ميتوان رگههايي از اميد را در تيم علي دايي مشاهده كرد. پرسپوليس دايي متفاوت با پرسپوليس يكي، دو فصل پيش جوانتر و با انگيزهتر نشان ميدهد. دو هفته از شروع رقابتهاي سيزدهمين دوره ليگ برتر ميگذرد و پرسپوليس يك برد و يك تساوي به دست آورده، چهار امتياز گرفته و روند خوبي دارد. اما نكته قابل توجهتر اين است كه تيم دايي خوب بازي ميكند؛ رو به جلو و جنگنده. درست است كه در دو بازي گذشته مقابل تراكتورسازي و ذوب آهن در دقايقي از بازي كسل كننده و نااميده كننده ظاهر شد اما در مجموع در طول 180 دقيقه گذشته از دو حريف خود برتر بود.
تيم دايي وقتي روي دور بيفتد خوب حركت ميكند، آنها در ارسال ها موفق هستند، از عمق خوب توپسازي ميكنند و نگاهي هم به ضربات از راه دور دارند. تنها ايراد بزرگ تيم دايي نداشتن يك تمام كننده تمام عيار است؛ تمام كنندهاي مثل خود علي دايي!
پرسپوليس سه امتياز بازي با ذوب آهن را فقط به اين دليل با يك امتياز عوض كرد كه دايي هنوز هم نميخواهد دست از مهاجمان گل نزني چون هادي نوروزي و غلامرضا رضايي بردارد.
اشكال كار اينجاست كه دايي به مهرههاي خوبي كه در فصل نقل و انتقالات موفق به جذب آنها شده هنوز اطمينان و ايمان ندارد. در طول دو بازي گذشته هر گاه پيام صادقيان و محمد عباسزاده پا به ميدان گذاشتند ورق كاملاً به سود پرسپوليس برگشت اما گويا دايي هنوز جرئت استفاده بيشتر و بهتر از اين دو را ندارد و در عوض با ميدان دادن به آنهايي كه از عوامل ناكامي و شكستهاي پرسپوليس در فصلهاي گذشته بودند شرايط را به گونهاي رقم ميزند كه پرسپوليس به راحتي امتياز از دست بدهد. پرسپوليس البته يك مهاجم فرصت طلب و گلزن هم دارد. سيد مهدي صالحي كه نشان داده اگر به خوبي به او توپ رساني شود ميتواند از كوچكترين موقعيتها فرصتهاي طلايي بسازد، اما مشكل اينجاست كه گل نزنهاي ديروز و امروز پرسپوليس حاضرند به قيمت ماندن خود در تركيب به او پاس ندهند تا در عوض پرسپوليس امتياز از دست بدهد و ناكام بماند.
دايي تيم خوبي بسته، پرسپوليس را به زعم خود جوانتر كرده و اين واقعيت دارد، اما او در اين دو بازي جرئت استفاده از جوانان پرانگيزهاش را نداشت، اين ترس وجود دارد كه نيمكتنشيني مداوم اين جوانان شور و انگيزه را از آنها بگيرد، چرا كه طبيعي است وقتي كه مشاهده كنند به رغم اين همه تأثيرگذاري باز هم ميدان براي مسنترها و ناموفقها باز است به نيمكتنشيني عادت كنند و آهسته، آهسته تبديل به مهرههاي ناكارآمدي مثل مهاجمان گل نزن امروز پرسپوليس شوند.
دايي پرسپوليس را جوان كرده اما اين تيم جوان تنها روي نيمكت پرسپوليس است و تيمي كه روانه ميدان ميشود. همان تيم مسن فصلهاي قبل است. پرسپوليس و دايي براي فرار از شكست و شروع روند رو به رشد نياز به اين دارند كه از اين پوست پير و زشت خارج شوند. بيترديد تا زماني كه ميدان براي مهاجمان ناموفق فصلهاي گذشته باز باشد و دايي به آنها اطمينان كند پرسپوليس موفق نخواهد بود. بازي با ذوبآهن تلنگري بود براي دايي، تلنگري كه هواداران پرسپوليس اميدوارند او را بيدار كرده باشد تا با ميدان دادن بيشتر و بهتر به جوانان پرانگيزه پرسپوليس هم تيم اوج بگيرد و هم اينكه حداقل مهاجمان كم كار و ناموفق به حركت وا داشته شوند.