کد خبر: 607164
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۶
رتبه‌هاي تك رقمي آزمون سراسري كارشناسي امسال دانشگاه‌ها از ريشه‌هاي موفقيت خود مي‌گويند
نمي‌گويم بياييد تجربه و تصميم جابه‌جا كردن ديوار چين را داشته باشيم اما مي‌گويم بياييم تصميمي بگيريم كه اگرچه به نظر بزرگ مي‌رسد ولي عملي كردنش براي ما كار چندان سختي نخواهد بود.
زينب شكوهي طرقي| تقريباً بزرگ‌ترين آرزوي نسل جوان امروز يا به اصطلاح كنكوري‌ها اين است كه سال اول دبيرستان تا پيش دانشگاهي تصميمي بگيرند، هدفي انتخاب كنند و راهي را ترسيم كنند كه جزو تك رقمي‌هاي كنكور سال بعد باشند. زمان ما كه براي ديدن نتيجه‌هاي كنكور بايد روزنامه‌ مي‌خريدم بزرگ‌ترين آرزوي‌خودمان و خانواده‌مان اين بود كه در صفحه اول روزنامه عكس‌مان را به عنوان رتبه برتري ببينيم اما امروز بايد بگوييم قرار است اين گزارش به مثابه تابلوي راهنمايي براي همه هم نسل‌هاي جوان باشد تا راه حل‌هاي متفاوتي را براي رسيدن به يك رتبه تك رقمي در كنكور به خودشان و خانواده‌شان نشان دهد. يك لحظه همه راه‌حل‌ها و گزينه‌هاي تكراري كه تا امروز از زبان موفق‌ها شنيده‌ايد كنار بگذاريد و با ديد متفاوتي راه‌حل‌ها و روش‌هاي موفقيت رتبه‌هاي تك رقمي كنكور امسال را از زبان خودشان بشنويد.
 
 
 
 

ديو استرس را در جلسه كنكور

سر بريدم!

نفيسه ملكي، رتبه هشتم كشوري رشته انساني
 

بقيه كنكوري‌ها و رتبه‌هاي تك رقمي را نمي‌دانم ولي آن چيزي كه از خودم سراغ دارم و مي‌دانم يكي از مهم‌ترين دلايل موفقيتم در كنكور امسال اين است كه كاملاً دلي رفتار كردم! اصلاً از اينكه مي‌شنوم بعضي‌ها مي‌گويند «براي خودمان برنامه‌ريزي داشتيم، روزهاي اول پنج، شش ساعت و روزهاي آخر 10، 12 ساعت درس مي‌خوانديم، كمي تعجب مي‌كنم».

من براي خودم زمان‌بندي مطالعه نداشتم! چون هميشه از اجبار و بستن چارچوب‌هاي بسته فراري بودم حتي از دوره راهنمايي و دبيرستان هيچوقت عادت نكردم كه به خودم بگويم «امروز بايد فلان ساعت درس بخواني» چون مطمئن بودم كه نمي‌توانم خودم را محدود و مجبور كنم. در عوض بسيار خوب درس خواندم و نتيجه گرفتم چرا؟! چون كاملاً مطابق با شرايط روحي و دلي‌ام درس خواندم.

اگر يك روز حالم خوب بود از شش صبح تا ساعت 12 ظهر يك كله درس مي‌خواندم، ظهر كمي استراحت مي‌كردم، دوباره از حدود ساعت دو عصر تا 12 شب بكوب درس مي‌خواندم. يعني روزهايي كه حالم خوب بود تقريباً 16 ساعت درس مي‌خواندم در عوض بعضي از روزها پيش مي‌آمد كه چه جسمي و چه ‌روحي حال و روز خوبي نداشتم، اگرچه مدام استرس و نگراني تمام كردن و شروع دوره جديد مطالعه را داشتم ولي به قول معروف دست و دلم به درس خواندن نمي‌رفت.

