
تكنولوژي يك سبك جديد را در زندگي دوران مدرن و پسامدرن ما پايهريزي كرده است؛ سبكي كه مزايا و معايب خودش را دارد. اگر ما نتوانيم اين سبك را با داشتههاي فرهنگي و رفتاري بومي خودمان هماهنگ كنيم (بوميسازي كنيم)، بيترديد، شيوه زندگي ما را دستخوش تغييراتي خواهد كرد كه بيشتر آسيبزاست تا منفعترسان. يكي از اين ابزارهاي تكنولوژيك كه طي چند سال گذشته، به جزء جدانشدني زندگي ما تبديل شده، گوشيهاي تلفن همراه است. گوشيهاي همراه نه فقط به بخش جداناشدني زندگي جوانان و بزرگسالان بدل شده بلكه در حال تبديل شدن به قسمتي دائمي از زندگي نوجوانان و حتي كودكان است؛ دو نسلي كه قرار است سبك زندگي آيندگان را رقم بزنند.
«روزي چهار تا پنج ساعت از وقتم را صرف كار كردن با امكانات مختلف تلفن همراه خود ميكنم، آوردن تلفن همراه به مدرسه ممنوع است اما بسياري از دوستانم سر كلاس درس گوشي خود را همراه دارند و حتي براي يكديگر پيامك ميفرستند...!»؛ اينها صحبتهاي پسر نوجواني است كه به تازگي توانسته والدين خود را براي خريد تلفن همراه متقاعد كند.
دسترسي طيف وسيعي از جامعه به تلفن همراه و پايين آمدن سن مشتركين اين وسيله ارتباطي و رواج استفاده بيقاعده از پيامك و بلوتوث توسط نوجوانان نكته حائز اهميتي است كه طي سالهاي اخير رخ داده و موجبات آشفتگي نهاد خانواده را فراهم كرده است.
در واقع، استفاده بدون ضرورت و بيش از حد از تلفن همراه واقعيتي است كه جامعه كنوني ما با آن دست و پنجه نرم ميكند و اين مسئله به ويژه مشكل بيشتر والديني است كه فرزنداني در سنين پرمخاطره نوجواني دارند و به گفته خودشان از اينكه هر روز ميزان كنترل آنها بر فرزندانشان كمتر ميشود احساس نگراني و خطر ميكنند.
اما آيا به راستي استفاده از تكنولوژيهاي ارتباطي مثل تلفن همراه با توجه به پيشرفتهايي كه در اين زمينه صورت گرفته و نحوه ارتباطات و تعاملات انسانها را نسبت به گذشته دستخوش تغيير كرده است براي تمامي گروههاي سني جايز است؟ بسياري از كارشناسان اين حوزه معتقدند با چنين تغييراتي ميتوان انتظار داشت نسلهاي آينده حتي از سادهترين مهارتهاي كلامي و رابطهاي بيبهره بمانند و در شيوه زندگي خود، به نقصها و آسيبهاي جدي مبتلا شوند.
خط تماس شخصي؛ نمادي از استقلالطلبيدر واقع تلفن همراه به قسمتي از هويت افراد تبديل شده است، به ويژه در بين نوجوانان كه شخصي و خصوصي بودن خط تماس و محتويات حافظه گوشي را نمادي از استقلال تلقي ميكنند و آن را مايه به رخ كشيدن اطلاعات متنوع گوشي خود به ديگران ميپندارند و اين مسئله با توجه به ويژگيهاي رفتاري و شخصي اين دوران كه با آغاز حس استقلالطلبي، كسب تجربه از محيط پيراموني خارج از خانه و خانواده و تلاش براي خارج شدن از محيط بسته همراه است به خوبي قابل درك است.
