
حساسيتهاي موجود در انتخاب شهردار پايتخت تا آنجايي بالا گرفته است كه عرصه رقابت براي گزينهها هر لحظه تنگتر ميشود.
در اين ميان عدهاي از اعضاي شوراي چهارم دائماً بر اين نكته تأكيد ميكنند كه انتخاب شهردار تهران نبايد سياسي باشد اما اينكه در عمل چقدر به آن پايبند هستند را بايد در روز انتخاب شهردار يعني «روز سرنوشت» شاهد بود و حرف و عمل اعضاي شوراي شهر را مورد رصد و سنجش قرار داد.
روند انتخاب شهردار در فضاي موجود نيازمند آن است تا اعضا در يك نگاه، نظر فردي خود را بيان كرده و از سوي ديگر مصلحت شهروندان در نگاه جمعي را به هر چيز ديگري ترجيح دهند تا اينكه شهروندان و نيازهاي حقيقي آنان قرباني نشود.
آنچه مسلم است، اينكه شهر تهران به دليل جايگاهي كه دارد، نيازمند مديري قوي و مدبر است تا بتواند در كناي اعضاي شورا به شهروندان خدمترساني واقعي كند و اگر قرار باشد برخي اعضاي شورا نتوانند به وظيفه خود به خوبي عمل كنند، خروجي آنان شهردار مناسبي نخواهد بود.
اينگونه روند انتخاب شهردار نه تنها پاسخگوي نياز اعضاي شورا نخواهد بود بلكه اين شهروندان هستند كه به عنوان صاحبان آرا متضرر خواهند شد.
بر اين اساس لازم است اعضاي شوراي شهر تهران شورايي تفكر كرده و تصميم بگيرند تا اصلحترين فرد از ميان گزينههاي مطرح بر صندلي مديريت شهر يعني شهرداري تكيه بزند، نبايد فراموش كرد كه اگر اعضاي شوراي چهارم به خصوص در پايتخت نتوانند با همگرايي و هماهنگي لازم شهردار تهران را انتخاب كنند نبايد انتظار داشت كه اين اعضا بتوانند به مسائل و معضلات شهري هم به بهترين شكل ممكن رسيدگي كنند يعني نبايد تصميمگيري و تصميمسازي منطقي را از آنان انتظار داشت.
اعضاي شوراي چهارم بايد بر اين نكته آگاه باشند كه قطار مديريت شهري كه در مسير توسعه و پيشرفت و آباداني قرار گرفته است، نبايد از سرعت آن كاسته شود چراكه شهروندان بحق خواستار توسعه منطقي پايتخت هستند، بر اين اساس مسئوليت و وظيفه اين دوره شورا بسيار سنگين و حساس است تا آنجايي كه در برخي از ابعاد اين انتخاب حتي از انتخاب برخي وزرا نيز بالاتر است چراكه هر تصميمي كه در حوزه مديريت شهري پايتخت گرفته ميشود، به صورت مستقيم و غيرمستقيم در ساير شهرها به اشكال مختلف
تكرار ميشود.
اگر اين انتخاب براساس شايستهسالاري و اصلحگزيني صورت گيرد، ساير دستگاههاي شهري و حتي بخشهاي بالادست همچون فرمانداري و استانداري و وزارت كشور نيز بايد به بهترين شكل ممكن به همراهي با شهردار منتخب همت گمارند، البته فارغ از نگاههاي جناحي و سياسي.
با اين تفاسير ميتوان مهمترين ويژگيهاي اين انتخاب صحيح را به شرح زير مدنظر قرار داد:
- تعامل ميان اعضاي شورا و شهردار در تصميمگيري و تصميمسازي
- پاسخگويي به شهروندان در بالاترين شكل ممكن
- شتاب دادن به روند توسعه شهري
- نقشآفريني متقابل استانداري و فرمانداري با شهردار پايتخت
- استفاده از ظرفيت كم و پتانسيل مراكز علمي و كاربردي در حوزه شهري
- ارتقاي جايگاه شهري پايتخت در سطح جهاني
- ظرفيتسازي براي اقتصاد پايدار شهري
- بسترسازي جهت جذب سرمايه براي توسعه پايدار شهري و فراجناحي عمل كردن براي خدمترساني به شهروندان.
نبايد فراموش كرد كه نتيجه اين آزمون به نوعي ملموس ميتواند جايگاه شورا را نيز ارتقا بخشد، بر اين اساس لازم است تا اعضاي شورا، به نمايندگي از شهروندان پايتخت بتوانند از اين آزمون بزرگ شهري به بهترين شكل ممكن سربلند بيرون آيند.