45 ماه ميشود كه مردم غائله سال88 را پشت سر گذاشتهاند، اما همچنان مقام معظم رهبري ازحال و هواي مسموم آن روزهاي كشور كه توسط عدهاي قانونشكن شكل گرفت سخن ميگويند و تأكيد ميكنند كه كشور بايد در مقابل چنين غوغاسالاريهايي واكسينه شود.
نزديك به 200هفته از آشوبهاي شهري و اردوكشي خياباني گروه موسوم به فتنهگران سپري ميشود اما در طول اين هفتهها هماره، رهبرمعظم انقلاب تأكيد دارند كه فتنهگران به نظام ومردم ظلم بزرگي روا داشتند و ملزم به عذرخواهي از ملت هستند.
1400 روزي است كه رهبري اصرار دارند از علتهاي شكلگيري فتنه آن سال، انگيزههاي آشوبگرانش و آسيبها و تلخكامي ملت در آن مقطع زماني حرف به ميان بياورند. اما به راستي چرا «بحث پيرامون غائله88»، ترجيع بند سخنان رهبري در مناسبتهاي مختلف در طول چهار سال اخير بوده؟ به چه دليل رهبري هر بار افق تازهاي از حوادث آن سال را براي سياسيون ونخبگان جامعه جلوهگر ميكنند؟
چرا پيش شرط لازم و اساسي ليدرهاي اصلي ستيزهجويان سال88 براي مشاركت در تحولات سياسي- اجتماعي كشور را عذرخواهي از ملت عنوان ميكنند و تلاشهاي اين افراد براي برگشتن بدون هزينه به عرصه حاكميت را ابتر مينمايد؟ برچه اساس رهبري در آخرين ديدار خود با دانشجويان براي چندمين بار متوالي ميفرمايند: « چرا و به چه دليل مدعيان تقلب در انتخابات 88 براي مواجهه با مسئله، به خيابانها اردوكشي كردند!؟ بارها و بارها اين سؤال را نه در مجامع عمومي بلكه به شكلي كه قابل پاسخ دادن باشد مطرح كردهايم پس چرا جواب نميدهند، چرا عذرخواهي نميكنند؟»
خيال خام فتنهگران نقش برآب ميشود
بعداز آنكه تئوري «براندازي نظام» در سال88 با خلق حماسه 9دي ابتر باقي ماند، راهكار پدرخواندههاي اين جماعت براي احياي جريان خود ابتدا اتخاذ مواضع نرم و معتدل، در جهت آرمانهاي انقلاب و نظام بود تا بلكه ضمن بازيابي مشروعيت سياسي گذشته، بدنه اجتماعي خود را هم از سرخوردگي و بلاتكليفي نجات دهند.
شروع پيادهسازي اين نظريه را مجمع روحانيون مبارز در تيرماه سال89 با انتشاربيانيه – كه ادبياتي متفاوت از بيانيههايي كه در فتنه 88 براي اردوكشي خياباني صادر ميكرد- كليد زد كه در آن بيانيه به اقدام كشورهاي غربي در خارج كردن نام منافقين از ليست تروريستها اعتراض ميكند و خود را طرفدار نظام و امام و مردم ميداند.
اين تاكتيك از همان زمان شكل عملياتي به خود ميگيرد و در موقعيتهاي مختلف با شگردهاي خاص رواني- رسانهاي دنبال ميشود تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري يازدهم و پيروزي دكتر حسن روحاني به شكل گسترده و هوشمندانه از سوي رهبران اين گروه ادامه پيدا ميكند.
پس از موفقيت دكتر روحاني در انتخابات 92 هم يك نوع همگرايي و وحدت رويه در بين رسانهها و تمام فعالان سياسي جريان منتسب به فتنه، براي نيل به اهداف مشترك وبلند مدت بهوجود آمده كه بيشك حاصل ساعتها جلسات هم انديشي و هم فكري اين جماعت است. كه اهداف مهم اين جماعت شامل موارد زير است: 1- برگشت نامحسوس به عرصه حاكميت آن هم بدون دادن كمترين هزينه و به تبع آن كسب مشروعيت دوباره سياسي- اجتماعي 2- سهم گرفتن از دولت آينده و نفوذ به وزارتخانههاي مهم و استراتژيك نظام 3- فشار به دولت براي احياي گروههاي تندرو و ساختارشكن منحل شده براي پيگيري مطالبات بر زمين مانده 4- تقويت پايگاه اجتماعي براي كسب قدرت در دولت و مجلس آينده
با مرور هدفگذاريهاي جريان فتنه در طول چهار سال اخير و به خصوص پس از موفقيت روحاني در كسب آراي ملت –كه به بخشي از آن اشاره شد- ميتوان به اهميت وعلت تكرار سخنان رهبرمعظم انقلاب درباب غائله88 تا حدودي پي برد. رهبرمعظم انقلاب با تأكيد براينكه فتنهگران بايد با اظهار ندامت از گذشته و عذرخواهي از ملت به صحنه سياسي كشور بر گردند، آب پاكي را روي دست فتنهگراني ميريزد كه ميخواهند بدون هزينه و اعلام برائت از گذشته به عرصه حاكميت برگردند و گروههاي افراطي خود را احيا و پايگاه اجتماعي شان را تقويت كنند.