گاهي اوقات وقتي فكرم مشغول بود از 9 صبح كتاب را مي‌آوردم تا به اصطلاح درس بخوانم اما چشم باز مي‌كردم مي‌ديدم ظهر شده و من نتوانسته‌ام درست و حسابي يك فصل كتاب را بخوانم. اينجور وقت‌ها خودم را اذيت نمي‌كردم چون مي‌دانستم كسري زمان مطالعه امروزم را فردا كه حالم خوب است جبران مي‌كنم كه هيچ، حتي ممكن است صد پله هم بيشتر بخوانم. زمان كنكور ناخودآگاه هرچقدر هم انسان آرام و ريلكسي باشي استرسي به جانت مي‌افتد كه اگر تجربه مهار كردنش را نداشته باشي ممكن است تا چندين ساعت فكر و ذهنت را مختل كند. من از آن دسته دانش‌آموزاني هستم كه متأسفانه استرس زود در وجودم رخنه مي‌كند و همين ورود آسانش باعث مي‌شود بخش مهمي از كار و تمركزم را به هم بريزد. مي‌دانستم كه اگر چنين اتفاقي در كنكور امسال بيفتد بايد قيد نتيجه خوب را بزنم. خدا را شكر بدون آنكه متوجه باشم راه حل خوبي براي نگراني‌ام پيدا شد. من امسال پيش از زمان كنكور انساني در كنكور زبان شركت كردم. همين يكبار شركت كردن در كنكور پيش از كنكور اصلي رشته انساني باعث شد بخش مهمي از استرس و اضطراب در وجود من زمان كنكور رشته خودم از بين رفته باشد چون با فضا، زمان و نگراني‌ها آشنايي از قبل پيدا كرده بودم. علاوه بر اين در مدت برگزاري كنكور زبان، بچه‌هاي رياضي و تجربي كه كنكورشان را داده بودند خوشحال بودند، شوخي مي‌كردند و مي‌خنديدند همين رفتارها باعث شد من حتي كنكور زبانم را هم با كمترين اضطراب پشت سر بگذارم. با همه تلاش‌هايي كه كرده بودم بازهم در زمان برگزاري كنكور رشته انساني يك نگراني مثل خوره به جانم افتاد و براي چند دقيقه‌اي تمركزم را به هم زد. ماجرا از اين قرار بود كه من چون عادت كرده بودم زمان تست زني‌ام را با ساعت هماهنگ كنم و چون مي‌دانستم نگاه كردن مداوم به ساعت مچي زمان زيادي را هدر مي‌دهد براي كنكور زبان با خودم يك ساعت روميزي بردم، خوشبختانه كسي هم ايرادي نگرفت.

با همين زمينه ذهني براي كنكور انساني ساعت مچي‌ام را برنداشتم و فقط با ساعت روميزي راهي كنكور شدم كه يكدفعه ديدم مراقب‌ها مي‌گويند نمي‌تواني ساعت روميزي را باخودت سر جلسه ببري. انگار يك لحظه دنيا روي سرم خراب شد! من مانده بودم بدون ساعت! در چند دقيقه باقي مانده التماس كنان از مراقب‌هاي جلسه خواستم كه ساعت مچي‌شان را به من قرض بدهند، مراقب‌ها هم يا ساعت نداشتند يا ساعتشان خراب بود. درست در چند دقيقه آخر بالاخره توانستم با هزار منت كشي از يكي از مراقب‌ها ساعت مچي‌اش را براي چند ساعت قرض بگيرم. حالا كه فكرش را مي‌كنم مي‌بينم اگر ساعت نداشتم ممكن بود تمام زمان كنكورم را بدون مديريت كردن هدر بدهم، در نهايت رتبه تك رقمي كسب نمي‌كردم و ديگر شما با من تماس نمي‌گرفتيد و دلايل موفقيتم را نمي‌پرسيديد!
 
