با وجود اينكه بحران سوريه در دستور كار نشست قرار نداشته است و اساساً گروه 20 با توجه به ماهيت و فلسفه وجودي خود عمدتاً در خصوص ترتيبات مالي و اقتصادي جهان با هدف جلوگيري از تكرار فاجعه ناشي از تسري بحران مسكن امريكا به اقتصاد جهان به گفتوگو ميپردازد اما خبرهاي رسيده از نشست سنپترزبورگ حاكي از اين است كه بحران سوريه به شدت بر اين نشست سايه افكنده است و مباحث گفتوگوهاي دوجانبه و چند جانبه را به خصوص در ضيافتهاي شام و ناهار تحتالشعاع قرار داده است و حاشيه را بر متن غالب كرده است. از اين رو ميتوان از همين مسئله (غلبه حاشيه بر متن) به عنوان شاخصي روشن ياد كرد كه بحران سوريه و تهديد جديد امريكا براي اقدام نظامي عليه اين كشور ابعادي به پهناي جهان در پي خواهد داشت كه ميتوان آن را در دو بخش سياسي و اقتصادي خلاصه كرد. در عرصه سياسي مهمترين موضوع شايد همين اظهاراتي باشد كه سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه چند ماه پيش بر زبان آورد و از جنگ سوريه به عنوان تعيينكننده سرنوشت ژئوپولتيك جهان نام برد. از اين منظر جنگ سوريه تنها جنگ مخالفان و دولت سوريه نيست بلكه جنگي است كه بازيگران بينالمللي رقيب به خصوص دو جناح شرقي (روسيه و چين) و جناح غربي اعضاي دائم شوراي امنيت (امريكا، انگليس و فرانسه) را در برابر هم قرار داده است و برد و باخت هر يك از آنها در معادلات بعدي آنها تأثيرگذار خواهد بود. بر اين اساس به نظر ميرسد روسيه به اين نتيجه رسيده است كه اگر بازي را در سوريه ببازد بايد بعداً در نزديكي مرزهاي روسيه با امريكا و ناتو درگير شود كما اينكه در سال 2008 بر سرگرجستان اين تجربه تكرار شده بود. به همين ترتيب سرنوشت جنگ سوريه براي چين هم مهم و تأثيرگذار است به خصوص آنكه امريكا راهبرد نظامي خود را از خاورميانه به سمت شرق آسيا براي مهار چين تغيير داده است و علاوه بر اين چينيها همچنان كه رئيسجمهور اين كشور در نشست سنپترزبورگ نيز تصريح كرد از اين هم نگران هستند كه حمله نظامي به سوريه حتي در كوتاه مدت نيز ميتواند با افزايش بهاي نفت بر اقتصاد اين كشور اثر نامطلوبي به جا بگذارد. از آنجا كه امريكا در سالهاي اخير كوشيده است وابستگي خود را به نفت خاورميانه چه به صورت واردات و چه از طريق توليد نفت ماسهاي و گاز شيل در داخل كاهش دهد، لذا مثل سابق از پيامدهاي جنگ لطمه نميبيند و بر اين اساس احتمال داده ميشود يكي از اهداف امريكا از دامن زدن به جنگ جديد در خاورميانه به چالش كشيدن رقباي اقتصادي خود در آسيا و اروپا (چين، ژاپن و آلمان) است و شايد به همين دليل است كه آلمان، ژاپن و ايتاليا نيز سعي ميكنند فاصله خود را با امريكا در اقدام نظامي به سوريه بيشتر كنند. در واقع يكي از مسائلي كه در نشست سن پترزبورگ مشخص شد اين بود كه برخي از كشورهاي اروپايي مانند آلمان، ايتاليا و همچنين برخي از كشورهاي امريكايي لاتين مانند مكزيك نيز در كنار روسيه و ديگر اعضاي گروه بريكس به شدت با اقدام نظامي عليه روسيه مخالفند و از اين جهت نشست سنپترزبورگ موازنه بينالمللي را تا حدودي به نفع مخالفان جنگ عليه روسيه تغيير داده است كه اين ميتواند هم نقش بازدارنده داشته باشد و هم اينكه در صورت بروز جنگ هزينهها را براي حاميان جنگ افزايش دهد.