آقاي تشكر! چه شد كه نقش نصرت به شما پيشنهاد شد؟
سابقه همكاري من با آقاي لطيفي به مجموعه ساخت ايران باز ميگردد. براي سريال دودكش هم ايشان با من تماس گرفتند و گفتند نقشي دارم كه مال تو است. من رفتم و پس از خواندن فيلمنامه و انجام تعهدات مالي با تهيهكننده، كار را شروع كردم.
پيش از انتخاب شما براي ايفاي نقش نصرت آقاي برقنورد براي كاراكتر فيروز در نظر گرفته شده بود يا او پس از شما انتخاب شد؟
تقريباً همزمان انتخاب شده بوديم، منتها ابتدا براي بازي در نقش فيروز با آقاي برقنورد صحبت شده بود.
پس در كنار هم قرار دادن دوباره زوج تشكر- برقنورد، تعمدي بود؟
فكر ميكنم اينطور بود. به هر حال اگر در كار كاراكتر نصرت وجود نداشت شايد اين اتفاق نميافتاد و تنها هومن برقنورد بود اما به نظرم ميرسد با بسط و گسترش كاراكتر نصرت كه از سوي برزو نيكنژاد انجام شد، اين زوج شكل گرفت.
چطور به نقش نصرت رسيديد؟
من و نصرت تقريباً با همديگر به هم رسيديم (با خنده)، يعني از يك جايي برزو نيكنژاد ميدانست كه بازيگر نقش فيروز هومن برقنورد است و بازيگر نقش نصرت، بهنام تشكر و به همين دليل هم براي هومن برقنورد مينوشت و هم براي فيروز و اين اتفاق در خصوص نوشتن نقش من هم افتاد و از قسمت 7 به بعد اين همساني اتفاق افتاد.
اتفاقي كه در سريال دودكش افتاده اين است كه با گذشت قسمتهاي ابتدايي انگار سريال اوج ميگيرد.
خب برخي از سريالها از يك اتفاق بزرگ شروع ميكنند و در ادامه داستان، به آن اتفاق ميپردازند و يكسري ديگر از سريالها از نقطه صفر آغاز ميشوند و در ادامه اوج ميگيرند. اتفاقاتي كه براي كاراكترهاي دودكش ميافتد از قسمت چهار به بعد است، به همين دليل براي تشخيص خوبي يا بدي يك سريال نميتوان از قسمت ابتدايي آن حدس زد.
با درنظر گرفتن مشكلات اقتصادي اين روزهاي پروژههاي تلويزيوني، مسائل مالي در پروژه دودكش چگونه بود؟
به رغم شرايط اقتصادي اين روزها اما دريافتيهاي مالي گروه دودكش به طور كامل پرداخت شد و تهيهكننده ما بسيار خوشحساب بود، اين مسئله جاي تشكر دارد.
با توجه به اينكه بازيگري شغلي دائمي نيست و درآمدش هم به صورت پروژهاي پرداخت ميشود، دستمزتان براي پروژه دودكش به نظرتان مناسب ميآيد؟
بله تا حدودي. البته مبلغ دستمزدم به نسبت ساختمان پزشكان چند برابر شده است.
پس ميتوان گفت به جرگه بازيگران گرانقيمت تلويزيون پيوستهايد؟
بله تقريباً (با خنده).
آيا معادل كاراكتر نصرت، همين خصوصيات را در زندگي واقعي خود ديده بوديد؟
در زندگي واقعيام نه اما در يكي از نمايشهايي كه در سال 83 به صحنه رفته بود و من هم در آن حضور داشتم به نام روزهاي زرد، آقاي مهدي سلطاني نقش دايي من را داشت و شخصيتش شبيه به كاراكتر همين نصرت بود، البته خودم هم فكر نميكردم كه بتوانم خوب از عهده كار بربيايم و الان هم دقيقاً نميدانم چطور توانستم از پسش برآيم اما سعي ميكردم هميشه كارهايي را انجام دهم كه حرص مخاطبان از دست نصرت در بيايد و با ساير نقشهايي كه بازي كرده بودم هم تفاوت داشته باشد.
