با اينكه صهيونيستها اقدامات تمهيدي زيادي براي فضاي جنگ تدارك كردهاند و انگليسيها دست به جابهجايي هواپيما زدهاند و اخبار غربي حاكي از تأخير سه هفتهاي تعدادي از ناوگان ششم امريكا به سمت آبهاي سوريه است و رسانههاي عربي با خوشحالي بر طبل جنگ ميزنند، گزارشها از داخل سوريه به پديده ويژهاي دلالت دارد: پروازهاي پرتعداد لجستيكي به مقصد فرودگاههاي امريكايي در ازميرو انجرليك و فعاليت قابل ملاحظه در منطقه مالاتي كه سايت موشكي امريكا مستقر شد.
مسير انتقال امكانات نظامي و مهمات خاص به سمت مرزهاي سوريه است و به طور همزمان، كاخ سفيد و برخي مراكز اروپايي از فقدان هرگونه برنامه حمله نظامي در سوريه سخن ميگويند. اگر اين مواضع را واقعي ارزيابي كنيم، براي جنجال بزرگ شكل گرفته جهت حمله به سوريه و تمامي هدفگذاريهاي اين حمله و يا نيازهايي كه امريكا، غرب و ارتجاع عرب و رژيم صهيونيستي براي تغيير وضعيت شكست خورده تروريستها در سوريه، پاسخي خواهيم داشت. اگر جنگ تمام عيار امكانپذير نيست و جنگ محدود، بيمعناست و به سادگي تبديل به جنگ منطقهاي ميشود و راه براي شانتاژ از طريق شوراي امنيت به دليل مواضع روسيه و چين بسته است و نه امريكا و نه بسياري از كشورها تمايلي به تلاش خارج از شوراي امنيت و يا نام ائتلاف بينالمللي جهت حمله به سوريه ندارند، پس تمامي اين هيجانآفرينيها براي چيست؟
بورسهاي امريكا، اروپا، برخي كشورهاي عربي و ارزش ليره تركيه سقوط كرده و بهاي نفت به بالاي 113 دلار رسيده است و اين در حالي است كه هنوز گلولهاي شليك نشده است.
اگر امريكا و هم پيمانان آن بايد دست به اقدامي بزنند و راههاي فوق غيرممكن و يا بينتيجه است، آخرين سناريوي احتمالي بايد همان راهبرد قبلي براي تصرف و اشغال حلب و شمال سوريه و احتمالاً بخشهايي از جنوب اين كشور باشد تا اساس ورود به ژنو 2 براي امريكا امكانپذير شود و امكان چانهزني مهيا گردد. حجم بالاي جابهجايي امكانات نظامي در تركيه و در مسير به مقصد مرزهاي سوريه اين سناريو را برجسته كرده و مورد ترجيح قرار ميدهد. مشكل قبلي اين بود كه تروريستها در عدم توازن در مقابل توان نظامي حكومت سوريه قرار داشتند و دارند و در عين حال كه تروريستها در بين خود اختلاف شديد و جنگ دارند، يك حمايت فوقالعاده تسليحاتي و حتي ورود برخي يگانهاي تركيه و برخي كشورهاي عربي و رژيم صهيونيستي و احتمالاً غربي براي تروريستها در شمال سوريه صورت گيرد، هم ميتوانند به يك پيروزي موازنهساز در سوريه دست يابند و هم با حضور جديد در شمال سوريه، برگروههاي تروريستي، تسلط ميداني پيدا كنند. برخي معتقدند كه گوشهاي از دلايل مربوط به سراسيمگي امريكا و همپيمانانش براي حمله نظامي به سوريه، رخدادهاي نظامي در جنوب و حومه دمشق است كه اگر پاكسازي شوند، اميد براي به چالش كشيدن بشار اسد را به نااميدي ميرساند.
به هر حال، اگرچه اسرائيليها پنج شنبه را مبدأ حمله نظامي يا موشكي براي امريكا تعيين كردهاند، ولي آنچه كم هزينه و احتمالاً پرسود خواهد بود اينكه در يك تركيب نظامي و تسليحاتي كه در ظاهر براي حمايت از تروريستها و عملاً براي اشغال شمال سوريه است و به شكل بديهي عناصر جديد آموزش ديده توسط امريكا و غرب از گروههاي مسلح را نيز به همراه دارد، معادله داخلي در سوريه تعديل شده و مقدمات امتيازگيري قبل از ژنو 2 را به دست آورند.
بنبست براي غرب تا آنجاست كه از حمايت از تروريستها و يا به كارگيري سلاح شيميايي به عنوان بهانه مداخله نظامي هم گذشته و حاضرند براي آنچه برخي انديشكدههاي امريكايي، آن را منافع استراتژيك مينامند، به شكل فريبكارانه و در پوشش حمله گروههاي مسلح تروريست، نيروهاي زبده و تسليحات پرحجم را وارد شمال سوريه كنند. با اينكه شكل و شرايط فعلي با 2003 متفاوت است، ولي نتيجه آن با ابعادي وسيعتر، به شكست منتهي ميشود.