محسن زينلي| صحبت از چراغهاي معيوب راهنمايي و رانندگي است؛ همانهايي كه هر روز و شب در سر چهارراهها ميبينيم و عاملي شدهاند براي گرفتاري شهروندان توأم با سر و صداهايي ناهنجار ناشي از آن.
حتماً براي شما هم اتفاق افتاده و ديدهايد كه سر چهارراهي با يكي از اين چراغهاي معيوب چه مشكلاتي كه به وجود نميآيد. اميدوارم تجربه شما در حد ديدن باشد و نه چيزي بيشتر، اما برخي از شهروندان به اين خوششانسي نيستند و گاهي حوادثي غمانگيز را تجربه ميكنند كه اين مسئله دليلي جز معيوب بودن اين چراغها ندارد.
پرده اول
در نظر بگيريد چراغي را كه سبز است و ثانيهشمار آن عدد 17 را نشان ميدهد و شما با خيال راحت در حال عبور از چهارراه هستيد و هنوز چهار ثانيه نگذشته كه صداي بوق خودروهاي خيابان مجاور شما را شوكه ميكند كه چه اتفاقي افتاده و با نگاهي به چراغ راهنمايي و ديدن رنگ قرمز آن، رنگ از رخسار شما ميپرد. ابتدا فكر ميكني اشتباه ديدهاي و با عذرخواهي از خودروهاي ديگر سعي در گذشتن از وسط چهارراه داري (اگر به سلامت به آن طرف چهار راه رسيديد) ولي با توقف و اندكي توجه به چراغ راهنمايي متوجه ميشويد كه ايراد از شما نبوده و اين چراغ سر چهارراه است كه به سرعت سبز و زرد و قرمز ميشود و لاجرم اين وسايل نقليه هستند كه بايد خود را با همان سرعت هماهنگ كنند. ناگفته پيداست كه چه حوادثي ممكن است اتفاق بيفتند. در اين مواقع توصيه ميشود به حواس پنجگانه خود بيشتر از اين چراغها اعتماد كنيد.
پرده دوم
چهارراهي ديگر: پشت چراغ قرمز ايستاده و خيره به ثانيهشمار هستيد5. . . 4. . . 3. . . 2. . . 1. . . 0. . . ولي چراغي سبز نميشود(گويا منتظر آبياري براي سبز شدن هستند) و در خيابان مجاور هم خودروها با سرعت در حال تردد از وسط چهارراه هستند و كسي جرئت اينكه تقاطع را(بيتوجه به چراغ معيوب) عبور كند، ندارد. اگر ناپختگي كرده و اقدام به عبور كرديد، توصيه ميشود به جاي اعتماد به حواس پنجگانه خودروهاي ديگر به خداوند توكل نماييد (چراكه تصادف حتمي است.)
اما جالبتر از همه واكنش برخي مأموران نسبت به اينگونه تخلفات است. (عموماً افسران وظيفه) كه شديداً معترض اين افراد خاطي ميشوند(گويي ميزان چراغ است حتي از نوع معيوب آن) كه چرا توجهي به چراغ ننمودهايد و همچنين جريمهاي كه برق از سر آدم ميپراند؛ جريمه عبور از چراغ قرمز. (راستي جريمه عبور از چراغ قرمز با توجه به تورم و بالا رفتن نرخ ارز چقدر شده است؟!)
اگر به اين بازار مكاره تردد عابران پياده را هم اضافه كنيم، ميتوان به يك آشفتهبازار در فرهنگ ترافيكي شهر رسيد. اينجا همه مقصرند، از عابر گرفته تا راكبان وسايل نقليه! البته خاكم به دهان بهجز چراغ محترم راهنمايي و رانندگي!
اما قسمت غمانگيز ماجرا زماني است كه تصادفي رخ ميدهد. مطابق گفته پليس راهنمايي و رانندگي تهران 46درصد فوتيها و 30درصد مجروحان حوادث رانندگي مربوط به عابران پياده است؛ آماري تأسفبار و قتلعامي مضحك!
اگرچه اين فقره(صدمه ديدن عابران پياده) علل متعددي دارد ولي خبر خوش آنكه اكثر مصدومان زنده ميمانند (شوخي بود).
جالب است كه هنگام حضور مأموران خدوم پليس در صحنه، هر علتي مورد توجه قرار ميگيرد جز آن چراغ كذايي! شايد از نظر اين عزيزان (پيرو همان گفته معروف كه ميگويد بودن يك قانون بد بهتر از نبود آن است) بودن يك چراغ معيوب بهتر از نبودن آن است.
طرفه آنكه نميتوان به نقش مخربي كه آن دسته از چراغهاي معيوب راهنمايي و رانندگي در برخي حوادث ديگر دارند، بيتفاوت بود.
خوانندگان عزيز حتماً اين گفته را شنيدهاند كه احترام امامزاده را متولي آن نگه ميدارد، پس در مورد احترام به قانون و مقررات انتظار بيشتري از مجريان و متوليان آن ميرود چراكه خواه ناخواه مردم از خود ميپرسند كه در اين مواقع تكليفشان چيست و چگونه بايد با اين معضلات برخورد كنند؟!