 
 
با برنامه‌ريزي دقيق كنكور را شكست دادم
 
 
محمدجواد موسوي، رتبه سوم كشوري رشته رياضي
 
خب مطمئناً كسب چنين رتبه‌اي در آزمون به اين بزرگي آن هم در رشته رياضي كار آساني نبوده و نيست اما اينكه چه شد كه به چنين رتبه‌اي دست پيدا كردم به دلايل زيادي بستگي دارد و اگر بي‌انصافي نباشد من فقط مي‌توانم از عواملي سخن بگويم كه پررنگ‌تر از بقيه بوده است و گرنه در لايه‌هاي زيرين و بعدي زندگي خصوصي و درس خواندن ما مطمئناً دلايل ديگري هم وجود دارد.

رسيدن به چنين رتبه‌اي آن هم در شرايط من و زندگي در شهرستان مباركه تلاش زيادي را مي‌طلبد. اما نكته مهم اين است كه بسياري از همسن و سال‌هاي من چنين تلاشي كرده‌اند ولي لزوماً به چنين نتيجه مطلوبي نرسيده‌اند. پايه فكري زندگي من بر اين اساس است كه معتقدم چطور نمي‌توان انتظار داشت كه يك خودرو بدون اينكه راهنمايي داشته باشد يا مسيري براي آن ترسيم شده باشد به هدف برسد، طبيعي است كه انسان با مراحل پيچيده‌اي كه در زندگي‌اش با آن روبه رو مي‌شود نمي‌تواند بدون مسير و برنامه حركت كند حتي اگر هم حركت كند به طور قطع به هدف و مقصد نمي‌رسد. زندگي تحصيلي من مهم‌تر از حركت يك خودرو است پس برنامه‌ريزي و ترسيم مسير در اين راه بسيار ضروري‌تر است.

من فكر مي‌كنم حلقه مفقود شده تلاش‌هاي همه كه باعث رسيدن به نتايج متفاوت مي‌شود اول برنامه‌ريزي و دوم حمايت خانواده‌هاست. شما اگر برنامه‌ريزي نداشته باشيد در واقع براي پيشبرد برنامه‌هايتان جهتي قرار نداده‌ايد در نتيجه طبيعي است كه به هيچ مقصودي نرسيد اما كسي كه از همان اول براي خودش برنامه‌ريزي هرچند مختصر و كوتاه دارد به طور قطع به نتيجه بهتري دست پيدا مي‌كند. البته من معتقدم حمايت خانواده هم باعث مي‌شود بخش مهمي از دغدغه‌ها و نگراني‌هاي جوان در اين مسير از بين برود و اين خودش يك كمك حال بزرگ است. من شخصاً در هر زمينه‌‌اي هميشه دو نوع برنامه‌ريزي داشته و دارم. براي روزها و هدف‌هايم در آينده برنامه‌ريزي بلند مدت و براي مسير و هدف‌هاي رسيدن به هدف‌هاي كوچك‌تر برنامه‌ريزي كوتاه مدت درنظر مي‌گيرم. مثلاً در مورد كنكور برنامه‌ريزي بلند مدتم ابتداي دوره پيش‌دانشگاهي بر اين هدف بود كه در مدت يك سال آينده حتماً بايد در كنكور شركت كنم و رتبه خوبي به دست آورم. اما در برنامه‌ريزي كوتاه مدتم بايد مسير و راه‌هاي رسيدن به آن هدف قبولي و رتبه خوب را ترسيم مي‌كردم به همين دليل زمان مطالعه و روزهاي دو هفته‌اي را جدا جدا تقسيم‌بندي كرده بودم. مثلاً طبق برنامه‌ريزي كوتاه مدتم در تابستان گذشته كار مطالعه براي كنكور را با روزي پنج ساعت شروع كردم اما رفته رفته با نزديك شدن به كنكور و رسيدن به برنامه بلند مدتم ساعت مطالعه‌ام به 10 ساعت در يك روز رسيد. آنقدر من روي اين برنامه‌ريزي حساس و دقيق بودم كه فكر مي‌كنم بخش مهمي از موفقيتم به خاطر اين برنامه‌ريزي دقيق بوده است.

