کد خبر: 608285
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۸
«جلوه هايي ازمنش مبارزاتي شهيد آیت‌الله سیدمحمدباقر حکیم» در گفت‌وشنود با آیت‌الله محمدعلي تسخیری
شاهد توحيدي

درآمد: آنچه در ذیل میخوانید گفتوگویی با آیتالله محمدعلی تسخیری است که همواره در مکانها، مجامع و صحنههای مختلف همراه شهید آیتالله سیدمحمدباقر حکیم بوده و ضمن ارتباط تنگاتنگ با خاندان حکیم، بارها به همین دلیل در تیررس رژیم جنایتپیشه بعث عراق قرار گرفته و به زندان و شکنجه محکوم شده است. آیتالله تسخیری دراين گفت وشنوداز شهید آیتالله حکیم به عنوان شخصیتی متواضع، پرکار و محب اهلبیت(ع) یاد میکند که در سراسر عمر با برکت خود به ترویج دین و تحکیم پایههای اسلام ناب پرداخت.

با توجه به آشنایی دیرینهای که حضرتعالی با شهید آیتالله سیدمحمدباقر حکیم داشتید، ابتدا قدری راجع به سابقه آشناییتان با ایشان و خاطراتی که از این شهید دارید، بفرمایید.

ابتدائاً به امام زمان(عج)، حوزه‌های علمیه، مقام معظم رهبری و همه دلسوزان جهان اسلام فاجعه بزرگ شهادت آیت‌الله حکیم را تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال می‌خواهم ما و همه همفکرانش را در این خط ثابت‌قدم نگه دارد تا بتوانیم اهداف این شهید بزرگوار را دنبال کنیم.

آشنایی بنده با مرحوم شهید حکیم چند بخش است؛ یکی از طریق آشنایی حوزوی بود که ایشان فرزند مرجع ما بود و در حوزه علمیه نجف پناه بزرگمان مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم بودند. پدر ایشان و خود آیت‌الله سید محمدباقر حکیم از شاخص‌های بیت مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم بودند و ما با این مرجعیت ارتباط قوی داشتیم و از یک طرف بنده تا مدتی نماینده ایشان در یکی از مناطق بعقوبه و نماینده ایشان در اداره یکی از مراکز مهم آموزشی در کویت بودم. خلاصه در چهارچوب فعالیت‌های اسلامی این مرجعیت آگاه و پیشرو در آن زمان بودیم و طبیعتاً آقای سید محمدباقر یکی از خدمتگزاران این مرجعیت قوی و فعال بود. بخش دیگر آشنایی ما با شهید حکیم از طریق فعالیت‌های سیاسی‌ـ‌اسلامی ما بود که در عراق مرحوم آقای سید باقر، مرحوم آقای سید مهدی و مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محمدباقر صدر هدایت‌کننده حرکت اسلامی‌ـ‌سیاسی بودند که از این طریق هم با آن شهید ارتباط داشتیم.

ارتباط دیگر ما با شهید حکیم ارتباط درسی بود که در محضر آیات عظام صدر و خوئی بودیم و در آنجا با هم ارتباط درسی داشتیم.

ولی ارتباط قوی و محکم ما در ایران نضج گرفت و در اینجا برای مبارزه با رژیم عراق با ارتباط داشتیم و همکاری می‌کردیم؛ قوی‌تر از آن وقتی صورت گرفت که مجمع جهانی اهل‌بیت و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به دستور مقام معظم رهبری تأسیس شدند و هر دوی ما عضو شورای‌عالی این دو مجمع بودیم و مرحوم آقای حکیم، هم رئیس مجمع شورای‌عالی مجمع‌التقریب بودند و هم نائب رئیس شورای‌عالی مجمع جهانی اهل‌بیت و بنده نیز دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت و دبیرکل مجمع جهانی تقریب بودم و به‌طور طبیعی ارتباط کاری‌مان بسیار قوی بود و با هم در راه خدمت به پیروان اهل‌بیت در سطح جهانی همکاری می‌کردیم و نیز در مجمع تقریب هم در کنفرانس‌های گوناگون همکاری کردیم، از جمله کنفرانس‌های اندیشه اسلامی که مرحوم شهید حکیم یکی از سخنرانان ثابت این اجلاس بودند و بنده دبیرکل آن بودم و نیز در کنفرانس‌های وحدت اسلامی که ایشان باز سخنران ثابت این اجلاس بودند و در مجله‌های گوناگون دو مجمع مطالبی را می‌نوشتند؛ لذا با تأسیس این دو مجمع همکاری ما نزدیک‌تر و قوی‌تر شد و طی این دوران ایشان را شخصیتی وارسته دیدم.

