اين چند ساله شاهد بوديم كه درگيري اهالي سينما وقت و انرژي زيادي از مسئولان فرهنگي به ويژه شخص وزير گرفت و او در هر محفلي و مجلسي كه حضور مييافت، بايد پاسخگوي نتيجه دعواي سازمان سينمايي با صنوف سينمايي و ديگر نهادهاي فرهنگي و هنري ميشد. روزهاي پاياني كار محمد حسيني به طور كامل معطوف به اين درگيري شده بود و همه نگاهها و اخبار را به سوي كوچه سمنان كشاند. ميزان توجهات به اين موضوع به قدري زيادبود كه انگار اتفاق مهم ديگري در حوزه فرهنگ در اين سرزمين نميافتد. درست است كه سينما حوزهاي تأثيرگذار و پرطرفدار است ولي دعوا و مرافعه اهالي سينما هيچ دردي از وضعيت امروز سينما دوا نميكند و فقط باعث آسيب ديدن بدنه نحيف سينماي كشور ميشود. ميشد به جاي تمام آن تنشها دور يك ميز نشست و با وجود اختلافنظرهايي كه طبيعي هم است براي آينده بهتر سينما برنامه ريخت نه اينكه اهالي سينما روبهروي هم صف بكشند و در برنامه پربينندهاي مثل «هفت» همديگر را به رانتخواري متهم كنند. اميدواريم با انتخاب وزيرجديد و در دولت آينده سينماگران براي رشد و پيشرفت سينما و فرهنگ كشور تلاش كنند نه اينكه وضعيت فعلي سينما را ضعيفتر از چيزي كه هست كنند.
فرهنگ فقط سينما نيستدر كنار تمام اين جنجالها بايد در نظر داشت كه فرهنگ فقط به سينما معطوف نميشود و شامل حوزههاي ديگري هم ميگردد؛ حوزههايي كه به مراتب ميتوانند مهمتر و تأثيرگذارتر از سينما باشند. حوزه كتاب يكي از آن بخشهاست. حوزه كتاب و نشر يكي از آن بخشهاي فراموش شده سالهاي اخير مسئولان فرهنگي است. اين چندساله و در اين رفت و آمد مسئولان، كتاب و كتابخواني مظلوم واقع شده و اقدام كارساز و ماندگاري در اين زمينه صورت نگرفته است. براي همين كمكاريها و بيتوجهيهاست كه هميشه يك پاي صنعت نشر لنگيده و وضعيت كتابخواني در كشور رشد نداشته است. در صورتيكه با بهادادن به كتاب ميتوان حوزههاي ديگر را هم غنا بخشيد و در آنها كارهاي جاودانه كرد. اگر بدنه سينمايي كشور يك بدنه محكم از اطلاعات و معلومات تخصصي و عمومي باشد، خروجي سينماي كشور هم يك خروجي قوي خواهد بود. اگر غير از اين باشد و مطالعه جايي بين كارگردانان و فيلمنامهنويسان و ديگر مشاغل سينمايي نداشته باشد فيلمهايي بيبنيه و ضعيف خواهيم ديد. مطالعه به انسانها وزني ميدهد كه نتيجهاش را دركنش و رفتار آنها ميتوانيم ببينيم. حالا هر چقدر از لحاظ وزن مطالعاتي سبكتر باشيم از معيارهاي حرفهاي و استاندارد دور ميشويم. اينجا سينما مثالي جزء از يك كل است. تصور كنيد اگر عادت مطالعه كردن در جان ايرانيان رخنه كند چه تأثيرات شگرف و بزرگي در فرهنگ و اجتماع ميبينيم؛ مردمي با مطالعه كه انسان از ديدن نتيجه كارشان حض ميكند. علي جنتي هم در برنامههايي كه به نمايندگان مجلس ارائه داده از اهميت كتاب و كتابخواني غافل نشده و در بخشي از برنامههايش بر اهميت اين موضوع تأكيد كرده است. او در بند سيزدهم برنامههاي خود اينگونه آورده: «تلاش در جهت گسترش و ترويج كتابخواني و گسترش كتابخانههاي ثابت و سيار» با اينكه اين برنامه در بند يكي مانده به آخر و به شكل بسيار كلي آمده ولي اميدواريم همين يك خط از اولويتهاي اصلي و ابتدايي جنتي باشد.
