چالشها و معضلات و مشكلات ترافيكي تا حدي رشد كرده است كه خسارت جاني و مالي و اجتماعي آن در جامعه به صورت ملموس، قابل مشاهده است. آمار بالاي كشته و مجروحان سوانح ترافيكي از يكسو و مسائل و معضلات و چالشهاي اجتماعي آن از سوي ديگر علاوه بر شهروندان، خانوادهها و جامعه را نيز درگير كرده است. هرچند آمار درست و صحيحي از ميزان خسارت ناشي از مسائل و مشكلات ترافيكي وجود ندارد اما از آنجايي كه انسان سرمايه باارزش اجتماعي است همواره بايد شاهد وارد آمدن خسارتهاي زيادي به اين سرمايه باارزش اجتماعي بود.
در شرايط كنوني جهان اين ثروت نيست كه قدرت و اقتدار به حساب ميآيد بلكه اين سرمايه انساني است كه محور تمام سرمايهها در نظر گرفته ميشود بنابراين هرگونه كمكاري و كوتاهي در حوزه ترافيكي كه سبب وارد آمدن خسارت به انسان شود جبرانآن تقريباً غيرممكن خواهد بود و تبعات بسياري نيز به دنبال خواهد داشت بنابراين اتفاقات اخير در حوزه ترافيك يعني ورود علماي ديني و ائمه جماعات به موضوعات ترافيكي نشان از اهميت موضوع دارد. نگاه ديني و فرهنگي به مسائل ترافيكي، نقطه اميد جديدي است كه فتح باب شده است و اميد آن ميرود تأثير اين نگاه ديني در لايههاي مختلف جامعه سبب شود تا تكتك شهروندان خود را در برابر مسائل و معضلات ترافيكي مسئول بدانند و با احساس مسئوليت نسبت به رعايت مسائل آن بيشتر اهتمام ورزند.
بنابراين جدي گرفتن مسائل حوزه ترافيكي و رعايت قوانين و مقررات اين حوزه تكبعدي جواب نخواهد داد بلكه لازم است تا در يك بسيج فرهنگي، ديني و آموزشي چه از بعد فردي و خانوادگي و چه از نظر اجتماعي به آن پرداخته شود تا حساسيتها در برابر معضلات و چالشهاي ترافيكي افزايش يابد.
وقتي بر اثر سانحهاي كسي فوت ميكند يا مجروح و معلول ميشود عملاً علاوه بر خود فرد، اطرافيان و جامعه نيز به صورت مستقيم و غيرمستقيم درگير اين موضوع ميشوند.
آسيبهاي روحي و رواني در كنار خسارت و صدمات جمعي همچون تير زهرآگين ميماند كه تخريب و نابودي را به همراه خود ميآورد كه اثرات آن تا چندين نسل آينده برجا خواهد ماند. بر اين اساس لازم است تا در حوزه ترافيكي علاوه بر رصد مسائل فيزيكي همچون ايمني وسايل نقليه و ايجاد بسترهاي شهري و استانداردسازي لازم به بعد فرهنگي نيز نگاه همهجانبه صورت گيرد.
صرف نگاه شعارگونه به مسائل فرهنگي تاكنون جواب نداده است و جواب هم نخواهد داد چراكه نگاه شعارگونه به مسائل و معضلات ترافيكي ديگر در نزد عموم نخنما شده است بنابراين لازم و ضروري است تا رصد مسائل فرهنگي از زواياي مختلف صورت گيرد و با يك چشمانداز برنامهريزي شده دنبال شود.
آنچه ميتواند نقطه عطف در كاهش مسائل و معضلات ترافيكي باشد، آن است كه مسئولان تصميمگير و تصميمساز در دستگاههاي متولي بتوانند از تمامي ظرفيتها و پتانسيلهاي موجود به بهترين شكل ممكن در جهت برطرفسازي مسائل و معضلات ترافيكي استفاده كنند و بايد خلأ حرف تا عمل به بهترين شكل ممكن پر شود وگرنه بايد شاهد سايه سنگين معضلات و مشكلات ترافيكي بود و در اين ميان آنچه تاكنون به آن پرداخته نشده، آن است كه آسيبشناسي اقدامات و تصميمات گذشته به بهترين شكل ممكن و به صورت تخصصي و كارشناسي صورت نگرفته است و دليل آن هم نبود طرح جامع در افق چشمانداز حوزه ترافيكي است و بايد توجه داشت كه نگاه فرهنگي و اجتماعي به مسائل ترافيكي بايد در كنار ساير عوامل در نظر گرفته شود. فرهنگ ترافيك تابلوي يكطرفه نيست و نخواهد بود.