهاي مركز تجارت جهاني ساخت. اكنون بسياري از منتقدان و كارشناسان سينما عقيده دارند كه اين فيلم به شكلي غير مستقيم اشارهاي به حادثه 11 سپتامبر دارد كه البته اين موضوع واقعيت دارد. شكل فيلمسازي در صنعت هاليوود درباره وقايع سياسي تغيير كرده است. هاليووديها به جاي اشاره مستقيم به موضوع به سراغ اشارات تلويحي و غيرمستقيم رفتهاند و اثرگذاري در كلام غيرمستقيم را بيش از اثرگذاري كلام مستقيم ديدهاند.
با اين وجود ميتوان گفت كه سينماي هاليوود به همين راحتي واقعه 11 سپتامبر را رها كرده است؟ حتي با گذشت 11 سال از آن واقعه بايد گفت خير. هاليوود كماكان مديون اين حادثه مشكوك سياسي است.