
ايرانيان در هر كجايي باشند سفيران انقلاب اسلامي محسوب ميشوند كه به اندازه ميزان شناخت و توانايي كه دارند ميتوانند مروج مفاهيم اسلامي باشند. دكتر علي خادم، روانشناس و گرافيستي است كه مدتها مديريت يكي از شبكههاي راديويي دانمارك را هم عهدهدار بود و از اين كانال ارتباطي توانسته بود عقايد ديني و انقلابي خود را ارائه دهد كه براي مردم دانمارك بسيارجالب توجه و شنيدني است.
در ابتدا برايمان از وضعيت رسانههاي دانمارك بگوييد.
رسانههاي دانمارك در دو دسته كلي قابل تقسيم هستند. رسانههاي خصوصي و دولتي. رسانههاي دولتي كه با سرمايه و هدايت دولتي هستند اما رسانههاي خصوصي را يك تعداد خارجي در دست دارند از جمله وهابيون و به خصوص گروههاي سرمايهدار صهيونيستي كه قدرت و نفوذ زيادي براي كار دارند و هر برنامهاي كه بتوانند به راحتي دستشان براي توليد و پخش باز است.
فرقه وهابيت در فضاي رسانهاي دانمارك هم ورود پيدا كردهاند؟
بسيار زياد. تحت عنوان گروه مسلمان وارد شدهاند و تبليغات اسلام متحجرانه خود را ميكنند شايد بتوان گفت نزديك به 99 درصد رسانههاي خارجي در دست اين فرقه ضاله است كه دولت هم از آنها حمايت زيادي ميكند.
مردم چقدر تحت تأثير رسانهها قرار دارند و نسبت به توليدات آنها حساسيت نشان ميدهند؟
اصولاً مردم دانمارك طبع سرد و خنثي دارند براي همين هرچيزي كه رسانهها به آنها بدهند را قبول ميكنند و به غير از آنچه برايشان گفته ميشود اطلاعي ندارند در نتيجه عوامل رسانهاي صهيونيستي يا اسلام وهابي هرچه ميخواهند به خورد آنها ميدهند.
از چه زماني وارد راديوي دانمارك شديد؟
سالها قبل درحين تحصيلات دانشگاهي خيلي دوست داشتم كار راديويي انجام بدهم اما نميدانستم چگونه و چطور ميشود وارد شد تا اينكه به طور اتفاقي در بيمارستان زماني بستري بودم آقايي كه تختش كنارم بود كارمند راديو بود با هم دوست شديم به او گفتم ميتواني كاري كني من وارد راديو بشوم گفت تخصص و شناخت ميخواهد گفتم تو كاري كن من بيايم تا يك ماه بدون اينكه پولي بگيرم كار ميكنم و شما هم فوت و فن كار را به من يا د بدهيد اگر موفق نشدم و مناسب نبودم خودم ميروم قبول كرد و به اين ترتيب پاي من به راديو باز شد تا در بخش تكنيك مشغول به كار شدم.
با اين پشتكار توانستيد به مديريت راديو برسيد؟
(با خنده) بله سخت كار كردم و يك سري خلاقيتهايي به كار بردم و توانستم نظر هيئت مديره شبكه را جلب كنم چون هدف داشتم تا در رسانه فعال باشم. سه سال بعد مسئول بخش تكنيك شدم و كمكم مديريت بخش را به دست آوردم. اين زمان كه فرصت كار بود ديدم فرهنگ ايراني، فرهنگي غني و عاطفي است چيزي كه در دنياي غرب به خصوص دانمارك نادر و اصلاً نيست بنابراين تصميم گرفتم تا از اين طريق به معرفي فرهنگ خودمان بپردازم.
چه خلاقيتهايي به كار برديد كه باعث ارتقاي شما شد؟
كارهاي زيادي كردم براي مثال طبق قانون دانمارك استفاده از موزيك حدود پنج ثانيه رايگان است. من براي اينكه هم قانون را رعايت كنم و هم استفاده ببرم از چندين موزيك كه به هم نزديك و همخوان هستند پنج ثانيه جدا كردم و كنار هم قرار دادم. حدود 30 ثانيه ميشد يك ريتم با هارموني منظم كه رايگان است از اين ايده هيئت مديره خوشش آمد يا اينكه هر راديو آرم دارد منتها بقيه براي صدادار كردن آرم به خارج از استوديو ميرفتند و هزينه ميكردند اما من خودم آرم صدادار توليد ميكردم كه خيلي به صرفه و سريع بود با رستورانها صحبت ميكردم تا از آنها تبليغ كنيم در عوض هر بار دو كارت از ميز كامل شام ميدادند. من در مسابقهاي راديويي كارتها را براي برندگان مسابقه ارائه ميكردم كه هم تبليغ رستوران بود و هم جلب شنوندگان به راديو. از اين دست برنامهها زياد داشتم. هيئت مديره ابراز رضايت كرد و من مسئول بخش تكنيك شدم.
