غروب جمعه باهمكاران تحريريه مشغول تماشاي بازي استقلال و پرسپوليس بوديم، يك بازي سرد، كسلكننده و به دور از هيجان كه اگر نبود شوخيهاي گاه و بيگاه همكاران، ديدن آن كسالتبار ميشد. در اين بين يكي از همكاراني كه اتفاقاً علاقهاي به فوتبال ندارد و وقت هم براي آن صرف نميكند در جواب ديگري كه از نتيجه بازي سؤال كرد پاسخ جالبي داد، پاسخي تأملبرانگيز كه ميتواند و بايد مورد توجه آقايان ميلياردي دو تيم سرخابي پايتخت قرار گيرد.
او گفت مگر اين بازي را قبلاً نديدهاي، صفر- صفر تمام ميشود، قبلاً هم آن را نشان داده است.
وقتي خوب دقت كردم ديدم ناخودآگاه يا حتي از روي آگاهي درست ميگويد. دربي 77 كاملاً مشابه دربيهاي 76 و 75 است، درآنها نيز هيچ خطري روي دروازهها ايجاد نشد، همه چيز كسالتبار بود و در نهايت هم جمعيت انبوهي كه به ورزشگاه آمده بودند سرخورده و پشيمان از اينكه يك روز خود را صرف هيچ كردهاند ورزشگاه آزادي را ترك كردند.
به ابتداي فصل كه برگرديم بيشتر هم تأسف ميخوريم، اينكه استقلاليهاي ميزبان اين بازي چگونه نكونام بيتأثير و كماثر را نگه داشتند، اينكه چقدر هزينه كردند تا ستارههاي خود را حفظ كنند، اما سرانجامش پس از هفته هشتم جايگاه چهارمي ردهبندي و ارائه بازيهاي نااميدكننده بوده كه سر و صداي تمام هواداران را درآورده است.
در آن سوي ميدان پرسپوليس با سر و صداي زياد و ميلياردها تومان هزينه خلعتبري را از امارات آورد تا به قول خودش اگر پنج دقيقه از دربي به او برسددروازه رحمتي را باز كند، اما او نيز تنها كاري كرد كه در آوردن ادا و اطوارهاي گوناگون در زمين مسابقه بود تا به ياد حرفهاي هواداران سرخ بيفتيم كه ميگفتند به جاي جذب خلعتبري و هزينه كردن ميلياردي براي او چند هافبك خوب بخريد يا مطالبات ساير بازيكنان را پرداخت كنيد.
بگذريم، بازي پرسپوليس و استقلال يك بازي مهم و بزرگ است. اين را شدت استقبال از اين بازي و حساسيتهاي مردمي كنار آن به ما ميگويد، مردم هر بار به رغم اينكه ميدانند شايد چيزي عايدشان نشود به ورزشگاه ميروند، براي تماشاگران رقيب كري ميخوانند و خلاصه دنيايي دارند. اين مسابقه قرار است گل سرسبد رقابتهاي باشگاهي ما باشد اما هر بار همان اتفاق تكراري رخ ميدهد.
سه دربي گذشته، سه نود دقيقه كاملاً تكراري، رنجآور و كسلكننده بوده است، سه 90 دقيقهاي كه تنها به شعور و شور علاقهمندان به دو تيم و فوتبال توهين كرده است.
بازي استقلال و پرسپوليس بازي بزرگي است، اين را تاريخ اين بازي و آن معدود ديدارهاي پرگل، جذاب و برندهدار آن به ما ميگويد، سؤال اين است كه چه اتفاقي رخ ميدهد كه سه دربي پياپي اينچنين بيروح و فاقد برنامه رقم بخورد. به تركيب استقلال نگاه كنيد به نوعي همان تيمملي است؛ پرستاره و پرتجربه. تركيب پرسپوليس، تركيبي جوان، جوياي نام و پرانگيزه. پس تقابل اين دو تركيب نويد يك بازي سراسر هيجان و پرشور را ميدهد كه نگذارد هيچ تماشاگري راحت و آسوده سرجايش بنشيند اما چه اتفاقي ميافتد كه حتي يك تماشاگر معمولي كه هر از چند گاهي فوتبال ميبيند به راحتي رأي به تكراري بودن اين مسابقه ميدهد و ميگويد قبلاً پخش شده، وقت خود را تلف نكنيد، صفر- صفر ميشود.
دربي بازهاي فوتبال ايران پس از دربي 77 خيلي راحت همه چيز را توجيه كردند، يكي به داوري ايراد گرفت و ديگري حريف را متهم به كمكاري و ناجوانمردي كرد اما كسي نگفت كه ما اين همه پول ميگيريم و اينگونه روي اعصاب دوستداران فوتبال راه ميرويم، كسي نگفت كه ما ميلياردي دريافت ميكنيم و ادعاي حرفهاي بودن داريم اما بازي تكراري به مردم نشان ميدهيم. اين را حتي غيرفوتباليها هم فهميدند، فهميدند كه دربي پايتخت تكراري شده، يك بازي تكراري، كسلكننده و خوابآور، هر چند كه يك بازي بزرگ و پراحساس است.