 
براي كنكور تستي، تستي درس خواندم
 

پوريا ياراحمدي، رتبه سوم كشوري كنكور تجربي

ن نمي‌خواهم شعار بدهم اما ايمان دارم كه بخش مهمي از اين موفقيت به خاطر لطف و توجه خاص خدا بوده است. فكر مي‌كنم بعد از خدا عوامل مهم ديگري باعث مي‌شوند يك دانش‌آموز ساده سال آخر دبيرستاني به يك رتبه تك رقمي كنكوري تبديل شود.

يك جوان بيشتر از آنكه به داشته‌هايش پشت‌گرم باشد مي‌تواند با حمايت‌ها و درك خانواده و فاميل از شرايطش چنان آرامشي به دست آورد كه در نهايت نتيجه خوبي از آن آرامش كسب كنند. سال آخر در حالي كه من در بهترين شرايط بودم چون همه فاميل شرايط كنكورم را درك مي‌كردند مي‌ديدم كه بسياري از خانواده‌ها نه تنها شرايط فرزندانشان را درك نمي‌كنند بلكه ذره‌اي از خواسته‌هاي خودشان هم به قيمت موفقيت فرزندشان كوتاه نمي‌آيند. خود من بارها مي‌ديدم كه پدر و مادر همكلاسي‌ها و هم‌سن و سال‌هايم مدام با هم درگيري دارند و حتي بعضي از آنها درست همان سالي كه فرزندشان كنكور داشت و بايد به شدت درس مي‌خواند تازه يادشان افتاده بود كه به مشكلات چند سال گذشته زندگي مشتركشان پايان بدهند، حالا شده با دعوا يا جدايي و دادگاه رفتن!

فكرش را بكنيد شرايط اين چنيني براي هر جواني سم است چه برسد به ما كه كنكور داشتيم. جاي شكر دارد كه خانواده و اقوام من بيشتر از قشر فرهنگيان هستند. تقريباً همه حق استادي بر گردن من دارند چون نه‌تنها در اين مدت از نظر علمي و درسي به من كمك مي‌كردند بلكه مدام به يكديگر شرايط سال آخر من را گوشزد مي‌كردند و توقعاتشان را در مورد ديد و بازديد و مهماني‌ها به حداقل رسانده بودند. همه آنها براي كمك كردن يكپارچه و هماهنگ، رفت و آمدها و ديد و بازديدها را حذف كردند و با آموزش دانسته‌هايي كه داشتند باعث شدند سطح آموخته‌هاي من نسبت به ساير هم سن و سال‌هايم به شدت افزايش پيدا كند. همه اين عوامل ريز و درشت دست به دست هم مي‌دهند و از يك نوجوان سال چهارمي يك رتبه كنكوري موفق مي‌سازند.

نكته مهم بعدي كه به شدت به آن اعتقاد دارم كيفيت درس خواندن هر جوان است. شايد ما در ميان ساير كنكوري‌ها موفق‌تر بوديم چون مي‌دانستيم چطور بايد درس بخوانيم تا بيشترين اطلاعات را در ذهن‌مان حفظ كنيم و اين هيچ ربطي طولاني مدت درس خواندن ندارد. من دوستاني داشتم كه همپاي من درس مي‌خواندند و اگر همين الان به آنها بگويي فلان فصل كتاب را توضيح بده چنان با ظرافت برايت شرح مي‌دهند كه محال است نويسنده كتاب بتواند به چنين توضيحي برسد اما نكته اينجاست كه هيچ كس با درس خواندن تشريحي نمي‌تواند در يك آزمون بزرگ تستي موفق شود. در مطالعات كنكوري بايد جامع ولي ريزبينانه و به قولي تستي درس خواند.
 
 
 
باور كنيد شما رتبه اولي كنكور هستيد
 
عليرضا محمد حسيني، رتبه نهم كشوري رشته تجربي
 
مطمئناً در زندگي هر جواني دلايل مختلفي وجود دارد كه وقتي مجموع اين دلايل دست به دست هم مي‌دهند زمينه‌هاي موفقيت او را مي‌سازند. كنكور هنوز يكي از بزرگ‌ترين و سخت‌ترين مراحل زندگي هر جوان ايراني است. اين همه مسئولان تلاش مي‌كنند تا در بين جوان‌هاي هم‌سن و سال من اين ذهنيت را ايجاد كنند كه اگر هم كنكور قبول نشديد دنيا به آخر نمي‌رسد و زندگي در جنبه‌هاي مختلف ادامه دارد.