دیدگاه شهید حکیم در باره مذاهب مختلف و وحدت امت اسلامی چگونه بود؟

شهید حکیم در باره ولا به اهل‌بیت(ع) و خدمت به پیروان اهل‌بیت(ع) مرتبه والایی داشت. اولاً همه افرادی که در عراق بودند می‌دانستند ایشان در محافل ولایی در صدر بودند. در ایام عاشورا بهترین فردی که مقتل اباعبدالله‌(ع) را می‌خواندند ایشان بودند که با عاطفه کامل می‌خواندند. باز در این زمینه خطبه‌های زیادی دارند و راجع به امور مربوط به اهل‌بیت(ع) چند کتاب بسیار عالی نوشتند که یکی نام «اهل‌البیت و نقش آنها در دفاع از اسلام» و دیگری نقش اهل‌بیت(ع) در ساختن جماعت و جامعه صالح که در دو جلد چاپ شده که زندگی اهل‌بیت(ع) را با دید جامعی نگریسته و یکی دیگر از کتاب‌های ایشان انقلاب امام حسین(ع) که شامل مجموعه سخنرانی‌های ایشان که جمع‌آوری شده که همه اینها حاکی از ولای کامل این شخصیت به اهل‌بیت(ع) است، اما به نظرم در زمینه تقریب مذاهب و وحدت اسلامی مرحوم آقای حکیم یکی از طلایه‌داران مسئله وحدت و تقریب مذاهب است. سخنرانی‌های زیادی در ایران، سوریه، لبنان، کویت و حتی اروپا راجع به تقریب مذاهب کردند و همان طور که گفتم یکی از سخنرانان ثابت کنفرانس‌های وحدت اسلامی بودند که به چهارده کنفرانس رسید. ایده‌های تقریبی ایشان مشخص بود و در ترسیم استراتژی تقریب سهیم بودند و در این زمینه کتاب «الوحده الاسلامیه» و چند کتاب دیگر را نوشتند که کتاب‌های ایشان بسیار پرمغز و مفید است و در مجموع آقای حکیم هم در ولای به اهل‌بیت(ع) از شاخص‌ها بودند و هم در زمینه وحدت اسلامی از شخصیت‌های بزرگ. یکی از نکاتی که نباید از آن غفلت کرد نقش ایشان در هیئت امنای دانشگاه تقریب مذاهب است که ایشان عضو هیئت مذکور بودند و به فعالیت‌های مختلف در این زمینه می‌پرداختند.

با توجه به این که آقای حکیم ریاست مجلس اعلا را به عهده داشتند، در خصوص شکلگیری مجلس اعلا و نقش آیتالله حکیم در مورد انقلاب اسلامی عراق و هدایت آن توضیحاتی را بفرمایید.

