اگر هوادار فوتبال نيستيد، حركت اين هوادار را با هيچ دليل و منطقي شما نميتوانيد براي خودتان توجيه كنيد اما وقتي از دريچه اين هوادار و ميليونها هواداري كه در سراسر ايران شمارش معكوس براي اين مسابقه ميگذارند ببينيد به آنها ميتوانيد حق بدهيد كه براي دو نيمه 45 دقيقهاي كيلومترها راه بيايند و ساعتها وقت ميگذارند.
مسابقه ديگري در فوتبال ايران سراغ نداريد كه حساسيت آن حتي در كمترين حد هم به پاي اين بازي برسد. وقتي بيشتر به اهميت دربي ميتوانيد پي ببريد كه بدانيد استقلال و پرسپوليس و رويارويي آنها تبديل يه جزئي از زندگي خيلي از ايرانيها شده كه حتي با آن تاريخشان را مينويسند. مانند دربيهايي كه ديگر كشورها برگزار ميشود و نميتوان جذابيت آن را با ديگر بازيها بسنجيد، مانند دربي بارسا و رئال كه تنها در زمين فوتبال خلاصه نميشود و جنگ سلطنت طلبان مادريدي و جداي خواهان كاتالان است، 90 دقيقهاي كه خشمهاي فرو خورده دو طرف بر سر هم خالي ميشود و فوتبال تنها بهانهاي ميشود تا اين جنگ از بيرون، به داخل زمين چمن كشيده شود.
دربي استقلال و پرسپوليس هم همان حساسيتهاي دربيهاي ساير كشورها را دارد، مسابقهاي كه به آن نه به چشم فوتبال، بلكه بايد به چشم نبردي كه خيليها باآن اشك ميريزند و ميخندند نگاه كرد. دو تيمي كه آن قدر در بين جامعه ايران نفوذ كردهاند كه حد و مرزي ندارند. از ده كورههاي ايران تا شهرهاي بزرگ ميتوانيد طرفداران دو تيم را پيدا كنيد كه سالهاست با كريخواني براي هم زندگي ميكنند، دو تيمي كه سياستمداران و هنرمندان را مسحور خودش كرده تا آنها هم فارغ از موقعيتي كه در جامعه دارند مانند هواداران دو آتشه براي هم خط و نشان بكشند.
البته اين را بايد به پاي قدرت فوتبال هم نوشت كه چينن توانسته در زندگي روزمره مردم كوچه بازار تاثير بگذارد، تاثير بر رفتارهاي آنها و واكنش هايشان در سطح جامعه، همين است كه روزهايي كه دربي نزديك ميشود در كوچه و خيابان ميتوانيد پي ببريد كه اتفاق بزرگي در راه است، اتفاقي كه زندگي آنها را تحت تاثير قرار داده و همان طور كه اشاره شد جزو تقويم زندگي آنها قرار گرفته است، تقويمي كه روز دربي را برجستهتر از روزهاي قبلش ميكنند. دربي فوتبال ايران، نبرد استقلال – پرسپوليس نمايي از زندگي ايراني است، با تمام اشكها و لبخندهايش، با عشقي كه از بيرون نميتوانيد آن را درك كنيد.
به همين خاطر هم است كه بخش زيادي از جامعه ايراني در طول سال به انتظار سوت شروع بازي استقلال و پرسپوليس هستند و در روزهاي قبل و بعدش تاثير مسابقه را در رفتار و حركات مردم ميتوان ديد. اشكهاي هواداري كه تيمش باخته در كنار قهقهههاي تماشاگري كه تيمش پيروز شده چنان صحنههاي جالبي را در دريچه دوربينها ثبت ميكند كه براي برخي قابل هضم نيست و نميتوانند آن را درك كنند اما آنها بخواهند يا نخواهند روز دربي استقلال و پرسپوليس يك روز خاص در زندگي خيلي از ايرانيهاست كه گروهي را بعد از سوت پايان شاد ميكند و گروهي را غمگين.
حالا هم در دربي نزديك است يعني تنها 24 ساعت به روز موعود مانده و دوباره ورزشگاه آزادي ميزبان يكي ديگر از ديدارهايي است كه آن را نميتوان يك مسابقه ساده دانست، يك مسابقه فوتبال كه بعد از 90 دقيقه تمام ميشود، دربي استقلال و پرسپوليس نشان از قدرت اجتماعي فوتبال دارد، قدرتي كه برخي را انگشت به دهان ميكند، تعجب از حضور جمعيتي صدهزار نفري كه براي تماشاي 90 دقيقه فوتبال دور هم جمع ميشوند، كري ميخوانند، فرياد ميكشند، عرق ميريزند و با صدايي گرفته راهي خانه هايشان ميشوند و اين عشق و علاقه را بايد فراتر از فوتبال دانست، علاقهاي كه روز دربي ديواري ميكشد بين بخش آبي و قرمز جامعه و آنها را روبهروي هم قرار ميدهد تا دربي مسابقهاي متفاوت از بقيه بازيها باشد، يك ميدان جنگ و نشانهاي از زندگي ايراني كه رنگ آبي و قرمز با رگ و ريشه شان پيوند خورده و نميشود آن را انكار كرد، هر چند بعضي بگويند دربي يك مسابقه ساده است مثل خيلي از بازيهاي ديگر اما بايد گفت فقط دربي ميتواند حساسيت دربي را داشته باشد و به قول پرويز مظلومي اينكه ميگويند فقط سه امتياز دارد حرف است، حرفي كه خريداري ندارد.