«دنيا براي شهروندان سوريه نميجنگد، سوريه كشور بياهميتي است كه براي كسي جالب نيست. اين درسي است براي اسرائيل: در صورتي كه ما در شرايط بحراني با ايران قرار بگيريم هيچ كس در جهان حاضر نخواهد بود به خاطر ما حتي يك هواپيما را به حركت درآورد. در بهترين حالت تنها شايد از اسرائيل حمايت لفظي كنند.» اين جملات از سوي الكس فيشر، تحليلگر اسرائيلي است كه تارنماي دويچهوله آن را نقل كرده است. تحليل فيشر از عقبنشيني باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، در حمله نظامي به سوريه يك روي سكه ديدگاه اسرائيلي نسبت به آن را نشان ميدهد و روي ديگر آن به ديدگاه عمومي در اسرائيل مربوط ميشود كه از اين تصميم اوباما شادمان شدند. ديدگاه عمومي تا قبل از شنبه 31 آگوست نگران به راه افتادن جنگي در همسايه شمالي بود كه ميتوانست عواقب وخيمي براي اسرائيل داشته باشد. به همين دليل بود كه به جاي خريد مرسوم به مناسبت شروع سال نو يهودي، صفهاي طويل براي دريافت ماسك و تجهيزات شيميايي و تهيه مايحتاج تشكيل شده بود تا آنكه اوباما در مقابل خبرنگاران از عقبنشيني خود از گفتههاي قبل و ارجاع تصميمگيري در مورد حمله به كنگره بگويد.
اين تصميم اوباما خشنودي عمومي را در اسرائيل ايجاد كرد تا شب عيد خود را به آسودگي بگذرانند اما نگراني براي سياستمداران و تحليلگران سياسي- نظامي ايجاد كرد كه يك نمونه آن همين گفتههاي فيشر است. بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسرائيل، به طور مشخص يكي از كساني است كه نميتواند نسبت به عقبنشيني اوباما نگراني نداشته باشد. نگراني او تا آن حدي بود كه نتوانست نسبت به اين امر واكنش صريحي از خود نشان دهد و به قولي در مورد اقدام اوباما ارزشگذاري مشخصي را بيان نكرد و تنها چيزي كه گفت از آمادگي دولت او بود براي هر گونه سناريويي. اشلومو آرنسون، استاد علوم سياسي دانشگاه عبري بيتالمقدس، اوضاع نتانياهو را به اين خوبي توصيف كرده: «مشكل اساسي براي آقاي نتانياهو سوريه نيست بلكه ايران است. بنابراين، مسئله براي او اين است كه اقدام نظامي امريكا كه حداقل تا نهم سپتامبر (دوشنبه آينده) عقب افتاده، آيا اين كار علامتي به ايران خواهد بود؟ يعني اگر ايران به گسترش برنامه اتمياش ادامه بدهد آيا امريكا دست به حمله نظامي خواهد زد يا نه؟» بايد به ياد داشت كه وقتي نتانياهو در 27 سپتامبر سال گذشته ميلادي به مجمع عمومي سازمان ملل رفت تا با نشان دادن آن تصوير طنزآميز خود مهلت زماني براي حمله به ايران را ترسيم كند، تنها قصد خطاب به حضار مجمع نداشت بلكه غرض اصلي او امريكا بود. او متوجه شده بود كه اراده واشنگتن براي برنامهاش در يك حمله نظامي به ايران يا حداقل تأسيسات هستهاي آن به تحليل رفته و با اين كار قصد داشت تا دوباره امريكا را به موضع تهاجمي بازگرداند. عقبنشيني اوباما در قضيه اخير سوريه ميتواند پاسخ اوباما به او باشد كه تبليغات او مفيد نبوده و حال كه اوباما در مورد سوريه با شرايط و استعداد به مراتب كمتر از ايران حاضر به اقدام مستقيم نيست، ديگر وضع در مورد ايران معلوم است.
در واقع، حمله به سوريه از نظر نتانياهو و ديگران در اسرائيل در بهترين شرايط بود. تبليغات گسترده و سنگين جنگي بعد از واقعه شيميايي غوطه در حومه دمشق بيش از يك هفته نظام سوريه را هدف گرفته بود و دستگاه ديپلماسي امريكا و متحدانش تا آنجا كه توانستند از اين موج سنگين تبليغاتي استفاده كردند. ماشين جنگي امريكا و متحدينش هماهنگ با اين موج تبليغاتي به راه افتاده بود و ناوهاي جنگي امريكا در درياي مديترانه و حتي در خليج فارس و درياي عمان به راه افتاده بودند جداي از اينكه ناوها و جنگندههاي متحدينش يا در منطقه مستقر شده بودند يا آن كه آماده حركت به منطقه بودند. از سوي ديگر، شكست پيشنويس قطعنامه بريتانيا براي طرح در شوراي امنيت در همان گام نخست ناكام ماند و امريكا به همراه بريتانيا و فرانسه هم فرايند اقدام در خارج از مجوز شوراي امنيت را كليد زدند. از طرف ديگر، اقدام محدود نظامي كه شخص اوباما در روزهاي قبل از 31 آگوست مدعي شده بود چندان به ضرر اسرائيل نبود و حتي ميتوانست شرايط مطلوب نظامي را ايجاد كند زيرا اين نحو اقدام نظامي از يك سو، منطقه و به خصوص اسرائيل را درگير يك جنگ فراگير نميكرد و از سوي ديگر، اهداف خاصي همانند سيستم پدافند هوايي سوريه را هدف بگيرد كه از نظر امنيت اسرائيل اهميت دارد. در هر صورت، شرايط تا قبل از 31 آگوست از نظر تلآويو در بهترين وضعيت بود اما اوباما در اين روز جريان را به كلي تغيير داد و اين تغيير تنها يك نتيجه براي تلآويو دارد و آن اينكه امكان دارد تصميم امريكا در دقيقه 90 به كلي تغيير كند.
اكنون، اسرائيل مانده و موضوع اصلي اقدام نظامي عليه ايران؛ آيا در وضعيت نظامي با ايران ميتواند از حمايت جدي امريكا مطمئن باشد يا اينكه كاخ سفيد همانند سوريه عمل ميكند. فيشر و همفكران او در اسرائيل از هم اكنون پاسخ خود را گرفتهاند و به نظر ميرسد كه واكنش سرد و حتي بيتوجهي عمدي نتانياهو به اقدام اوباما، دلالت به نزديكي ديدگاه او به اين پاسخ دارد. در واقع، موضوع حمله به سوريه از نظر اسرائيل تنها يك مورد آزمايشي بود تا اراده متحدينش در مقابله نظامي در زمينهاي بسيار محدودتر از ايران آزمايش كند كه در نخستين گام پاسخ منفي گرفت. اين پاسخ منفي به تصميمگيران نظامي- سياسي در تلآويو ميفهماند موضوع حمله به ايران را با آن دست تصاوير طنزآميز به شوخي نگيرد و بايد با دقت بسيار بيشتر به اين موضوع فكر كند.