به نظر من مرحوم آیت‌الله حکیم نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری حرکت اسلامی در عراق داشتند. با توجه به نفوذ و قدرت ایشان در بیت مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم طرح‌های بزرگ آن مرجع بزرگوار عمدتاً طرح‌های ایشان بود. طرح زیبای ایجاد کتابخانه‌های حکیم در کل عراق در بیداری مردم مسلمان عراق تأثیر مهمی گذاشت. نیز نقش هدایتی که ایشان در باره مجالس مربوط به امام حسین(ع) داشتند، حتی راجع به شکل‌گیری دسته‌های منظم عزاداری دانشجویان درخور توجه است. همچنین مسئله ایجاد جشن‌های ولادت امیرالمؤمنین(ع)، اباعبدالله(ع) و حضرت قائم(عج) و سخنرانی‌های آتشین ایشان در این جشن‌ها بسیار بااهمیت بود. در مجموع ایشان این حرکت‌ها را هدایت و از این طریق به اهل‌بیت(ع) خدمت و در بیداری جهان اسلام ایفای نقش می‌کرد. همچنین نقش ایشان در بعثه آقای حکیم و ارتباطات قوی آن شهید در حج بارز بود. ایشان از مؤسسان حزب‌الدعوه بود که در آن زمان رهبری حزب به عهده مرحوم آیت‌الله‌العظمی صدر بود و جوانان عراق را تربیت می‌کرد. به جرئت می‌توانم بگویم حدود 45 سال ده‌ها هزار شهید در راه مبارزه با رژیم بعث تقدیم کرد و در بسیج ملت عراق نقش حساسی داشت. مبارزه شدیدی نیز با کمونیسم داشت. ایشان در زمان محاصره بیت آیت‌الله سید محسن حکیم در کنار ایشان و قوت قلب بود و به عنوان رابط با کل مردم عراق علیه بعثی‌ها عمل می‌کرد و طبیعتاً با رژیم بعث، رژیم ضد آگاهی و بیداری اسلامی درگیر بود. آقای حکیم در طول مبارزات خود علیه رژیم بعث چند بار مورد اذیت و آزار قرار گرفت. یک بار در سال 1351 و یک بار در سال 1353 و چند بار هم توسط رژیم ترور شد. قوی‌ترین حرکت ایشان بعد از خروج از عراق صورت گرفت و در بسیج نیروها علیه رژیم بعث بسیار فعالانه عمل کرد و یکی از اقدامات ایشان همین تأسیس مجلس اعلا در عراق بود که این مجلس بسیار مهم و مؤثر واقع شد و نقش حساسی در جمع‌آوری نیروهای مبارز علیه رژیم عراق داشت. در این راه «سپاه بدر» را تأسیس کرد و توانست جوانان مستعد عراقی را بسیج کند و این سپاه امروز بنیه حرکت اسلامی در عراق با دید فرهنگی و اجتماعی است طبیعت نظامی‌اش تبدیل به حرکات فرهنگی‌ـ‌اجتماعی شده است، لذا یکی از ویژگی‌های مهم آقای حکیم این بود که طرفدار فعالیت‌های منظم و بنیادی بود. در مجموع ایشان موفق شد نیروهای عراق را علیه رژیم خونخوار بعث بسیج کند. البته این امر از چشم تیزبین استکبار دور نماند و کینه آن را بر دل استکبار نهاد و سران آن با انجام این ترور ناجوانمردانه پاسخ اقدامات آقای حکیم را دادند.

در پایان اگر نکتهای در باره منش فردي شهید آیتالله سید محمدباقر حکیم در ذهن دارید، بفرمایید.

آنچه از ایشان به خاطر دارم ویژگی‌های زیبای ایشان است. آیت‌الله حکیم از حیث شخصیتی دائم‌الذکر، پرکار، متواضع و به فکر مردم بود. از لحاظ ولا محب اهل‌بیت(ع) و امام و عاشق انقلاب اسلامی و آیت‌الله سید محمدباقر صدر بود که به نظرم تفکر شهید آیت‌الله حکیم برگرفته از شهید صدر است. ایشان عاشق وحدت اسلامی، مدیر و دارای تفکر تشکیلاتی و در مجموع شخصیتی بود که عاش سعیدا و مات سعیدا؛ شهادت ایشان هم در روز اول ماه مبارک رجب، در جوار حرم حضرت امیر(ع) و بعد از اقامه نماز جمعه رخ داد، لذا ایشان زیبا زیست و زیبا شهید شد.

برچسب ها: تسخیری،‌ صدر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار