سازمان ديدهبان حقوقبشر در آخرين گزارش خود، ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه را به سركوب سازمانهاي غيردولتي متهم كرده است. در اين گزارش آمده كه سركوب تشكلهاي غيردولتي، از زمان بازگشت دوباره پوتين به كرملين شدت گرفته و در تاريخ معاصر روسيه نظير ندارد. ديدهبان حقوقبشر، پيش از همه، قانون جديد روسيه در محدود كردن حقوق تشكلهاي غيردولتي را محكوم كرده است. برپايه اين قانون، سازمانهاي مردمي اين كشور در صورت دريافت كمك مالي از خارج، «عامل و جاسوس بيگانه» محسوب ميشوند. گزارش ۷۸ صفحهاي اخير سازمان ديدهبان حقوقبشر، بر اساس گفتوگو با ۳۵ كنشگر مدني و كاركنان تشكلهاي غيردولتي در شهرهاي مختلف روسيه تهيه شده است. در اين گزارش آمده كه برخي دست اندركاران سازمانهاي مردم نهاد، پس از اجراي قانون ياد شده، به زندان افتادهاند. طبق اين قانون، اگر مسئولان سازمانهاي غيردولتي منابع مالي خود را اعلام نكنند، دستگير يا جريمه ميشوند.
تصويري كه سازمان ديدهبان حقوق بشر و ساير نهادهاي غربي از پوتين ارائه ميدهند، تصويري مطابق با تمام واقعيتها نيست. زيرا واقعيت آن است كه تعداد هواداران پوتين بسيار بيشتر از تعداد مخالفان وي است. بسياري از مردم روسيه، پوتين را مردي قدرتمند ميدانند كه ثبات و آرامش را به آنان بازگردانده است. پوتين مردي است كه همه ميتوانند با اعتماد و اطمينان كامل به او تكيه كنند و مصالح كشور خود را به وي بسپارند. از اين رو نزد بسياري از مردم، روسيه بدون پوتين، روسيهاي خواهد بود كه ديگر روي ثبات و آرامش را نخواهد ديد. روسيه بدون پوتين، روسيهاي خواهد بود كه احتمالا درگير انقلابي خونين يا جنگي داخلي ميشود و به كشورهاي كوچك تجزيه ميگردد. بنابراين پوتين كه نماد ثبات و آرامش در كشور است، بهتر از هر فرد ديگري ميتواند هدايت و رهبري روسيه را بر عهده گيرد. نبايد از ياد برد كه هنوز ويرانيها و ميراث ناخوشايند انقلاب 1917 و فروپاشي شوروي در اذهان اكثر مردم روسيه باقي مانده است. به همين دليل نيز اگر از شهروندان روسيه پرسيده شود كه از ميان «ثبات و امنيت» و «آزادي و دموكراسي»، كدام يك را انتخاب ميكنند، بيگمان پاسخ اكثر مردم، «ثبات و امنيت» خواهد بود. البته چنين امري به معناي وجود ناامني اجتماعي در روسيه نيست، بلكه به آن معناست كه مردم از وقوع رويدادي نظير انقلاب يا جنگ داخلي و حتي تجزيه كشور خود، بيمناك هستند.
در نتيجه پوتين كه توانسته با اقدامات خود، روسيه را از ورشكستگي دهه 1990، رهايي بخشد و ثبات سياسي و اجتماعي را به اين كشور بازگرداند، نزد اكثر مردم روسيه همچون يك ناجي و قهرمان نگريسته ميشود. در مجموع ميتوان سه مقوله «ضديت با غرب»، «بازگرداندن ثبات و آرامش به كشور» و «احياي قدرت روسيه در سطح جهان» را دليل اصلي محبوبيت پوتين در داخل روسيه محسوب نمود.
اين در حالي است كه مخالفان وي معتقدند پوتين در ماه مي سال ۲۰۱۲، در انتخاباتي مناقشهبرانگيز بار ديگر به رياست جمهوري روسيه رسيد و به كرملين بازگشت. سازمان ديدهبان حقوقبشر نيز در همين راستا ميگويد كه وضعيت حقوقبشر در روسيه در اين يك سال، بدتر از زمان «جمهوري شوراها»ست. دليل اصلي آنها، اعمال فشار بر سازمانهاي مستقل غيردولتي در روسيه است. اخيراً پس از بازرسي دفتر «عفو بينالملل»، دفاتر بنيادهاي آلماني «كنراد آدناوئر» و «فريدريش ابرت» در سنپترزبورگ و مسكو نيز مورد بازرسي قرار گرفتند.
بر اين اساس در شرايطي كه نهادهاي غربي سعي دارند پوتين را محكوم به از بين بردن آزاديهاي اساسي كنند، پوتين بدون توجه به انتقادهاي داخلي و بينالمللي، از دادستاني كل روسيه خواسته كه نهايت دقت در اجراي اين قانون را به كار بندد. به عقيده پوتين، هدف اصلي كنترل سازمانهاي «مردمنهاد»، دفاع از ثبات روسيه است و نه تحديد آزاديهاي مردمي است. پوتين هيچگاه خاطره مداخلهجوييهاي سازمانهاي غير دولتي در جريان انقلابهاي رنگي و همچنين ناآراميهاي پس از انتخابات دوما و رياست جمهوري روسيه را از ياد نميبرد. بنابراين كرملين با دورانديشي و هوشياري مضاعف ناشي از تجربيات تلخ به دست از توطئههاي متعدد غربي سخت در تلاش است امكان مجدد تبديل شدن برخي سازمانهاي مردمنهاد به نهادهاي براي نفوذ عناصر غرب جهت برهم زدن ثبات روسيه و تضعيف موقعيت جهاني آن را به حداقل كاهش دهد.