وضعيت كتابخانهها مساعدكننده نيستبراي گسترش كتابخواني بايد از كتابخانهها شروع كرد. اگر قدم اول در راستاي ترويج فرهنگ مطالعه را روي بهبود وضعيت كتابخانهها قرار دهيم، نتيجه مطلوبتري خواهيم گرفت. اگر بخواهيم شرايط امروز كتابخانهها را بررسي كنيم به هيچ عنوان نميتوان نمره قبولي به عملكرد آن داد. وضعيت امروز كتابخانهها به گونهاي نيست كه بتواند مردم را به كتاب و كتابخواني علاقهمند كند. امروز چنين ظرفيتي در جايي كه بايد سرمنشأ آشتي مردم با كتاب باشد، وجود ندارد، حتي كتابخانهها ظرفيت لازم براي نگه داشتن اعضاي ثابت خود را ندارند و وقتي عضوي براي چندبار كتاب مورد نظرش كه ممكن است يك كتاب معمولي در بازار باشد را پيدا نميكند براي آمدن دوباره به كتابخانه دلسرد ميشود. اگر جمعيت كنكوري و درسخوان را از كتابخانهها بگيريم ميبينيم كه مراجعهكنندگان به كتابخانهها خيلي كم خواهند شد. وزير ارشاد براي گسترش و ترويج كتابخواني بايد رسيدگي به وضعيت كتابخانهها را از برنامههاي اصلي خود بداند. گسترش كتابخانهها در سراسر كشور ميتواند يك موضوع پسنديده و خيلي خوب باشد ولي بايد توجه كرد، هدف اصلي كتابخانهها در كاركرد آن است. كتابخانهها اگر نتوانند پل ارتباطي بين مردم و كتاب باشند و نقش آشتيجويانه بين كتاب و مردم بازي نكنند چه فايدهاي دارد. وگرنه كه خود كتابخانه يك محيط ساختماني مثل جاهاي ديگر است. كتابخانه با كتابهايي كه در آن موجود است و با آرشيوي كه دارد ميتواند نام كتابخانه را با خود يدك بكشد. متصدي وزارتخانه فرهنگ و ارشاد بايد برنامههاي مثبت و سازندهاي در جهت تبليغ، ترويج و آشتي مردم با كتابخانهها داشته باشد. واقعيت اين است كه امروز مردم با كتاب و كتابخانه قهرند. بايد با برنامههايي در اين راستا مردم را براي خواندن كتاب و آمدن به كتابخانهها تشويق كرد، حتي ميتوان براي اين مهم از صداوسيما هم كمك گرفت و تبليغاتي همانند آنچه در زمينه رسانههاي ديجيتال پخش ميشد در اين زمينه روي آنتن برود؛ كاري كه تابه حال در تلويزيون صورت نگرفته و ميشود سنگبناي نيك آن در اين دولت گذاشته شود و آقاي جنتي پايهگذار يك حركت بزرگ باشد.
