
براي اهالي جنبش سبز و تندروهاي اصلاحطلب، روزهايي كه مجلس به بررسي رأي اعتماد به وزراي كابينه يازدهم ميپرداخت، روزهاي چندان خوشي نبود؛ اهالي فتنه اين روزها و به خصوص پس از سخنراني پاياني روحاني در مجلس دريافتند كه با رئيسجمهور شدن روحاني، اميد عبثي در دلهايشان جوانه زده بود. اگر قرار باشد با كليدواژه فتنه 88 جلسات رأي اعتماد را مرور كنيم، بايد به سبزها حق بدهيم دلخور باشند، عصباني باشند و حتي احساس سرخوردگي و مغبون شدن داشته باشند.
برائتجويي دولت يازدهم از فتنه 88در جلسات رأي اعتماد يك وزير پيشنهادي در برابر اتهام تحريك مردم براي شركت در آشوبها، رسماً ميگويد كه در هيچ راهپيمايي پس از انتخابات 88 حضور نداشته و نه فقط پس از خطبههاي 29 خرداد رهبري كه حتي در هفته قبل از خطبهها نيز كه در جلسه نمايندگان كانديداها با رهبري حضور داشته، مطيع نظر رهبري بوده و خلاف آن عمل نكرده است. آن نماينده حامي اصلاحطلبان در مجلس ميگويد فلان وزير هيچ نقشي در سال 88 نداشته و موضوع اين است كه هر كسي پس از خطبه رهبري و اعلام نظر شوراي نگهبان به اعتراض خياباني ادامه داده از نظر ما نيز فتنهگر است. آن وزير ديگر در مورد اتهام شركت در تجمعات غيرقانوني سال 88 در مقام دفاع ميگويد كه من در انتخابات سال 88 در هيچ ستادي فعاليت نكردم و درگير مسائل نبودم. آن وزير ديگر كه عضو ستاد انتخاباتي سبزها هم بوده، ميگويد كه اين سؤال دردناكي از ماست؛ وقتي شوراي نگهبان مطلبي را اعلام و صحت انتخابات را اعلام ميكند، نظر قطعي و حكم مختومه را دارد، چطور ميشود ما بخواهيم يك كار غيرقانوني كنيم. ما يك لحظه از قانون تخلف نكرديم و همواره قانونمدار و تسليم رأي رهبري بوده و هستيم.
اينها همه اعلام برائتهاي كساني بود كه در باب فتنه 88 مورد سؤال نمايندگان بودند؛ كساني كه حتي اگر در آن وقايع نقشي هم داشتند، بر سر حرف خويش نماندند و در تريبون رسمي و علني دست به انكار آن زدند.
اوج اين ماجرا در سخنان پاياني رئيسجمهور روحاني در مجلس روي داد؛ همه آنچه سبزها اعتراضات مدني و جنبش مردمي و راهپيمايي ميليوني! سكوت ميناميدند، در كلام حسن روحاني تبديل شد به «اردوكشي خياباني» و فراتر از آن، وي در دفاع از يك وزير پيشنهادياش، اذعان به نبود تقلب در انتخابات را شهامت ناميد و گفت: «ايشان اين شهامت را داشت كه در همان دوران حساس در حضور مقام معظم رهبري با شهامت بگويد كه در انتخابات نه تنها تقلبي نشده است بلكه در انتخابات ايران امكان تقلب وجود ندارد و اين را هم به ايشان تبريك ميگوييم كه حرفهاي خود را بيان كرده است.»
توهم سبزها در مورد روحاني رنگ باختراديكالهاي سبز كه با اعلام وزارت كشور مبني بر پيروزي دكتر حسن روحاني در انتخابات رياست جمهوري يازدهم دست افشان و پاي كوبان شدند و از سر توهمي كه هميشه گريبانگيرشان هست، رئيسجمهور جديد ايران را فردي مدافع قبيلهشان قلمداد كردند و در حالي كه تا ديروزش از فرمايشي بودن انتخابات در جمهوري اسلامي و تحريم آن به همين دليل سخن ميراندند، فرداي انتخابات به شادماني انتخاب روحاني پرداختند، خيلي زود از قله توهم پايين افتادند.
جلسات رأي اعتماد به وزراي كابينه يازدهم صرف نظر از هر آنچه بود و نبود، تبديل به برائتي تمام عيار از فتنه 88 شد؛ وزرايي كه از اين منظر مورد سؤال نمايندگان مجلس بودند، كوشيدند به هر نحوي حضور خود را در اتفاقات پس از انتخابات دهم رياست جمهوري انكار و تكذيب و رد كنند. صرفنظر از آنكه اين انكارها يا آن ادعاهاي نمايندگان در مورد نقشآفريني اين وزرا در اتفاقات پس از انتخابات چقدر منطبق با واقع بود، يا نتيجه آن سؤالات و دفاعيات به كجا انجاميد، اصل اين رويه برائتجويي از حوادث سال 88 اتفاق ناخوشايندي براي سبزها بود.