در اين باره با دكتر ايراندخت فياض، روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي به بحث نشستيم. دكتر فياض ميگويد: نوجوان به دنبال اين است كه عواطف و ويژگيهاي خود را بشناسد و همان طور كه گفتم خود را از محيط بسته جدا كند و وارد اجتماع شود. به طور مثال اين روزها هر كجا كه سرمان را ميچرخانيم شاهد اين امر هستيم كه يكي براي ديگري تصوير يا متني را ارسال ميكند و بلافاصله جواب ميگيرد، گاهي هم در يك مهماني تمام وقت بچههاي نوجوان و حتي كوچكتر صرف بررسي بلوتوثها و امكانات گوشيهاي همراه ميشود و اين قابل تأمل است.
فياض تشديد شدن حس كنجكاوي را ويژگي ديگر دوران نوجواني برشمرد و از برخي مزاياي تلفن همراه سخن گفت كه گاهي پاسخ به اين ويژگي است، مثل دسترسي سريع به دوستان و اقوام، قابليت مخفي نگه داشتن اطلاعات و ذخيره برخي فايلهاي صوتي و تصويري كه براي هر كاربري ميتواند فريبنده باشد. در واقع با كمي دقت ميتوان دريافت اين ويژگيها شرايط بهتري براي ايجاد ناهنجاريهاي رفتاري و شخصيتي در نوجوان پديد ميآورد كه نبايد از آنها غافل شد.
در هر حال با پيشرفتهايي كه در دنياي مجازي صورت گرفته است محدود كردن كار سختي است اما مسئله اساسي اين است كه موبايل يا تلفن همراه را به عنوان يك رسانه صنعتي چگونه مديريت كنيم. زماني كه ما براي نوجوان خود تلفن همراه تهيه ميكنيم يعني به انتخاب خودمان زندگي او را از حالت عمومي خارج كرده و او را وارد دنياي خصوصي ميكنيم. گاهي خود والدين ناآگاهانه فضاي شخصي براي نوجوان فراهم ميكنند كه نه در آن فضا دخالتي دارند و نه نسبت به اطلاعاتي كه در آن فضا رد و بدل ميشود مطلع هستند.
توقف اثرگذاري تربيتي والديناما واقعاً نتيجه تهيه تلفن همراه براي نوجوانان چه ميتواند باشد؟ دكتر فياض به اين پرسش اينگونه پاسخ ميدهد: گرچه نبايد از پيشرفت و تكنولوژي عقب ماند اما نبايد هم فراموش كرد كه نخستين نتيجه فراهم كردن اين امكانات براي نوجوان اين است كه تأثيرگذاري تربيتي والدين متوقف ميشود؛ به همين دليل در آغاز نوجواني خريد تلفن همراه توسط والدين در اغلب موارد كار درستي نيست.
ناگفته نماند والدين نيز به تنهايي نميتوانند اثرگذار باشند چراكه بچهها با قرار گرفتن در محيطهاي دستهجمعي مثل مدرسه كه متأسفانه اكثراً از اين وسيله استفاده ميكنند ممكن است خانواده را تحت فشار قرار دهند و اين مسئله خود يك اپيدمي اجتماعي ميشود و ديگر خانوادهها نميتوانند به تنهايي فرزندان خود را مديريت كنند.