برسيم به زوج تشكر- برقنورد. بدهبستانهاي شما در تمام سريالها محبوب از كار درآمده است. از شكلگيري اوليه اين زوج بگوييد.
در سريال ساختمان پزشكان، براي ايفاي نقش ناصر برادر دكتر نيما چند اسم در نظر گرفته شده بود، سروش صحت و پيمان قاسمخاني از من پرسيدند كه با كدام يك از اين اسامي راحتتر هستم و من بلافاصله گفتم، هومن برقنورد. من پيش از اين هومن برقنورد را در تئاتر ميشناختم. هومن پيش از من در تلويزيون بازي كرده بود و من مطمئن بودم كه از پس ايفاي نقش برميآيد.
به نظر شما چرا مردم تا به اين اندازه با زوج تشكر- برقنورد ارتباط برقرار ميكنند؟
نميدانم واقعاً.
چنين استقبالي را پيشبيني ميكرديد؟
نه اصلاً حدس نميزدم. به نظر من تنها كاري كه من و هومن انجام داديم اين بود كه مقابل همديگر نبوديم بلكه همراه هم بوديم. سعي نكرديم از هم سبقت بگيريم، سعي كرديم بازي و شرايط همديگر را درك كنيم و از كارهايي كه برخي از پارتنرها با هم ميكنند تا يكي بيشتر از ديگري ديده شود، نداشتيم. براي ما خود كار مهم بود و با همين نيت بر سر كار ميآمديم و اين احترام متقابل همواره ميان ما وجود دارد؛ احترامي كه به نظر من تا به امروز جواب داده است.
رابطه صميمي كه ميان شما و آقاي برقنورد است، آيا در پشت صحنه و زندگي شخصي شما هم وجود دارد؟
ما 12 ساعت سركار با هم هستيم بقيه ساعات شبانهروز را بهتر است تنها باشيم چون در اين 12 ساعت به اندازه كافي هم را ميبينيم و صحبت ميكنيم (باخنده). البته دوستي ما كه جاي خودش را دارد.
با اينكه مدتها از شكلگيري زوج شما و آقاي برقنورد گذشته اما اين زوج در طول زمان تكراري نشده، به نظر شما دليل اين اتفاق چيست؟
شايد دليل اين اتفاق درك درست فضاهاي مختلف فضاهاي سريالهايي باشد كه ما در آنها بازي ميكنيم. در هر حال دودكش مانند دزد و پليس نيست و دزد و پليس هم مثل ساختمان پزشكان نيست و هر كدام از اين سريالها در فضاي متفاوت كار ميكنند و آدمهايشان شبيه هم نيستند. به همين دليل ما سعي كرديم خود كاراكتر و فضا را آناليز كنيم و ببينيم كه اين آدمها چه نقاط قوت و ضعفي دارند و بر چه مختصاتي استوارند تا طبق آن مختصات پيش برويم. اگر متن را درست بخوانيم كه به نظر من متن برزو نيكنژاد متن درستي هم هست، خود متن هم اين فضا را براي ما ايجاد ميكند. از طرف ديگر هدايت خود كارگردان هم هست كه با استفاده درست از اين مسائل ميتوان كاراكترهاي متفاوتي را ايجاد كرد.
به نظرتان حضور اين زوج در سريالهاي آينده تلويزيون هم ادامه پيدا خواهد كرد؟
نميدانم. بستگي به شرايط دارد. بايد ببينيم از لحاظ كلي اوضاع به چه منوال است و از طرف ديگر قرار است در چه فضايي كار كنيم.
در خصوص حضورتان در عرصه طنز؛ هر سه سريال كه شما در تلويزيون كار كرديد در قالب طنز بود؟ خودتان دوست داريد كار طنز كنيد؟
من پيش از اين يك سريالي براي آقاي بهزاد فراهاني كار كرده بودم كه نيمهتمام ماند به نام «حماسه آرد» كه در آن نقشي جدي داشتم، علاوه بر آن در يك فيلم تاريخي كه هنوز اكران نشده يك نقش كاملاً جدي را ايفا كردم. در استرداد هم نقشم جدي بود، تله فيلمها و تئاترهايي كه بازي كردهام هم، همگي جدي بودند و به نظرم كار در ژانر طنز تنها در سريالها اتفاق افتاده است. از طرف ديگر مردم هم طنز را بيشتر دوست دارند و به من ميگويند نميخواهد جدي بازي كني. مردم خنده را دوست دارند و با نقشهاي طنز بهتر ارتباط برقرار ميكنند اما اگر فرصتي ايجاد شود براي كار كردن در يك سريال جدي، مطمئن باشيد حتماً اين فرصت را غنميت ميشمرم.
باز هم با آقاي برقنورد؟
بله، باز هم در كنار او. به قول يكي از دوستان كه سهگانه من و هومن بد از كار در نيامده است!
گروه بازيگران دودكش، غالباً بازيگران تئاتري هستند، خانم عابدي و خانم تيرانداز و شما و آقاي برقنورد، به نظرتان حضور بازيگران تئاتر فضاي متفاوتي را در پشت صحنه دودكش به نسبت سريالهايي كه غالب بازيگران تلويزيوني يا سينمايي هستند، ايجاد كرده بود؟
شايد. نظم و انضباط در آفيشهايي كه انجام ميشد بيشتر بود. البته الناز حبيبي و اميرحسين رستمي كه تئاتري نبودند هم رفت و آمد منظمي داشتند.
در ميان نقشهايي كه در سهگانه تلويزيون خود ايفا كردهايد، با كدام يك از كاراكترها احساس همذاتپنداري بيشتري ميكنيد؟
سعي كردم با هيچ كدام همذاتپنداري نكنم چون بر سر همه اين شخصيتها بلاهاي بسياري آمده است (با خنده). هم سر دكتر نيما، هم سر ناصر دزد و پليس و هم بر سر نصرت دودكش. مثلاً همين نصرت دودكش كه بلاهاي مختلفي از افتادن در چاه فاضلاب گرفته تا شكستن پا و برق گرفتگي بر سرش نازل ميشود. اصلاً آقاي نيكنژاد خيلي دوست داشتند بلا سر نصرت دودكش بيايد (با خنده) شايد اگر بگويم كدام را بيشتر دوست دارم، ميتوانم بگويم نيما افشار و پس از آن ناصر دزد پليس. البته مردم دكتر نيما افشار را بيشتر دوست داشتند. نصرت را نميدانم اما فكر كنم نصرت را هم دوست دارم. نصرت از آن آدمهاي حرص درآوري شده كه ميتواند اعصاب همه را خرد كند (با خنده).
پس به نظرتان دكتر نيما موفقتر و محبوبتر از نصرت بود؟
به باور من دكتر نيما نقطه عطفي بود چون براي اولين بار در آن حجم از كار مردم با من و من با مردم آشنا شدم، اين خودش جذابيتي خاص داشت. از طرف ديگر جذابيت آن كار از جنس ديگري بود و من تمام تلاشم را كردم كه اين شخصيتها شبيه هم نشود.
آقاي تشكر! چرا دودكش از ميان ساير سريالهاي ماه رمضان امسال با اقبال بيشتري از سوي مردم روبهرو شده است؟
به نظر من از ميان سريالهاي رمضان امسال، سريال مادرانه جدي و بعضاً تلخ است، سريال خروس كلاً كمدي است و بازيگران بسيار خوبي هم دارد، يكي از دوستان من در اين خصوص گفت دودكش چون در عين كمدي بودن تلخ است و در واقع تلخيهايش هم شيرين است بيشتر به دل مينشيند و شايد موفقيتش به همين دليل بوده است. البته بايد منتظر ماند و ديد در ادامه چه اتفاقي ميافتد.
