در روزهاي منتهي به مراسم تنفيذ و تحليف رئيسجمهور، بخشي از فضاي رسانهاي كشور به اين موضوع اختصاص داشت كه آيا سيدمحمد خاتمي در اين دو مراسم شركت ميكند يا خير. به صورت طبيعي و عرفي وي نيز بايد در كنار ديگر رؤساي جمهور سابق در اين مراسم حضور مييافت، اما ظاهراً زمينهاي براي اين حضور نمييابد. نه تنها در اين مراسم بلكه در مراسماتي مانند نماز عيد فطر و... ايشان حضور ندارند. در مراسمهاي ملي غايب است. بدون ترديد چرايي اين غيب وي به رفتار خود او در فتنه 1388 و اشتباهاتي كه در آن حوادث مرتكب شد، بر ميگردد. خاتمي در مسئلهاي كه منجر به اردوكشي خياباني شد نقش اساسي داشت. مقام معظم رهبري هنگام توديع خاتمي در سال 1384 برترين خصيصه وي را «نجابت» خواندند. اما در خصوص فتنه 1388 روش غائلهآفرينان را «نانجيبانه» خواندند و در ماه رمضان 1388 در جمع دانشجويان فرمودند: «مسئله اصلي را فراموش نكنيد، مسئله اصلي آن است كه از فرداي انتخابات كاري كردند كه نظام جمهوري اسلامي به رغم رأي 85 درصدي مردم نتوانست سرش را در مقابل چشم ملتهاي اسلامي بالا بگيرد.» بنابر اين سيدمحمد خاتمي در اين غائله بينقش نيست. نقش وي داراي دو بخش است. سخنان و همراهي پيرامون ايجاد كميته صيانت از آرا و بيتوجهي به تذكر اول فروردين 1388 مقام معظم رهبري در مشهد كه فرمودند اين مسئله را طرح نكنيد. اين حرف دشمن است، چگونه قرار است تقلب شود؟ و... و همراهي در ايجاد غائله و حركتهاي غريبهوار بعد از انتخابات كه منجر به ريختن خونهاي پاكي گرديد. نقش محوري خاتمي در صدور بيانيههاي مجمع روحانيون در حمايت از اقدامات غيرقانوني موسوي در تاريخ ايران و انقلاب اسلامي ثبت است و سادهانديشي و مدبر نبودن اين جمع روحاني كاملاً مشهود است. مجمع روحانيون در حالي درخواست راهپيمايي براي 30 خرداد 1388 كرد كه اولاً ميدانست اين روز سالروز اعلام جنگ مسلحانه منافقين عليه انقلاب و نظام است و ثانياً قرار است مقام معظم رهبري در بيست و نهم خرداد در اين باره خطبه بخواند. بنابر اين مجمع روحانيون مبارز از زمينهسازان كشته شدن حداقل 13 نفر در روز 30 خرداد است. حمله به مسجد لولاگر و به آتش كشيدن آن در همين روز انجام شد و...
اكنون چهار سال از آن حادثه گذشته است. خاتمي ميداند كه تقلبي صورت نگرفته و تاجزاده نيز در جمع دوستانش به صورت خصوصي آن را اعلام و در بازجويي نيز اعلام كرده بود كه من اخبار استانها، غير از اردبيل را گرفتم و متوجه شدم انتخابات را باختهايم. اما اصرار خاتمي و دوستانش در مجمع روحانيون همچون محتشميپور و موسوي لاري مبني بر راهاندازي كميته صيانت از آرا (كه توهين صريح به اركان و دستگاههاي اجرايي و نظارتي نظام بود) قطعاً بر اساس فرمولي بود كه همانند دانههاي تسبيح به نوبت انجام ميشد كه اعلام پيروزي زودهنگام موسوي در جمعه 22 خرداد و قبل از باز شدن حتي يك صندوق، دانهاي از عمل سلسلهاي اين تسبيح است.
مازيار بهاري خبرنگار نيوزويك ميگويد: قبل از انتخابات با موسوي و خاتمي مصاحبه كردم. آنان انقلاب رنگي را به همان صورت كلاسيك مد نظر داشتند و حتي آن را بومي هم نكرده بودند. اكنون خاتمي كه مدعي است دانستن حق مردم است و به شفافسازي و صداقت با مردم بارها تأكيد كرده نميتواند از راه ميانبر حركت نمايد. خاتمي ميتواند با اعتراف به اشتباهات استراتژيك خود و عذرخواهي، زمينه اعتمادسازي در بين نيروهاي انقلاب را فراهم سازد. قبلاً خاتمي گفته بود از چه بايد عذرخواهي كنيم. بايد در جواب گفت از بياعتبار كردن نظام در بين مردم، از پيمودن راههاي غيردموكراتيك ايجاد تغيير سياسي در كشور. از برنامهريزي براي تضعيف رهبري در ماههاي منتهي به انتخابات 1388 و از برخورد نانجيبانه و غريبهوار با نظام، از ايجاد شكاف اجتماعي بين مردم و به حراج گذاشتن سرمايه اجتماعي نظام و...
خاتمي و اصلاحطلبان نميتوانند با «اعتمادسازي» به جاي «عذرخواهي» مسير فعلي را هموار نمايند. بنابر اين عدم حضور وي در مراسمات ملي را بايد به رفتار خود وي نسبت داد. حقيقتاً خيليها منتظرند تا خاتمي عذرخواهي يا اسناد تقلب را ارائه كند. در غير اين صورت اين داستان همچنان ادامه خواهد داشت و نميتواند در دولت روحاني با «راه بينداز» و «جاانداز» از مسئله عبور نمايد. عاديسازي روابط به بازگرداندن آبروي نظام بستگي دارد. چرا كه مقام معظم رهبري فرمودند اين فقط افراد نيستند كه حرمت دارند. نظام نيز داراي حرمت است.