تشديد تعارضات خانوادگي«در هر حال با خريد اين وسيله براي نوجوانمان او را در معرض بمباران اطلاعاتي قرار ميدهيم كه گاهي با هنجارها، ارزشهاي خانوادگي و ديني ما مغايرت دارند و نوجوان به دليل شرمهاي اخلاقي و اجتماعي كه وجود دارد اين مطالب را با والدين خود در ميان نميگذارد و عملاً امكان مديريت نوجوان از دست ميرود؛ اينجاست كه تعارضات خانوادگي تشديد ميشود و نوجوان را دچار استرس، اضطراب و به هم ريختگي شخصيتي ميكند»؛ اينها را دكتر فياض ميگويد و بحث كارشناسياش را اينگونه ادامه ميدهد: مسئله ديگري كه بايد به آن تأكيد كنم اين است كه متأسفانه از آنجا كه خانوادهها نميخواهند كه فرزندشان از همسايه يا همكلاسياش به اصطلاح عقب بماند يا از آنجا كه اين وسيله را تنها يك سرگرمي و تفريح ميدانند فكر ميكنند با خريد تلفن همراه از سرخوردگي فرزندشان جلوگيري ميكنند اما اين درحالي است كه والدين با اين كار از نيازهاي اساسي فرزند خود چشمپوشي ميكنند و به نيازي كه حداقل فعلاً ضروري نيست رو ميآورند و موجب ميشوند نوجوان نيز تلفن همراه را يك وسيله تجملي- تكلفي بداند تا با نوع مدل گوشي خود به ديگران پز بدهد و حتي اگر اين تلفن براي او كاربردي هم نداشته باشد خانواده را براي تهيه تلفن همراه به هر قيمتي تحت فشار اجتماعي و اقتصادي قرار دهد.
ضرورت ممنوعيت استفاده از تلفن همراه در مدارسهميشه در باره مدارس اين جمله را شنيدهايم كه «مدرسه خانه دوم ماست» و اين به اين معنا ميتواند باشد كه محيط مدرسه نيز مانند خانه بايد امن و آرام باشد و شرايط رشد و شكوفايي فرزندانمان را در خود مهيا سازد؛ اما اينكه آيا مدارس امروز ما اين شرايط را دارند يا خير جاي تأمل دارد چراكه با ورود تكنولوژيهاي جديد ارتباطي نقش مدارس در تعليم و تربيت قدري به حاشيه رفته است و ورود تلفن همراه به مدارس تا حدي نشانگر اين موضوع است. در واقع، مدارس بخشي از اثرگذاري خود را خواسته يا ناخواسته به پيامكها و بلوتوثهايي كه بين دانشآموزان نوجوان رد و بدل ميشود واگذار كردهاند.
به اعتقاد دكتر فياض، مدارس ما بايد به طور جدي، دانشآموزان را از همراه داشتن موبايل منع كنند. اگر اين كار در مدارس به درستي صورت گيرد و دانشآموزان منطقي توجيه شوند خود به خود ديگر متقاضي خريد اين دستگاه نخواهند بود. نكته ديگر اينكه عدم امكان مديريت و تربيت درست نوجوانان گرچه يكي از دلايل اين ضرورت است اما بحث اصلي به حاشيه رفتن بخشهاي مهم زندگي اين افراد است. نوجواناني كه مدت زمان زيادي را صرف استفاده از اين وسيله ميكنند كمكم اولويت اصلي خود را كه تحصيل است پس ميزنند، از خانواده خود فاصله ميگيرند، خاموش بودن تلفن همراه در اين افراد تحملناپذير و به طور جدي، وضعيت رواني و رفتاري آنها دچار اختلال ميشود.
برخورد منطقيالبته نبايد اين را از قلم انداخت كه مقاومت در برابر فرزند براي خريد تلفن همراه نيز خوب نيست زيرا ممكن است موجب شود كه نوجوان از راه ديگر خواسته خود را تأمين كند؛ بنابراين بهتر است والدين به منطق روي بياورند و با طرح دوستي و كم كردن فاصلهها با اين پديده نو كه البته هم مفيد است و هم مضر با آگاهيبخشي و فرهنگسازي در حوزه وسايل و امكانات مجازي، استفاده درست از اين وسايل را به فرزند خود بياموزند.
در واقع، والدين بايد ابتدا منطق استفاده از تكنولوژي را براي بچهها تبيين كنند اينكه اگر جايي ما به هر دليلي نميتوانيم از تكنولوژي استفاده كنيم يا ضرورتي ندارد نبايد استفاده كنيم و اين يعني آموزش مديريت و استفاده درست از تكنولوژي. ما گاهي در برخورد با نسل نوجوان فرايندي را طي ميكنيم كه نوجوان تصور ميكند تصميم ما منطقي نيست و اين موجب ميشود كه او قانع نشود و به رفتارهاي پنهان و مقابلهاي دست بزند و عملاً توصيه والدين و مربيانش را نپذيرد.
