
از همان دوران كودكي و نوجواني كه پشت اكثر مواد غذايي شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» را ميخواندم، باور داشتم كه با توجه به اوضاع اقتصادي آن زمان و احتمالاً آيندهام قرار نيست من هم خلاف اين شعار عمل كنم و قرار نيست بيشتر از يك فرزند داشته باشم. وقتي كه وارد بازار كار شدم و ديدم دخل و خرجم با هم همخواني ندارد هزار بار در ذهنم قيد آن بچه را هم زدم و دوباره دلم خواست كه حداقل همين يك فرزند را داشته باشم، حتي اگر به قيمت بيشتر تلاش كردنم باشد. هميشه ميگويم فرزند من يا بايد به دنيا بيايد و سختي نكشد يا همان بهتر كه به دنيا نيايد. «فرزند كمتر، زندگي بهتر» شعار خوبي بود تا فراموش نكنيم كه اگر توانايي نگهداري از فرزندمان را نداريم و اوضاع اقتصادي اجازه نميدهد، بهتر است تا جايي كه ميتوانيم جمعيت خانوادهمان را كنترل كنيم تا فرزندان ما حتي اگر قرار باشد تا يك نفر كاهش پيدا كند در رفاه زندگي كند.
بچهاي يك ميليون تومان؟!ولي داستان از جايي شروع شد كه «فرزند كمتر، زندگي بهتر» به شعاري عجيب و غريب تبديل شد كه با سياستهاي ما همخواني نداشت و قرار شد براي تشويق مردم به بچهدار شد به هر فرزند يك ميليون تومان اهدا شود! هنوز كه هنوز است درك نميكنم اين تصميم با چه منطقي گرفته شد. آن خانوادههايي كه در رفاه هستند و به راحتي ميتواند هفت، هشت بچه را سرپرستي و زندگيشان را تأمين كنند كه هرگز به اين يك ميليون تومان نياز ندارند و آن بنده خداهايي كه به اين يك ميليون تومان دل بستهاند و به عشق اين يك ميليون تومان يك بچه بيچاره كه بايد چندين برابر اين پول خرجش كنند را به دنيا ميآورند غافل هستند از اينكه حق اين بچهها نيست در خانوادههايي كه خودشان هم زير خط فقر دستوپا ميزنند، زندگي كنند.
داراها بايد بچهدار ميشدند، نه ندارها!از آن طرف خانوادههاي ثروتمند و مرفه همچنان به «فرزند كمتر، زندگي بهتر» پايبند هستند و نه دلشان آن يك ميليون تومان را ميخواست نه فرزنداني را كه يك زمان ميگفتند به دنيا نياوريد و حالا با زيرميزي ميخواستند حرفشان را پس بگيرند. پولدارها قيد بچهدار شدن را زدند و ندارها دلشان را به يك ميليون تومان خوش كردند و خواستند بچهدار شوند. هيچكس به اين نكته توجه نكرد كه كساني بايد بچهدار شوند كه در رفاه بيشتري قرار دارند و نيازي به آن يك ميليون ندارند نه كساني كه فكر ميكنند اين يك ميليون جايزهاي بزرگ و معاملهاي پرسود براي بزرگ كردن يك كودك است. به هر حال داستان يك ميليون تومان هديه هم مثل خيلي از طرحها كنسل شد و باز هم خانوادهها ماندند و تصميم درباره اينكه آيا بچهدار شويم يا نه؟
جوانان در خرج زندگي خودشان هم ماندهاند!هزينههاي زندگي روزبهروز بيشتر ميشود و افزايش حقوقها ديگر جاني ندارند كه بخواهند به اين افزايش قيمتها برسند. خيلي از جوانها حتي فكر بچهدار شدن را هم نميكنند و همين كه بتوانند در اين شرايط اقتصادي اجاره خانه بدهند و قبض آب، گاز، برق، تلفن و... را پرداخت كنند و خلاصه از پس مخارج زندگيشان بربيايند كلاهشان را بالا مياندازند. خيليها به اين موضوع فكر ميكنند كه اصلاً با شرايط حاضر قادر به ازدواج كردن هستند؟ كساني كه بدون هيچگونه پشتوانه ماهي 500 هزار تومان حقوق ميگيرند (اگر مجبور نباشند جايي كار كنند كه پايينتر از پايه حقوق دريافت كنند)، چطور ميتوانند حتي پول پيش يك خانه 40 متري در تهران را فراهم كنند؟ چند سال بايد پول پسانداز كنند؟ و اگر شرايطش فراهم شد كه بتوانند پول پيش يك خانه را بپردازند چطور ميخواهند از پس اجاره خانه و پول آب و برق و گاز و تلفن بر بيايند؟ خورد و خوراك و هزاران خرج ديگر زندگي كه جاي خود دارد. در كنار همه اين مشكلات جايي براي بچهدار شدن هم وجود دارد؟
بالاخره فرزند كمتر يا بيشتر؟طي اين 30، 40 سال آنقدر شعارهاي مختلف شنيده شد كه همه گيج شدند كه فرزند كمتر زندگي بهتري را فراهم ميكند يا فرزند بيشتر؟! دهه 60 ما شاهد افزايش جمعيت زيادي بوديم كه يكي از دلايلش اين بود كه همه فكر ميكردند جنگ با عراق براي مدتي طولاني ادامه خواهد داشت و خيليها ميخواستند فرزند داشته باشند تا او را براي رفتن به جبهه و مقاومت از خاك ايران آماده كنند. بعد از جنگ بود كه شعار «فرزند كمتر، زندگي بهتر» زنگ خطري براي افزايش جمعيت و نگراني براي كنترل جمعيت كشور شد و حالا دوباره چند سال است همه نگران كاهش عجيب رشد جمعيت هستند و اين نگراني به جايي رسيد كه براي تشويق مردم به بچهدار شدن به آنها هديه هم داده ميشد. به گفته بعضي از كارشناسان تا سال 1420 ما شاهد رشد منفي جمعيت خواهيم بود و همه به جاي اينكه دنبال راهحل باشند فقط ميترسند. ميترسند كه جوانان قيد بچهدار شدن را بزنند و نگران همين جوانان نيستند كه با كدام كار و درآمد ميخواهند زير بار هزينههاي زندگي بروند. وقتي كه جوانان در رفاه باشند، آن زمان است كه ميتوانند به ازدواج و بعد از آن به بچهدار شدن فكر كنند.
و اما...كاش مسئولان فراموش نكنند كه همه ما جوانان دوست داريم خوب زندگي كنيم. كار خوبي داشته باشيم، خوب بپوشيم، خوب بخوابيم، خوب بگرديم، ازدواج كنيم و بچه داشته باشيم. چه چيزي شيرينتر از بچه در زندگي آدم وجود دارد؟ مشكل اينجاست كه همه نيازهاي ما فراموش شده و با تمام اين مشكلات باز هم دوست دارند كه ما بچهدار شويم و مهم نيست كه چه راه طولاني و دور از دسترسي پيش روي تمام جوانان وجود دارد، جواناني كه خودشان بيشتر از شما دوست دارند بچهدار شوند و كودكشان را كه بزرگترين آرزويشان در زندگي خواهد بود در آغوش بگيرند.