گردونه زمان و تاريخ، رويدادها و رخدادهاي عجيبي را از سر اين سرزمين گذرانده است؛ زماني اسكندر مقدوني تخت جمشيد را به آتش خشم و انتقامش سوزاند و همه چيز را خاكستر كرد اما هميشه در سوختن و خاكستر شدن بقاياي تاريخ اين سرزمين پاي يك اسكندر اجنبي در ميان نيست؛ در آتشسوزي چند روز پيش كاخ آپاداناي شوش و به آتش كشيده شدن كاخ اردشير شوش هم اسكندر مقدوني هيچ نقشي نداشت. كارشناسان انباشت خس و خاشاك را دليل آتش گرفتن اين يادگارهاي باستاني و تاريخي ايران ميدانند. اين روزها از اين دست خس و خاشاك در عرصه ميراث فرهنگي كشورمان فراوان است. اساس و بناي ميراث فرهنگي كشورمان در پي سوءتدبيرها و حواشي ريز و درشتش مملو از خس و خاشاكي شده است كه هر دم ممكن است با شرارهاي كوچك آتش بزرگي را دامنگير تمام دستاوردهاي چندين و چند ساله ميراث فرهنگي و گردشگري كشور كند.
اين روزها ميتوان هر خبري را از سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي كشور شنيد؛ هر خبري به جز آنچه كه عموماً تصورش ميرود. چندي پيش و همزمان با انتخابات رياست جمهوري خردادماه كاخ تاريخي و باستاني اردشير شوش بر اثر عوامل نامشخص دچار حريق شد. با گذشت حدود يك ماه از آن واقعه، كاخ آپادانا هم در نتيجه بيتوجهي به اصول امنيتي، حفاظتي و نگهداري به موقع از آثار تاريخي به آتش كشيده شد. عدم جمعآوري زبالهها، خس و خاشاك و گياهان خودروي هرس نشده علت اين آتشسوزي عنوان ميشود، البته اين تنها مشكل ميراث فرهنگي كشور در هفته اخير نبوده است. حراج خانههاي تاريخي شيراز، تخريب طبقه فوقاني سراي شيخ اهواز، خطر انزوال آسيابهاي آبي و تاريخي يزد، شكسته شدن حريم پامنار و افزايش تخريب نقش برجسته «شكل شاه » آمل را ميتوان تنها بخشي از معضلات ميراث فرهنگي كشور در هفته اخير دانست. در حالي كه مديران سازمان ميراث فرهنگي در واپسين روزهاي دولت دهم در تدارك افزودن بر آمار و ارقام پرونده عملكرد خود هستند، برخي وظايف نظارتي اين سازمان مورد قصور قرار ميگيرد و آثار تاريخي كشور بسان يتيمان سرگردان و بيسرپرستي هر يك در طرفي ميافتند.
در مقابل آنچه كه اين روزها از سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي كشور به گوش ميرسد، اخباري پرحواشي و استرسزا است. مديران اين سازمان در روزهاي آخر تصديگريشان در پي عملي كردن برخي پروژههاي سنگين ظرف مدتي كوتاه هستند؛ پروژههايي حساس كه به برنامهريزي و اجراي اصولي نيازمند هستند. اواخر خرداد ماه، محمد شريف ملك زاده، رئيس جديد سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري طرح واگذاري تصديگريهاي سازمان ميراث و گردشگري و تفويض بخشي از اختيارات اين سازمان به بخش خصوصي را مطرح و با پافشاري زياد آن را به رغم مخالفتهاي بسيار از سوي كارشناسان اجرايي كرد تا بر اساس بندي از اين طرح مجوز ساخت، تأسيس، ايجاد و تكميل تأسيسات گردشگري به طور كامل به تشكلهاي صنفي واگذار شود. از هفته دوم تير ماه تا كنون استانها در انتظار ابلاغيه رسمي دستورالعملي هستند كه تا كنون ارسال نشده است، دريغ از اينكه گره قضيه در همان بيتدبيري و شتاب در اجراي برنامههاي سنگين است. خبرگزاري ميراث فرهنگي به تازگي متن نامهاي را منتشر كرده است كه طي آن، شركت دولتي توسعه ايرانگردي و جهانگردي نيز خود را متولي قانوني بخشي از امور واگذار شده در مصوبه اخير اين سازمان ميداند! به نظر ميرسد درست زماني كه محمد شريف ملكزاده، رئيس سازمان ميراث فرهنگي در برابر فشار مخالفانش پافشاري ميكرده، يادش رفته است كه بندهاي يك و 2 اين مصوبه بر اساس قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري جزو وظايف قانوني يك شركت دولتي است.
اين تنها گاف سازمان ميراث فرهنگي در روزهاي آخر دولت دهم نيست؛ در روزهاي اخير، برگزاري آزمون استخدامي مخفيانه در ميراث فرهنگي و گردشگري نيز در نوع خود خبرساز و دردسرساز شده است. در حالي كه بسياري از نيروهاي اين سازمان سالها چشم انتظار بسته شدن قرارداد همكاري خود بودند، خبرها حاكي از آن است كه سازمان ميراثفرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با برگزاري يك آزمون استخدامي مخفيانه اقدام به جذب و استخدام رسمي 50 نفر كرده است و شماري از اين افراد با سابقه كاري كمتر از سهماه، يكشبه در اين سازمان دولتي استخدام شدهاند. از قرار معلوم اين آزمون خلاف ماده 5 دستورالعمل نحوه برگزاري امتحان عمومي و تخصصي براي بهكارگيري افراد در دستگاههاي اجرايي است و مجلسيها نيز ميگويند اين استخدامها غيرقانوني است و مجلس اين موضوع را پيگيري خواهد كرد. مثلهاي بسياري را ميتوان به اين سازمان پيچيده نسبت داد. از آش شلهقلمكار گرفته تا باغي كه هر دم از آن بري ميرسد ندانم كاري و اقدامات عجيب سازمان ميراث فرهنگي در ماههاي اخير منجر به آن شده است كه بسياري پايان هرچه زودتر دولت دهم و تغيير در كادر مديريت كنوني اين سازمان را بيصبرانه انتظار بكشند. مدتهاست كه آتش به جان ميراث فرهنگي كشور افتاده است؛ آتشي كه از داخل بادش ميزنند و تيشه به ريشه خودي ميزند !