طرح موزيك و فرهنگ كه شما در راديو به كار برديد، چه بود؟
دو برنامه اصلي يكي درباره موزيك و يكي درمورد فرهنگ بود تا بتوانم دو طيف شنونده را جذب كنم زيرا در راديوي خصوصي كه پشتوانه مالي و قدرت ندارد بايد با خلاقيت مخاطب را جذب كرد و علاوه بر اين برنامههاي فرهنگي را به زبان دانمارك ترجمه ميكردم تا مخاطب غيرايراني داشته باشم و از اين طريق مفاهيم فرهنگي خودمان را به آنها تزريق كنم.
وقتي به مديريت شبكه رسيديد از اين فرصت چگونه استفاده برديد؟
خواست خدا بود. هيئت مديره وقتي خلاقيتهاي من را ديد تصميم گرفت تا به عنوان تنها خارجي مديريت شبكه را به عهده بگيرم فرصت خوبي بود تا بتوانم از رسانه استفاده ببرم براي همين دو ساعت از برنامهها را به زبان فارسي و مسائل فرهنگ ايراني و اسلامي اختصاص دادم. خيلي بايد مراقب ميبودم تا رنگ سياسي به خود نگيرد چون بلافاصله كار از دستم خارج ميشد لذا در قالب مسائل فرهنگ فعاليت داشتم بعد از آن همسرم كه دانماركي مسلمان شده است را مسئول دفترم كردم تا هم شناخت داشته باشم و هم مانع كارشكني شوم.
با توجه به اينكه شما تنها مديرخارجي شبكه راديويي دانمارك بوديد كساني باعث مزاحمت يا مانعتراشي نبودند؟
وقتي رسانه در اختيارم قرار گرفت از سوي خودي اذيت شدم تا دانماركيها. ايرانيان سلطنتطلب و منافقان و گروههاي مخالف نظام كه ما با تشكيلات آنها مخالف بوديم هربار باعث زحمت بودند زيرا انتظار داشتند تا از اين رسانه به نفع خود بهره ببرند كه به آنها ميدان حضور و بروز نميدادم. براي گروههاي ديگر از همكاران از شيوههاي تشويقي استفاده ميكردم مثلاً براي دوستان تبليغ رايگان ميكردم. آنها در ازاي آن مقداري از محصولات كارخانه خودشان را به من ميدادند، آنها را كنار ميگذاشتم بعد وقتي كه لازم بود كار زيادي باشد به كارمندان ميگفتم يكي، دو ساعت بيشتر باشيد ميگفتند اضافه كاري است. ميگفتم نه اما خوشحالتان ميكنم بعد از پايان كار به هركدام از همان هدايا را ميدادم براي مثال كفش ورزشي با مارك اصل يا يكسري لباس ورزشي كه خيلي خوشحال ميشدند وتشكر ميكردند.
چقدر از ايرانيان در فضاي راديو استفاده ميكرديد؟
ايرانيها آنجا وضعيت پراكندهاي دارند همه يك جور نيستند براي همين سعي ميكردم از نيروهاي متعهد و متخصص بهره ببرم كه براي آينده كشور و فرهنگي ايراني و اسلامي مفيد هستند نه هركسي كه نام ايراني دارد.
چطور شد كه از شبكه بيرون آمديد؟
مجبور بودم چون ميخواستم به ايران بيايم و نميتوانستم مدام آنجا باشم براي همين استعفا دادم كه يادم ميآيد هيئت مديره راضي نميشد بعد هم كه قبول كرد روي برگه استعفانامه نوشت شما هرزمان كه برگشتيد با حفظ سمت خوش آمديد.
در پايان يكي از خاطرات كاريتان را نقل كنيد؟
روز آخري كه بايد خط راديو كه اسم آن راديو پيام ايران بود را تحويل ميدادم يك برنامه پخش كردم تا هركس هر نظري دارد، بدهد. جالب اين بود كه تمام شنوندهها رضايت داشتند و پيام ميدادند كه شما يك مجموعه فارسي خوب هستيد كه اين برايم خاطره خيلي خوبي بود زيرا يك مجموعه نبوديم خود من تنها بودم همه كارها را از اجرا، موزيك، فني، صدا و... به تنهايي انجام ميدادم، شنونده تصور ميكرد كه يك تيم منسجم هستند. جالب بود كه كسي متوجه فردي بودن راديو نبود.