بعد از آنكه جوانان مصري با تشكيل جنبشي موسوم به تمرد(نافرماني مدني )و با جمع آوري ميليونها امضا، موازنه سياسي و امنيتي را به نفع جبهه نجات تغيير دادند و در عين حال زمينه را براي دخالت ارتش در سياست فراهم كردند، جنبش تمرد بحرين نيز به تاسي از جنبش تمرد مصر شكل گرفت و روز 14 فوريه را كه سالروز استقلال اين كشور است به عنوان روز نافرماني مدني تعيين كرد. بيانيهاي هم كه در آستانه تجمع بزرگ انقلابيون بحريني در چهارشنبه (امروز) صادر شد از همه گروههاي سياسي حاضر در صحنه سياسي بحرين خواست به فراخوان نافرماني مدني بپيوندند، به طوري كه ابتدا سرپيچي از قوانين، خارج كردن داراييهاي خود از بانكها، توقف رسيدگي به كارها و پروندههاي اداري غيرضروري و در نهايت رسيدن به اوج نافرماني عمومي و دست كشيدن از كار و تعطيلي مدارس است. همچنين در اين بيانيه از مردم خواسته شده كه اعتراض خود را تنها به اين روز محدود نكنند و به نافرماني خود در روزهاي بعد نيز ادامه دهند. در واقع اين جنبش درصدد است با پرهيز از هر اقدام خشونتآميز بهانه به دست رژيم حاكم ندهد. با اين حال جدا از اينكه در خصوص مسالمتآميز ماندن جنبش تمرد بحرين ترديد وجود دارد بين جنبش تمرد بحرين و جنبش مصر تفاوتي اساسي هست.
مصر با توجه به وزنه و جايگاهش همواره براي ديگر كشورها الگو بوده و خيزشهاي مردمي تونس وقتي به مصر رسيد ابعاد گسترده پيدا كرد و اكنون هم كه دولت منبعث از اين خيزش در مصر ساقط شد باز بر ديگر كشورها تاثير گذاشته و با توجه به نقش تعيينكننده جنبش تمرد مصر در سقوط دولت مرسي جنبشهاي مشابه بلافاصله در ديگر كشورها از تونس گرفته تا بحرين شكل گرفته و اعلام موجوديت كردهاند. اما فرقي كه جنبش تمرد بحرين با ديگر جنبشهاي مشابه در ديگركشورهاي عربي دارد اين است كه جنبش نافرماني مدني بحرين همچنان براي ساقط كردن نظام ديكتاتور سابق تلاش ميكند، اما جنبشهاي تمرد در كشورهايي مثل مصر يا تونس براي از بين بردن نظامهاي اسلامي منبعث از انقلاب ميكوشند و در پي استقرارنظامهاي غيرديني و سكولار هستند. از ديگر تفاوتها در اين زمينه اين است كه جنبش تمرد و نافرماني مدني در مصر و تونس از حمايت صريح و ضمني كشورهاي عربي و غربي برخوردار است، اما چنين حمايتي درباره جنبش تمرد بحرين ديده نميشود. از اين رو اين خطر وجود دارد كه دولت اقليت و تماميت خواه بحرين با احساس پشتيباني كه از سوي اين كشورها دارد به سركوب جنبش تمرد بحرين بپردازد.
در بين كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا كه در چند سال اخير در معرض خيزشهاي مردمي قرار گرفتهاند، بحرين تنها كشوري است كه از شاخصهاي لازم براي جنبش انقلابي به مفهوم واقعي آن برخوردار است، زيرا تنها در اين كشور است كه اكثريت جامعه عليه اقليت حاكم و با هدف برچيدن مناسبات ناعادلانه و تبعيضهاي اجتماعي و سياسي قيام كردهاند و اكنون بهرغم گذشت نزديك به سه سال همچنان به مقاومت خود ادامه ميدهند و پلهاي پشت سرخود راخراب شده ميبينند. اما با اين حال انقلاب بحرين هنوز به نتيجه نرسيده و انقلابيون اين كشور به انحاي مختلف سركوب ميشوند. در واقع انقلاب بحرين قرباني زد و بند و بده و بستان بين حامي منطقهاي دولت تماميتخواه حاكم اين كشور يعني عربستان و قدرتهاي غربي همچون امريكا و انگليس شده است.