كار شما درتلويزيون از سال 83 آغاز شد اما همه مردم شما را براي اولينبار در سريال ساختمان پزشكان ديدند.
سريالهاي من قبل از ساختمان پزشكان در واقع نوعي طرح كاد بوده و تنها حضور جديام پيش از آن همان تكسكانسي بود كه در سريال ميرباقري داشتم. به نظرم يكي از دلايلي كه توانست ساختمان پزشكان را قوام دهد، فيلمنامه پيمان قاسمخاني به عنوان سرپرست نويسندهها و پس از آن كارگرداني سروش صحت بود. تيم بازيگران هم تيم خوبي بودند و همه اين عوامل دست در دست هم دادند تا اين سريال، سريال خوبي از كار در بيايد.
در خصوص حضور در تئاتر، خاستگاه بازيگري شما تئاتر است اما مدتهاست كه حضورتان در اين عرصه كمرنگ شده است. برنامهاي براي بازگشت به صحنه نمايش نداريد؟
اتفاقاً امسال حتماً در يكي دو نمايش حضور پيدا ميكنم. يك نمايش با نام فعلي دختر يانكي است كه نويسندهاش نيل سايمون است و كارگردانياش هم بر عهده بهرام تشكر برادرم است و تا اينجا قرار است من و هومن برقنورد در اين كار حضور داشته باشيم.
نمايش دختر يانكي هم در قالب طنز است؟
بله. طنزش كار در متن است.
خودتان اگر قرار باشد اولويتبندي كنيد تلويزيون را ترجيح ميدهيد يا تئاتر؟
نميتوانم اولويتبندي كنم، من كارم را ترجيح ميدهم، اولويت كار من است. اگر در تلويزيون باشد بايد بهترين كارم باشد و در تئاتر هم بهترين نمايشي باشد كه ميتوانم انجام دهم. كار ما كلاً نمايش است و در هر مديومي بايد تمام تلاشمان را به كار بگيريم تا بهترين كارمان را ارائه دهيم. من از آن بازيگراني نيستم كه ميان مديومهاي مختلف تفاوت قائل شوم. من سعي ميكنم تمركزم روي كار خودم باشد و به باور من هر كدام از اين مديومها برد و حساسيتهاي خاص خودشان را دارند.
حضور در مديوم سينما را هم در برنامههايتان داريد و آيا اين بار زوج شما و آقاي برقنورد را بر پرده سينماها ميبينيم؟
نميدانم. اگر كار خوبي باشد كه بتواند جواب دهد چراكه نه اما باز بستگي دارد كه متن چه باشد و كارگرداني بر عهده كه باشد. بايد ديد شرايط به چه صورت ميشود.
به رغم اينكه كاراكتر دكتر نيما و به طور كلي سريال ساختمان پزشكان با استقبال خوب مخاطبان روبهرو شد اما شما پس از آن سريال تنها در دو سريال ديگر حضور پيدا كرديد و يك نوع گزيده كاري را سرلوحه كار خود قرار داديد، چرا؟
چون فيلمنامههايي كه پيشنهاد ميشود هنوز آنطور كه بايد و شايد قوام ندارند و اگر فيلمنامهاي قوام داشته باشد فكر ميكنم بتوانيم از عهدهاش بربيايم. به نظر من مشكل اصلي در مديوم تلويزيون و سريالسازي مشكل فيلمنامه است مانند سينما و تئاتر. به نظر من اين مسئلهاي است كه جاي بحث دارد. اينكه تا چه اندازهاي ميشود دست نويسندهها را باز گذاشت و نويسندهها با حفظ اصول و رعايت اخلاق تا كجا ميتوانند دست به نوآوري بزنند، به نظر من بايد بيشتر به نويسندهها اعتماد كرد.