تكنولوژي را محكوم نكنيمنبايد تكنولوژي را محكوم كنيم و آن را مورد مذمت قرار بدهيم بلكه بايد به فرزندمان آموزش دهيم كه تكنولوژي بايد در خدمت انسان باشد نه ما در خدمت آن و براي او تبيين كنيم كه به طور مثال اگر ما براي تهيه تكنولوژي هزينه ميكنيم بايد بهرهوري ما به همان ميزان از تكنولوژي باشد، اگر ما گوشي تلفن همراهي را با كاربري متعدد ميخريم اما فقط در حد پاسخ دادن به تماسها از آن استفاده كنيم عملاً كار بيهودهاي انجام داده و هزينه غيرمنطقي كردهايم.
مسئله ديگري كه بايد به آن توجه داشت زمان مناسب استفاده از اين وسيله ارتباطي است. ما بايد با توجه به چارچوب زماني نوجوان را تفهيم كنيم كه با توجه به اقتضاي شرايط، او فعلاً نبايد از اين تكنولوژي استفاده كند چراكه اولويت نخست او اين وسيله نيست. در واقع به طور كل بايد خواستههاي او در زندگي اولويتگذاري شود.
شكلگيري الگوهاي جديد رفتاريقدر مسلم استفاده دائمي از تلفن همراه و تبديل شدن اين وسيله به ابزاري براي امور روزمره موجب ميشود كه الگوهاي جديدي در رفتارهاي اجتماعي پديد آيد كه بخشي از آنها بسيار نامطلوب است و همين موجب ميشود كه ما در بلندمدت به آسيبهاي رفتاري در نوجوانان دچار شويم. وابستگي برخي از اين نوجوانان شرايطي را پديد ميآورد كه ما گاهي با هنجارشكني مواجه ميشويم، نوجوان به گمان دستيابي به استقلال ممكن است وارد رابطه عاطفي شود كه ناشي از تغيير الگوهاي ارتباطي است.
در واقع، بايد بگويم انتقال اطلاعات و روابط مجازي در نگاه اول بسيار مطلوب است اما تبديل شدن آن به وسيله سرگرمي و وقتگذراني آسيبي است كه از ضعفهاي فرهنگسازي در اين حوزه حكايت ميكند همان طور كه ما در خصوص برخي ديگر از وسايل ارتباطي مثل اينترنت نيز دچار اين مشكلات در نخستين سالهاي رواج آن شديم كه البته ناگفته نماند متأسفانه هنوز هم قدري دچار اين آسيبها هستيم و اين امر ضرورت آموزش والدين و نوجوانان را با توجه به رشد امكانات مجازي بيشتر ميكند.
انتخاب همراه با مسئوليتبه اعتقاد دكتر ايراندخت فياض، برخورد عاطفي همراه با منطق بسيار مؤثر است؛ اگر اينگونه برخورد كنيم به فرزند خود ميآموزيم كه خود انتخاب كند و مسئوليت انتخاب خود را بپذيرد در واقع اين امر بسيار مهم است كه نوجوان ما با هدايت و راهنمايي والدين خود دست به انتخاب بزند. گرچه گاهي ما نوجوان را تحت فشار قرار ميدهيم و او انتخابگر نيست به طور مثال به مناسبتي براي او تلفن همراه تهيه ميكنيم و اين يعني والدين در انتخاب خود اشتباه كردهاند نه نوجوان و در اينجاست كه بحث آموزش والدين همان طور كه پيش از اين هم گفتم مطرح ميشود اينكه به آنها نيز در خصوص مزايا و مزيتهاي تلفن همراه آگاهي داده شود.