كري خواندن، زيباترين قسمت ماجراي رويارويي پرسپوليس و استقلال بود، اما نه امروز، آن روزهايي كه ادب حرف اول و آخر را ميزد و بزرگ و كوچك حرمت يكديگر را نگه ميداشتند و بازي حساس سرخابيها باعث نميشد بازيكنان و مربيان دو تيم پا را از حد خود فراتر گذاشته و به يكديگر بياحترامي و بيحرمتي كنند.
حرف ميزدند، كري ميخواندند، كلكل هم ميكردند. اما نه طوري كه از شنيدن و خواندن حرفهايشان سري به نشانه خجالت تكان داده شود. همه چيز در حد طبيعي خود بود، حتي كريخواندن ها. در واقع خط و نشان براي بازي ميكشيدند. براي روزي كه همه ميدانستند چه قرمز و چه آبي، قرار است يك بازي زيبا را به تماشا بنشينند. بازياي كه نفرات دو تيم براي نيل به اهداف خود در زمين از جان مايه ميگذارند.
امروز اما خيلي چيزها تغيير كرده؛ حساسيتها كمتر شده، هر چند كه دو تيم و نفرات آن بخواهند منكر اين مسئله شوند، حساسيت اين بازي كم شده است. اما فقط حساسيت بازي نيست كه دستخوش تغييرات شده است. اين روزها خيلي چيزها تغيير كرده. حتي لحن كري خواندنها و نوع كلكل كردن اعضاي دو تيم. اين روزها بازيكنان كمتر براي هم خط و نشان ميكشند و بيشتر سعي دارند با يك جمله ساده كه همه چيز در زمين بازي مشخص ميشود خود را وارد بازيهاي قبل از دربي نكنند ودر واقع كمتر پيش ميآيد براي حريف كري بخوانند. كريهايي كه در دهههاي 60 و 70، بر جذابيت دربي ميافزود و هواداران دو تيم بيصبرانه در انتظار شنيدن آن بودند و از خط و نشانهايي كه بازيكنان تيم محبوبشان براي رقيب ميكشيدند لذت ميبردند. مسئلهاي كه اين روزها يا ديده نميشود يا اگر هم ديده شود بسيار كم است.
دايي و قلعهنويي هم آب پاكي را ريختند روي دست همه كه يعني از ما انتظار كريخواندن نداشته باشيد. وقتي سرمربي استقلال ميگويد كه به بازيكنانش هم گفته براي پرسپوليسيها كري نخوانند و همتاي او در تيم مقابل هم ميگويد كه اميرخان را قبول دارم.
اما به جاي مربيان و بازيكنان دو تيم پرسپوليس و استقلال كه هواداران آنها در انتظار كريخواندنهايشان براي يكديگر بودند، مسئولان دو باشگاه و در صدر آن مديران روابط عمومي پرسپوليس و استقلال هستند كه حسابي از خجالت يكديگر در آمدهاند و البته مديران عامل دو باشگاه كه ماجراي درگيريهاي ناگهاني و رو بوسيهاي دور از انتظارشان ديگر براي همه اهالي فوتبال و حتي هوادارانشان نيز عادي شده است!
مسئله بياهميت رنكينگ جهاني كه هر ماه ميتواند دستخوش تغييرات شود و اگر هم نشود هيچ تأثيري در شرايط هيچ يك از تيمها ندارد، اين روزها شده دليلي براي تاخت و تاز مسئولان دو تيم پرسپوليس و استقلال. آن هم تاخت و تازي كه حتي بيان و پيگيرياش باعث شرمندگي است. خصوصاً وقتي ميبينيم عاملان اين درگيريهاي چيپ نفراتي هستند كه سالهاي سال در مطبوعات حضور داشته و براي خود پيشكسوت به حساب ميآيند كه بايد با تجربياتي كه دارند، ديگران را از مرتكب شدن به چنين اعمالي باز دارند. اما متأسفانه آنقدر اين روزها از خود بيخود شدهاند كه خود شدهاند سردمدار اين جنگهاي خجالتآور. از يك طرف جلسه ميگذارند و شعار ميدهند و تأكيد ميكنند به برگزاري تورنمنت سهجانبه و فرهنگسازي در دربي، از طرف ديگر كارشان به جايي ميرسد كه اگر درگيريهايشان رسانهاي نبود، بايد كسي ميآمد و يقههاي آنها را از دستانشان بيرون ميكشيد. اول و آخر هم طوري نشان ميدهند كه مثلاً حساسيت بازي و سه امتياز آن باعث بروز اين مسائل شده است. حال آنكه همواره شعار اول اخلاق سپس ورزش را سر دادهاند، شعاري كه هميشه فرياد زده ميشود و هرگز به مرحله اجرا در نميآيد.
اما واقعيت اين است كه سه امتياز اين بازي كمترين ارزشي ندارد وقتي آقايان اخلاق و ادب را ميبازند. آن هم قبل از برگزاري دربي و قبل از آنكه دو تيم رسماً مقابل يكديگر صف آرايي كنند. نتيجه اين بازي براي هواداران دو تيم از اهميت بالايي برخوردار است. اما بيشك آنها نيز از ديدن چنين صحنهها و شنيدن چنين بحثهاي سطحي خوشحال و راضي نيستند و نگه داشتن حرمتها بيش از هرچيزي برايشان مهم است. حتي از نتيجه. اين را به راحتي ميتوان از زبان هواداران پرسپوليس و استقلال كه اين روزها به شدت از برخورد مسئولان تيمهايشان شرمنده هستند شنيد. هواداري كه با تمام عشقي كه به تيمش دارد، بردن اخلاق برايشان از بردن نتيجه مهمتر است. مسئلهاي كه مسئولان دو تيم اين روزها كمترين توجهي به آن ندارند و چشم بر آن بستهاند كه چنين بر يكديگر ميتازند.