مدتي است كه شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي با سريالهاي تركيهايشان گوي سبقت را از رسانه ملي ربوده و مخاطبان تلويزيون را به سمت خود جلب كردهاند. به نظر شما پخش سريالي مانند دودكش كه همزمان با يكي از پرطرفدارترين سريالهاي ماهوارهاي به آنتن رفته است، ميتواند توجه مخاطبان را به تلويزيون خودمان باز گرداند؟
به نظر من ما در دودكش تا اندازهاي موفق شدهايم كه مخاطبان داخلي را به سمت شبكههاي تلويزيون خودمان باز گردانيم. البته به نظر من بازگرداندن مخاطبان تلويزيون يك برنامه بلندمدت ميخواهد و با برنامهريزيهاي مقطعي قابل حل نيست. سريالهاي شبكههاي فارسي زبان 200، 300 قسمت دارند و ما با 20، 30 قسمت نميتوانيم مقابل آنها مقاومت كنيم. از طرف ديگر آن هزينهاي كه آنها صرف ساخت سريالهايشان ميكنند را در كنار هزينههاي سريالهاي ما بگذاريد. به باور من ما بايد نگاه تازهاي در توليد برنامههايمان داشته باشيم. من يادم است در زمان پخش سريال ساختمان پزشكان هم اين اتفاق افتاد و در آن زمان نظر مردم از شبكه فارسي وان به سمت رسانه ملي خودمان بازگردانده شد. از قضا سريال دودكش هم همزمان با ساعت پخش يكي از سريالهاي پرطرفدار ماهوارهاي به آنتن ميرود اما به نظر ميرسد بخش اعظمي از تماشاگران ما كنترل تلويزيونشان را روي شبكه يك تنظيم ميكنند تا دودكش را ببينند. به باور من از اين دست اتفاقها بايد بيشتر باشد. از طرف ديگر نويسندههاي ما ميتوانند با رعايت اصول و اخلاق با دست بازتري بنويسند. همه نويسندگان ما خودشان از خط قرمزها خبر دارند و دليل ندارد كه بيش از حد آنها را محدود كرد. به نظر من اگر دست نويسندگان بازتر باشد تا در عين رعايت اخلاق و هنجارها و با نوآوري و جذابيت بنويسند، خب مردم به سمت شبكههاي خودمان بازميگردند، وگرنه با توجه به اين فرهنگ غني كه ما داريم چه دليلي دارد كه سريالهاي تركيه را تماشا كنيم. ما آنقدر در فرهنگ و تاريخ غني هستيم كه اگر قرار باشد به اساطير ملي و بومي خودمان بپردازيم مثلاً داستانهاي شاهنامه را در قالب فيلم و سريال در بياوريم، ميتوانيم خاورميانه را فتح كنيم. شما نگاه كنيد از سريالهايي مانند امام علي، مختارنامه و يوسف پيامبر تا چه اندازه در ايران و خاورميانه استقبال شد. ما ميتوانيم با تلفيقي از داستانهاي ايراني و اسلامي دست به توليداتي بزنيم كه تحولي را در عرصه رسانه ايجاد ميكند اما انگار ما ميخواهيم تنها براي رفع مسئوليت سريالي بسازيم و مناسبتها و ايام سال را بگذاريم و به اهداف بلندمدت فكر نميكنيم. ما براي مقابله با هجوم ماهواره بايد برنامهريزي و سرمايهگذاري بلندمدت داشته باشيم وگرنه كشور تركيه در اندازهاي نيست كه بخواهد مخاطبان ما را از آن خود كند. به نظر من بايد نگاه و بينش جديدي در صنعت سريالسازي ما ايجاد شود كه در اين صورت ما ميتوانيم دهها اثر بالاتر از حريم سلطان بسازيم كه حريم سلطان در مقابلش ديده نشود. شما ببينيد جايزههاي بينالمللي كه سينماي ما از آن خود كرده اصلاً قابل قياس با سينماي تركيه است؟! ما اسكار را در كارنامه سينمايي خود داريم.