اهالي فتنه با چشم خود ديدند كه يكي از نمايندگانشان در ديدار با رهبري، همان هفته اول پس از انتخابات علناً به دروغ بودن ادعاي تقلب اعتراف كرده است. آنها شنيدند كه رئيسجمهوري كه توهم حامي سبزها بودنش را داشتند، اين اعتراف را رسماً شهامت مينامد و بابت آن به وزيرش تبريك ميگويد! آنها ديدند كه هر كه اعتراضات مردمي را كمي قبول دارد، فقط آنها را تا قبل از خطبههاي رهبري ميپذيرد و اين يعني حتي اين اصلاحطلبان نيز از 29 خرداد 88 به بعد را غيرقانوني ميدانند! سبزها گرچه اعترافات امثال ابطحي و عطريانفر و حجاريان را در دادگاه ناشي از خوراندن قرص به آنان يا تحت شكنجه ميدانستند، اما حال در برابر اعتراف صريح در تريبون رسمي و علني مجلس چه كنند؟! با آن صراحت نمايندهشان در ديدار با رهبري چه كنند؟! اين هم نتيجه خوراندن قرص بود؟! اين هم تحت شكنجه بود؟!
سبزها همان پنجشنبه شب و هنگام سخنراني روحاني اعتراضاتشان در فضاي مجازي شروع شد؛ آنها اردوكشي خياباني ناميده شدن راهپيمايي هايشان را توهين به خود دانستند؛ آنها نميتوانستند باور كنند كه تقلب، كليدواژه فتنهانگيزي شان را اين دولت جديد هم باور ندارد و موج اعتراضات عليه حسن روحاني در فضاي مجازي آغاز شد؛ آنقدري كه برخي ليدرهايشان آنها را دعوت به آرامش ميكردند! حال شايد بتوان راحتتر آن پيش بيني دو ماه قبل را تكرار كرد كه دير نيست روزي كه اين جماعت خوشحال از پيروزي روحاني تبديل به مخالفان درجه اول او شوند.
بخشيدن فرد با مسئوليت دادن به او فرق دارداز اتفاقات جالب توجه مربوط به مباحث مطرح شده در مورد فتنه، نطق غيرحرفهاي مسعود پزشكيان در دفاع از وزيري بود كه متهم به حضور در فتنه 88 شد. پزشكيان از نمايندگان خواست نبش قبر نكنند و اذعان فرد به حضور نداشتن در فتنه را بپذيرند و كلي هم از تاريخ اسلام و نحوه برخورد پيامبر با مشركين مثال آورد كه ايشان بعدتر آن خطاكاران را ميبخشند و حتي هدايايي به آنها ميدهند و حتي در فتح مكه اعلام امان عمومي ميكنند و. . . شايد مسعود پزشكيان فكر كند آنچه در سال 88 روي داده، اختلاف كوچك و سادهاي بوده كه حالا از نبش قبر نشدنش ميگويد! اصلش نظام كه با سبزها اختلاف مالي نداشت كه حالا بگوييم اتفاقي نيفتاده كه؛ روي همديگر را ببوسيد و همه چيز تمام! هشت ماه كشور را به آشوب كشيدند؛ تا مرز براندازي نظام پيش رفتند؛ وسط خيابان فرياد جمهوري ايراني و مرگ بر اصل ولايت فقيه سردادند و اينگونه دو ركن اصلي انديشه امام خميني (ره) را به آتش كشيدند؛ خون ريختند و آتش زدند و شكستند؛ حرمت عاشورا را لگدمال كردند؛ مال و جان و ناموس مردم را بر باد دادند و حالا گفتن از نقش آفرينان اين حوادث تلخ شد نبش قبر؟!
داغهاي 88 چه زماني دفن شد كه حالا اين قبر را نبش نكنيم؟!
از سويي پزشكيان اين همه از تاريخ اسلام و مشي حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) در بخشش خطاكاران گفت و آخرش نگفت كه مگر جمهوري اسلامي اين افراد متهم به نقشآفريني در فتنه را نبخشيده؟ مگر با آنها برخوردي شده كه اگر شده پس چگونه اكنون به عنوان وزير معرفي شدهاند؟ مگر مجازاتي براي امثال اين وزراي پيشنهادي در نظر گرفته و انجام شد؟ چرا اينقدر راحت مغلطه ميكنند؟ پيامبر خطاكاران را بخشيد؛ اما آيا آنها را وزير خود كرد؟! يعني نبايد اين قدر بدانيم كه بخشيدن خطاكار يك بحث است و مسئوليت سپردن به او يك بحث ديگر؟! جمهوري اسلامي برخوردي با ايشان نميكند، اما نمايندههاي مردم نيز حق دارند مانع مسئوليت گرفتن آنها شوند.
و در پايان آنكه چه دير ياد برائت جويي از فتنه افتادند؛ چه دير يادشان افتاد كه هرچه بعد از خطبههاي حضرت آقا اتفاق افتاده، غيرقانوني بوده و مورد تأييدشان نيست؟ حال كه ميخواهند به حاكميت برگردند! و تأسف آنكه حتي اكنون نيز عذرخواهي نميكنند... هم خدا را ميخواهند، هم خرما را؛ يكي به نعل، يكي به ميخ! اين برائتجويي را بايد البته به فال نيك گرفت؛ اي كاش همراه عذرخواهي و كاش كمي زودتر...