اما دردناك اين است اينكه هر جاي زندگي را كه نگاه مي‌كني وابسته به همين مدرك و دانشگاه رفتن است. بخش عمده‌اي از شغل آينده هر جوان، شخصيت، وجهه اجتماعي او و در نهايت يكي از مهم‌ترين سؤالات زمان انتخاب همسر اين است كه در چه رشته‌اي و تا چه مقطعي درس خوانده‌اي. حتي بعضي‌ها پا را فراتر مي‌گذارند و از دانشگاه، رتبه و معدل مدركت هم مي‌پرسند پس من به عنوان يك جوان چاره‌اي ندارم جز اينكه تمام همتم را به كار ببندم تا بتوانم با كسب يك رتبه خوب در يك رشته بهتر قبول شوم.

فصل مشترك همه دبيرستاني‌ها بالاخص كنكوري‌ها درس خواندن است. تقريباً همه كساني كه مي‌دانند امسال يا يكي، دو سال ديگر كنكور دارند به شدت درس مي‌خوانند و قيد تفريحات و وقت گذراني‌هايشان را مي‌زنند. حتي سال آخر ممكن است تا پاي حذف ديد و بازديدهاي فاميلي يا تعطيلات هم بروند اما با همه اين تلاش‌ها نتيجه‌اي كه بعد از اعلام رتبه‌ها به دست مي‌آيد بسيار متفاوت است!

من فكر مي‌كنم اولين عاملي كه باعث شد من نتيجه بهتر و متفاوت‌تري از ساير كنكوري‌ها بگيرم «باور» بود. من در حد ايمان، باور داشتم كه حتي مي‌توانم رتبه‌هاي يك تا سه كنكور امسال را كسب كنم چه رسد به رتبه 9!

ناگفته نماند من از آن دسته جوان‌هايي هستم كه باور در وجودم با تلاش آميخته شده است؛ اگر بخواهم واضح توضيح بدهم منظورم اين است كه اگر به دست يافتن به چيزي يا موقعيتي باور داشته باشم خود به خود تلاش وصف ناشدني، من را به سمت رسيدن به هدفم هدايت مي‌كند نمي‌دانم خودم مي‌روم يا هدف است كه مرا جذب مي‌كند فقط مطمئنم كه آنقدر اين تلاش و انگيزه انرژي دارد كه تا رسيدن به هدف خوب حمايتم مي‌كند و اجازه خسته شدن را نمي‌دهد.

شما اگر يك ورزشكار باشيد و به رسيدن به هدفتان ايمان داشته باشيد، در مسير تحقق آن تلاش كنيد ولي اگر در وجودتان رخوت و سستي باشد مطمئناً به نتيجه نمي‌رسيد. اصلاً گاهي اوقات قهرمانان ورزشي استرس و اضطراب‌هاي دروني‌شان عامل موفقيت و چابكي آنها مي‌شود اما در مورد كنكور اين مسئله كاملاً مصداق عكس دارد. يك كنكوري هرچقدر هم تلاش كند اگر آرامش دروني نداشته باشد درست مثل كسي است كه ذره ذره يك بناي علمي در وجودش مي‌سازد ولي با اضطراب دروني‌اش يك دفعه و به سرعت اين بنا را نابود مي‌كند شايد به همين دليل است كه بيشتر موفق شده‌هاي عرصه كنكور آرامش خود را مهم‌ترين عامل موفقيتشان عنوان مي‌كنند.

 
 
 
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
دانش اموز
|
-
|
۱۶:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۵
0
0
عالیییییییییییییییییییییییییی بوووووود ولی کاش بیشتر از صحبتهای ایشان در اختیار ما قرار می دادید.برای من که هنوز در دوره متوسطه تحصیل میکنم فوق العاده بود..........دیگه چه برسه به کنکوریاااااااااااا
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها