باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، بعد از هفتهها مشاجره امريكا و روسيه سر قضيه ادوارد اسنودن مجبور شد تا ديدگاه شخصي خود را در اين مورد و به خصوص در مورد ولاديمير پوتين، رئيسجمهور امريكا، بيان كند. او روز جمعه در يك كنفرانس مطبوعاتي حاضر شد تا ديدگاه خود را بعد از چند هفته جنجالي و به صورت علني بيان كند و وقتي كه نوبت اظهار نظر در مورد روابط امريكا و روسيه و تلقياش نسبت به پوتين رسيد، گفت: «ميدانم كه مطبوعات دوست دارند روي زبان بدن تمركز كنند. او (ولاديمير پوتين) رگههايي از تنبلي را در خود دارد و به يك پسر بچه تنبل و بيحوصله رديف آخر كلاس بيشباهت نيست، اما واقعيت امر اين است كه وقتي با هم مذاكره داريم، اين مذاكره اغلب بسيار سازنده است». روشن است كه رئيسجمهور امريكا حاضر نبود تا بر روابط بسيار سنگين و سرد موجود بين امريكا و روسيه مهر تأييدي بزند و به همين دليل هم بود كه گفت روابط شخصي نامناسبي با پوتين ندارد اما عبارتهايي نظير پسر بچه تنبل و بيحوصله رديف آخر كلاس بيانگر خلاف چنين چيزي است. اوباما با گفتن اين عبارات نتوانست احساس خود را نسبت به كارنامه بيش از يك ساله پوتين در كرملين بيان كند كه در قضيه اسنودن به اوج خود رسيده است.
اوباما تا قبل از انتخابات گذشته رياست جمهوري روسيه در 4 مارس 2012 بهترين روابط را با روسيه داشت، زيرا توانسته بود با همتاي روسي خود ديميتري مدودف، رئيسجمهور وقت روسيه، دورهاي از مناسبات گرم و نزديك را داشته باشد اما با قطعي شدن نامزدي پوتين براي آن انتخابات، وضعيت براي اوباما تغيير كرد. برخي از مقامات و تحليلگران روسي در آن مدت نظر خوشي از نزديكي روابط روسيه با غرب و به ويژه امريكا نداشتند و انتظار داشتند تا با آمدن پوتين به كرملين شاهد يك تحول اساسي باشند كه پوتين نيز اين انتظار آنان را برآورده كرد. پوتين قبل از انتخابات و با نگارش يك سري مقالات، ديدگاه كلان خود را در موضوعات مختلف تدوين كرد كه يكي از آنها تلقي او نسبت به غرب بود. پوتين عملكرد غرب در تحولات جهاني و از جمله تحولات جهان غرب را زيادهخواهي غرب به رهبري امريكا ارزيابي كرد كه به نظر وي با منافع كلان روسيه در تضاد است و به همين دليل، روسيه بايد به هر صورت كه شده در برابر آن بايستد. پوتين با اين ديدگاه در 7 مي2102 براي سومين بار و به عنوان رئيسجمهور روسيه اداي سوگند كرد و از آن زمان تا كنون سعي كرده تا منافع روسيه در سطح بينالملل را مستقل از منافع امريكا دنبال كند. هر چند كه روسيه قبل از پوتين و در زمان مدودف در قضيه ليبي بازنده بازي بود، اما وقتي كه نوبت به بحران سوريه رسيد، پوتين سعي كرد اين سياست را مبناي كار خود قرار دهد تا اجازه ندهد امريكا به همراه متحدين غربي و عربي خود سناريوي ليبي را در سوريه تكرار كنند. امريكا و متحدينش در ابتداي امر تصور روسيه قبل از پوتين را داشتند، اما هر چه زمان پيش رفت ناكارآمدي سفرها به مسكو بيشتر معلوم شد و دريافتند كه روسيه در بحران سوريه سياست شفافي را دنبال ميكند.
در واقع، بحران سوريه فرصتي براي روسيه به رهبري پوتين بود تا آنكه بعد از دورهاي فترت جبهه مقابل زيادهخواهي امريكا و متحدين غربياش را سر وساماني بدهد و نكته قابل توجه در اينجا است كه پوتين در اين صفآرايي توانسته چين و تا اندازهاي قدرتهاي نوظهور همانند هند و برزيل را نيز با خود همراه كند. سفر اسنودن به هنگكنگ و سپس به مسكو را ميتوان برآمده از اين صفآرايي دانست، زيرا اين سفر بدون هماهنگي بين پكن و مسكو مقدور نبوده و تعيين امريكاي جنوبي به عنوان هدف نهايي اسنودن هم گوشه ديگري از قضيه است. هنوز مشخص نشده كه اسنودن از ابتداي كار و قبل از رفتن به هنگكنگ ارتباطي با طرف روسي و دستگاههاي اطلاعاتي آن داشته يا نه و هر بار كه اين مسئله مطرح شده، او يا وكلايش به نحوي از جواب دادن طفره رفتهاند، اما به هر صورت نميتوان وجود هماهنگي طي سفرهاي اسنودن بين عوامل مختلف را تكذيب كرد تا او به سلامتي بتواند داشته و اطلاعات خود را افشا كند. اوباما با وجود تمام عوامل نه توانست سنگي به راه اين سفر بيندازد و نه آن كه از عواقب افشاگريهاي اسنودن جلوگيري كند و او بعد از تمام اين تلاشهاي دريافته كه بازي را به پوتين باخته است. اوباما با شكست در اين تلاشها است كه پوتين را پسر بچه تنبل آخر كلاس خوانده اما واقعيت اين است كه پوتين به مثابه آن بچه زرنگي است كه در كلاس جهاني توانسته چنان وضعيتي را ايجاد كند كه اوباما مجبور شده به صورت شرمآوري اين صفت را به ديگر همكلاسيهاي خود بدهد.