قطعاً با ايجاد ميل و رغبت در مردم براي مطالعه شاهد حضور آنها در اين مكان فرهنگي خواهيم بود. مادران و زنان خانهدار كه ممكن است از اوقات فراغت بيشتري برخوردار باشند، ميتوانند به يكي از مشتريان پروپاقرص كتابخانهها تبديل شوند. مادران كه وظيفه تربيت نسلهاي بعدي جامعه بر دوش آنهاست با غني كردن دانش خود فرزندان بهتري را براي كشور تربيت ميكنند. فرزندان فردا بدون مطالعه از دنياي پيشرفته و در حال حركت عقب خواهند افتاد، همچنين ميتوان برنامههاي خوب و مثبتي براي كتابخانههاي مدارس و دانشگاهها داشت و كليد كتابخواني نوجوانان و جوانان را از همانجا زد. كتابخانه دانشگاهها در اين چند ساله فقط در زمان امتحانات شلوغ ميشوند و بعد از آن ديگر خبري از آن رفت و آمدها نيست. در صورتي كه اگر دانشجويان ازساعات فراغت خود كه گاهي زياد هم ميشود براي مطالعه استفاده كنند، در آينده فارغالتحصيلاني با دانش و آگاهي خواهيم داشت. نكته بعدي درباره كتابخانهها به تجهيز آنها برميگردد. آرشيو كتابهاي موجود در قفسهها به هيچ عنوان راضيكننده نيست. در بيشتر اين قفسهها خبري از كتابهاي روز و پرمخاطب نيست و به جاي آن چند جلد از يك كتاب كممخاطب وجود دارد؛ كتابهايي كه بعد از چند سال هنوز نو هستند و هنوز برگهاي از آن به دست كسي ورق نخورده است. بدون شك چنين وضعيتي از موجودي كتابها باعث رضايت اهل كتاب نميشود. اصليترين محصول يك كتابخانه، كتابهاي آن است و اگر اين محصول كم شود، قطعاً باعث نارضايتي و قهر مراجعهكنندگان ميشود، پس بهترين كار اين است كه هر كتابدار از وضعيت كتابخانهاي كه در آن كار ميكند نيازسنجي تخصصي انجام دهد و كتابهاي مورد نظر كتابخانه را براي مراجعهكنندگان تهيه كند؛ كاري كه تا چند سال پيش توسط كتابدارها انجام ميشد و به يك باره از آنها در اين مورد سلب مسئوليت شد. اينكه كتابها به صورت فلهاي و بدون كار كارشناسي خريداري گردد و به كتابخانهها فرستاده شود به درد كسي نخواهد خورد و اگر ميخواهند اينگونه كتابها تهيه شوند اگر از همان اول چنين كاري صورت نگيرد خيلي بهتر است. گويي متوليان امر از سر اجبار و باز كردن مسئوليت از سر خود چنين كاري را انجام ميدهد اما اگر كتابداري كه هر روز در كتابخانه حضور دارد، با اعضايش برخورد مستقيم دارد و كم و كاستيهاي محل كارش را ميشناسد، سفارش كتاب بدهد نتيجه مثبت و بهتري خواهد گرفت، همچنين اگر نهاد كتابخانهها تجديدنظري در مورد سايتش انجام دهد، بازديدكننده بيشتري خواهد داشت. اگر فضاي سايت از اين فضاي رسمي و خشك بيرون بيايد خيلي بهتر است. با وارد شدن به سايت انگار وارد يكي از اين سايتهاي خبري شدهايم و قصد رصد اخبار داريم. در صورتي كه با طراحي يك فضاي شادتر براي سايت و واردكردن قسمتهايي مثل معرفي و نقد كتاب ميتوان مخاطبان دائمي براي سايت پيدا كرد. وزير ارشاد با انتخاب افراد متخصص، كارشناس و دلسوز ميتواند گره فرهنگ كتابخواني را باز كند؛ گرهي كه چندان سفت نيست و با كمي ممارست و كار كارشناسي باز خواهد شد. بايد ديد در پايان كار دولت يازدهم سرانه مطالعه ايرانيان تغييري ميكند يا خير؟
آقای جنتی با برکناری آقای واعظی کمک بزرگی به کتابخانه ها می نمایند. به شرطی که شخص منتخب اهل فرهنگ و کتاب باشد و با کتابخانه آشنا و همچنین افراد شایسته ای را نیز انتتخاب نمایند. کار فرهنگی نیاز به افزاد آشنا به فرهنگ دارد نه افراد سیاسی افراطی