اينطور كه مشخص است در سريالهاي ماه رمضان امسال تنها سريال دودكش است كه در زماني محدود و به سرعت ساخته نشده و زمان متناسبي براي توليد داشته است. به نظر شما اين زمان مناسب براي توليد تأثيري در كيفيت كار داشت؟
اصلاً سريال دودكش قرار نبود به آنتن ماه رمضان برود و به عنوان يكي از گزينههاي نوروزي سال 92 به شمار ميرفت، به همين دليل سريال مناسبتي نيست اما بعد قرار شد در ايام بعد از عيد به آنتن برود كه آن هم نشد و سرانجام سريال قرار شد كه در ماه رمضان پخش شود. اتفاقاً زمان خوبي بود و ما در مدتي مناسب دست به توليد زديم. از خود سريال مشخص است كه پشت صحنه سر وقتي داشته است و از حال بازيگرها هم معلوم است كه استرسي در توليد سريال نبوده است.
تمركز داستان سريال دودكش بر طبقه خاصي (طبقه متوسط رو به پايين) از جامعه قرار گرفته است. به نظرتان پرداختن به دغدغههاي اين طبقه از اجتماع تأثيري در افزايش مخاطبان سريال داشته است؟
اصلاً قرار بود كه سريال داستان طبقه متوسط رو به پايين جامعه را كه قشر عظيمي هستند روايت كند. اينكه زندگي آدمهاي اين طبقه چيست، غذا خوردن، كار كردن، ارتباطات خانوادگي و اجتماعي و مشكلاتشان. ما قرار بود همين مسائل را به همين سادگي و بيآلايشي نشان دهيم و اين مسئله از دل متن ميآيد. به نظر من اين سادگي باعث شد كه سريال به مردم نزديكتر شود و مردم خود را در آيينه اين سريال ببينند. سريال به لحاظ فضاي كار سادهترين كاري بود كه من تا به امروز داشتهام.
اين جو خودماني در ميان بازيگران سريال كه مخاطب به آن احساس نزديكي ميكند، آيا در ميان اعضاي گروه هم جاري بود؟
ما خدا را شكر در اين پنج ماه كار سريال دودكش، هيچ مشكلي نداشتيم و اين عدم مشكل به دليل توليد خيلي خوب، تهيهكننده خوب و كارگرداني خوب بود. مديريت آقاي لطيفي هم به اين فضا خيلي كمك كرد.
با توجه به اينكه شما در تمام سريال نقش اصلي را برعهده داشتيد، برايتان دشوار نبود اين بار در نقش مكمل در كنار آقاي برقنورد بازي كنيد؟
اصلاً. اگر ما قرار باشد به اين مسائل فكر كنيم به هيچ وجه نميتوانيم در كنار هم كار كنيم و خروجي كارمان هم مطلوب از آب در بيايد. در دو سريال قبلي من نقش اصلي را داشتم و آقاي برقنورد مكمل بودند در اين سريال نقش اول هومن است و من مكمل، ما به اندازه نقش كاري نداريم و به حضور اين زوج در سريالهاست كه كار داريم. ما در كنار همديگر اصلاً به اين حاشيهها توجه نميكنيم، زماني كه من نقش اول بودم، هومن براي ايفاي نقش به من كمك ميكرد و در دودكش من يك جاهايي به هومن كمك ميكردم، البته او به اندازهاي تواناست كه نيازي به كمك ندارد.
نظرتان در خصوص كاراكتر نصرت چيست؟ چرا نصرت اين همه تمارض ميكند و همواره ميخواهد از زير كار در برود؟
تنبل است ديگر و آدمهاي تنبل همواره دنبال بهانهاي هستند تا از زير كار در بروند. در عين حال فكرهاي بزرگي در سر دارد اما امكانات رسيدن به آن افكار را ندارد.
به نظرتان مردم با نصرت بيشتر ارتباط برقرار ميكنند يا فيروز؟
به نظر من مردم بيشتر با كل سريال ارتباط برقرار ميكنند و نه با بازيگران به تنهايي.
در پايان...
اميدوارم مردم اين سريال را دوست داشته باشند و توانسته باشيم در اين ماه مبارك، لبخندي را بر لبهاي آنها بنشانيم.