تصميم اشتباهي كه نگران آن بوديم توسط مسئولان پرسپوليس گرفته شد تا پاي عابربانك فوتبال به قصه جذب محمدرضا خلعتبري باز شود. اين روزها فوتبال بابت برگرداندن خلعتبري تا دلشان بخواهد خير پيدا كرده است، حسين هدايتي، بابك زنجاني و اين آخر هم علي انصاري البته هستند خيرين ديگري نيز كه براي باشگاههاي ديگر آستين بالا زدهاند مثل خيري از اصفهان، اما نكته اينجاست كه چطور اين همه آدم دست به خير و متعصب به خاك و ميهن به يكباره ياد پول خرج كردن براي ايران افتادهاند. قصه انتقال خلعتبري از ليگ امارات به ليگبرتر اين روزها از بحث ملي و ميهني فاصله گرفته و تبديل به ميداني شده براي تاخت و تاز ميلياردرهاي حاضر در فوتبال تا خودشان را بيشتر از گذشته به فوتبال بچسبانند و از قبل حضور در كنار آن براي خود اسم و رسمي دست و پا كنند چون 5 يا 6 ميليارد به طور حتم براي من نويسنده و شماي خواننده مبلغي نجومي و افسانهاي است و براي اين چند نفر كه بعضاً اساميشان آورده شده پول توجيبي تلقي ميشود.
قبلاً نوشتيم كه خلعتبري اگر خيلي ادعاي عرق ميهن و عشق به وطن دارد بهتر است خودش دست به جيب شود و الا افتخار نيست كه او با پول ديگران اشتباه خود را اصلاح كند و با هزينه بقيه بخواهد به عنوان يك قهرمان از دلارهاي اماراتيها دل بكند.
تازه اين فقط يك طرف قضيه است و طرف ديگر آن اين است كه اين آقايان با پرداخت اين هزينه باز هم مدعي ميشوند كه بله اگر پول ما نبود فوتبال چنين ميشد و چنان، نكته جالبتر اينكه فراموش نكردهايم آقايان عابر بانك كه روز به روز به تعدادشان اضافه هم ميشود هر چند وقت يك بار وقتي از فوتبال سيلي ميخورند و به بيرون پرت ميشوند بيانيه صادر ميكنند و براي هميشه خداحافظي ميكنند. اما به محض ديدن فضاي مناسب دوباره هوس سرمايهگذاري در فوتبال و گرفتن ماهي از آب گلآلودش ميكنند و قصه بازگرداندن خلعتبري درست همان آب گلآلودي است كه امثال عابر بانك شكستخورده سالهاي قبل پرسپوليس گهر دورود و ملوان سخت به دنبال آن بود تا با استفاده از آن دوباره به فوتبال باز گردد.
برگرديم به اشتباه پرسپوليس، رويانيان با سر و صداي فراوان مسئله بازگرداندن خلعتبري را به عنوان يك موضوع ملي و ميهني بر سر زبانها انداخت و هر روز هم كه گذشت بر آتش آن دميد در حالي كه خلعتبري در همين ايام كه رويانيان سر و صدا راه انداخته بود با خيال راحت با اماراتيها تمرين كرد و حتي براي آنها به ميدان رفت و گلزني هم كرد، اشتباه دوم را دايي مرتكب شد كه براي تقويت تيمش و جبران اشتباهاتي كه در فصل نقل و انتقالات مرتكب شده بود دست به دامان عابر بانك شد تا بتواند خلعتبري را سرخپوش كند. حال سؤال اينجاست چرا همه بسيج شدهاند براي بازگرداندن بازيكني كه حتي حاضر نيست خودش اندكي خرج كند؟ چرا اينجا همه چيز براي برگرداندن خلعتبري به هم ريخته اما خودش با خيال راحت به كارش ادامه ميدهد؟
خلعتبري اشتباه بزرگي مرتكب شده، اما اشتباه بزرگتر را كساني مرتكب شدهاند كه براي جبران اشتباه خلعتبري متوسل به آدمهايي شدهاند كه نه از جنس فوتبالند و نه دلشان براي فوتبال اين مرز و بوم سوخته است. شاهد مثال اينكه اين روزها فدراسيون فوتبال براي برپايي اردوي آمادهسازي تيمملي با مشكل مالي دست به گريبان است اما هيچ كدام از اين خيرين محترم حاضر نيستند براي كمك به فدراسيون و تيم كارلوس كرش دست به جيب شوند تا پرچم ايران مقتدرانه بالا برود، اما وقتي بحث خودنمايي و رقابت با بقيه ميلياردرهاي محترم! به ميان ميآيد آن وقت صف ميكشند براي كمك و جبران اشتباه بازيكني كه خود حاضر نيست درصدي خرج كند تا اشتباهش پاك شود. اهالي فوتبال بايد به هوش باشند به ميان آوردن پاي عابر بانكهايي كه منتظر فرصت براي چسبيدن به فوتبال هستند اشتباه بزرگي است كه نبايد مرتكب شوند، حتي به قيمت بازگرداندن يك بازيكن به نام مسئله ملي و ميهني، اشتباهي كه متأسفانه انجام دادهاند و به طور حتم چوب آن را خواهند خورد.
راستي خلعتبري الان كجاست و چه ميكند؟