رهبري، مدافع جدي حقوق ملت
يكي از محوريترين مولفههاي مديريت حضرت امام خميني كه با بازخواني حوادث گسترده دهه 60 انقلاب نمود پيدا ميكند بحث دفاع مطلق از حقوق ملت و كوتاه نيامدن از آن در مقابل زياده خواهيهاي مخالفان حكومت اسلامي است.
رهبرمعظم انقلاب هم در صحنههاي مختلف بيست وچند ساله زعامتشان دقيقا همين شاخصه را لحاظ نموده و بازخواني نوع مديريتشان در فتنه هاي78و88 گوياي همين نكته است و تأكيد مكرر معظم له درباره عذرخواهي فتنهگران در شرايط كنوني هم در همين قالب ميگنجد، چراكه با بررسي دقيق و منصفانه حوادث آن سال ميتوان گفت فعاليتهاي9ماه ساختارشكنان و تعديگران آسيبهاي فراواني به حقوق اجتماعي، سياسي، امنيتي وحتي رواني مردم وارد كرد و جبران اين لطمات بر پيكره اجتماع– در نازلترين حالت- عذرخواهي قانون شكنان همان سال است.
اين را هم بايد اضافه كرد كه امروز يكي از مطالبات جدي و اساسي نمايندگان ملت و عموم جامعه از حكومت، برخورد با ليدرهاي اصلي فتنه88 بوده و اين خواسته تا به امروز به قوت خود باقي است و به فرض آنكه مسئولان مسامحهاي را در اين باره لحاظ كنند، حقوق حقه مردم را بايد چه كسي پيگيري نمايد؟
پس عذرخواهي فتنهگران حقوق فرد و شخص خاصي نيست كه بشود از آن به راحتي چشم پوشي كرد و حقوق جمع گستردهاي از مردم است كه نميخواهند از اين حق خود كوتاه بيايند، به عبارت ديگر خط قرمز حكومت اسلامي حقوق ملت است و كساني كه از اين خطوط عدول كنند ملزم به عذرخواهي از پيشگاه ملت هستند.
اعتراف و اذعان به فتنه در قالب سانسور
نكته جالب توجه اينكه اكثر رسانههاي حامي جريان فتنه آن بخش از سخنان رهبري را كه مربوط به عذرخواهي مدعيان تقلب انتخابات دهم رياست جمهوري بوده پوشش نداده كه اين دليلي متقن برآن است كه رسانههاي زنجيرهاي، سركردههاي آشوبهاي88 را در جايگاه اتهام ميدانند و با زبان بيزباني پدرخواندههاي خود را متهم در هزينههاي هنگفتي كه به نظام و مردم تحميل شد ميدانند. اگر غير از اين است چرا رسانههاي جمعي اين جرگه اين بخش مهم از سخنان معظم له را سانسور كردهاند و حاضر نيستند آن را پوشش خبري دهند؟
رئيس دولت يازدهم راه بازتوليد فتنه را ببندد
تأكيدات مكرر رهبري مبني براينكه مدعيان تقلب و فتنهگران ملزم به عذرخواهي از ملت هستند معياري است كه كمك شاياني به رئيسجمهور منتخب ملت ميكند تا به دام افراطيوني نيفتد كه هر روز در رسانههاي زنجيرهاي به نسخه پيچي براي دولت مشغولند و امروز براي مردم جامعه دايه مهربانتر از مادر شدهاند. رئيس دولت يازدهم بايد هوشمندي خود را درقبال طرحهاي پيچيده جريان فتنه كه ازجمله آن نفوذ مهرههاي دسته چندم خود در لايههاي دوم و سوم مديريتي وزارتخانه هاست حفظ كرده و با انتخاب صحيح و دقيق وزيران دولت يازدهم–كه البته دور از ذهن هم نيست- راه را براي بازتوليد جرياني اين گروه فتنهگر ببندد. البته دكتر روحاني به خوبي ميدانند كه مردم به عنوان ناظران حقيقي عملكرد دولتها، رفتار ساختارشكنانه وغيرنجيبانه مدعيان تقلب را به اين راحتي فراموش نكرده و از تقصرات آنها نميگذرند و مخالف اعوان وانصار منسوب به اين جبهه در دولت يازدهم هستند.