زنگ خطر مطالبات معوق بانكي مدتها است به صدا درآمده و به گفته برخي از منابع، عدد آن از مرز 80 هزار ميليارد ريال گذشته است. بانكها، بانك مركزي، نهادهاي نظارتي، قضايي و... ديگر اركان دست به كار شدهاند تا اين بحران اقتصادي را مديريت كنند. در همين راستا، كارشناسان و صاحبنظران، اين پديده را از زواياي گوناگوني مورد ارزيابي قرار داده و راهكارهايي براي كمك به پيشگيري و مديريت آن پيشنهاد دادهاند. آمارها همچنين نشان ميدهد بخش قابلتوجهي از اين مطالبات مربوط به تسهيلات و تعهدات شركتها است. لذا در اين مجال نگاهي متفاوت به موضوع مطالبات معوق و نقش بانكداري شركتي در پيشگيري و مديريت آن خواهيم داشت.
بانكداري شركتي به عنوان يك استراتژي در پي ايجاد، توسعه، تعميق و استمرار روابط ارزشآفرين با مشتريان شركتي است. بر همين مبنا، با ايجاد بسترهاي ساختاري، انساني، نرم افزاري و... در تلاش است تا هرچه بيشتر به عنوان شريك تجاري واقعي در مناسبات كسب و كار مشتريان نقشآفريني كرده و به رشد بانك و مشتريان كمك كند.
بدين سان شيوه نوين بانكداري شركتي بر همراهي مشتريان در تمامي مراحل فعاليت، تأكيد دارد. اما پديده مطالبات معوق ريشههاي بروز متعددي داشته و شيوههاي برخورد متنوعي از سوي بانكها را به دنبال دارد. بر همين مبنا بانكداري شركتي چه در ريشهيابي و چه در اتخاد راهكارهاي مديريت آن، روشهاي بسيار متفاوتي از گذشته را به كار گرفته است.
همانگونه كه اشاره شد، بانكداري شركتي مشتريان خود را در تمامي طول حيات كاري خود همراهي ميكند. به صورت خاص، اساس كار در بحث مطالبات معوق در اين شيوه نوين بانكداري اقدامات پيشگيرانه است، در حالي كه شيوههاي متنوع و خلاقانهاي براي كمك به مديريت آن نيز در دستور كار دارد .
در گام نخست، بانكداري شركتي با توجه به الزام استراتژي برد ـ برد، مشترياني را كه نميخواهند و نميتوانند به تعهدات خود عمل كنند شناسايي، از هم تفكيك و رفتارهاي متفاوتي را در برابرشان در پيش ميگيرد. آن دسته از مشترياني كه نميخواهند به تعهدات خود عمل كنند به دليل نقض فلسفه برد –برد از چرخه خدمات ارزش آفرين بانكداري شركتي حذف خواهند شد.
اما مشترياني كه در حال حاضر توانايي ايفاي تعهدات خود را از دست دادهاند، در فضاي همكاري و تعامل سازنده ريشههاي دروني و بيروني مشكلاتشان بررسي ميشود و راهحلهاي جامع بانكداري شركتي در اختيارشان قرار ميگيرد. به عنوان مثال در برابر مسائل بيروني مانند تغييرات نرخ ارز، تغيير قوانين و.... كه به ايجاد وضعيت ركورد و مشكل ميانجامد، بانكها به ارائه خدمات مشاورهاي و ارائه راهحلهاي عبور از آن اقدام ميكند. در خصوص مسائل دروني مانند تغييرات تكنولوژي، بازارها، مشتريان و... نيز به ارائه مشاوره و كمك به حل مسائل مبادرت ميورزند. آنها اعتقاد دارند كه موفقيت مشتري موفقيت بانك و شكست آن شكست بانك است. لذا بحرانهاي مشتريان را مسئله اصلي خود پنداشته و تمامي تلاش و توان خود را براي كمك به مديريت آن به كار ميگيرد.
در خصوص اقدامات پيشگيرانه و نقش بانكداري شركتي در آن ميتوان به اقدامات زير اشاره كرد. اول آنكه بانكداري شركتي بر اساس ساختار مشتريمدارانه و ساماندهي نيروهاي خبره خود (مديران حساب)، سامانههاي جامع و يكپارچه اعتبارسنجي و مديريت ارتباط با مشتريان و. . . همراهي و شناخت كافي از شركتها پيدا ميكند. بدين ترتيب به ارزيابي دقيق ظرفيتها و ريسكهاي مترتب پرداخته و مشتريان خود را به سوي ايجاد تعهداتي متناسب با قدرت و توان شان هدايت و راهبري ميكند.
در حين دريافت تسهيلات و تعهدات، بانكداران شركتي ضمن نظارت بر انعقاد قراردادهايي متضمن رعايت حقوق طرفين ، با لحاظ ريسكهاي مرتبط، وثائق ارزنده را پيشنهاد و بر اساس شراكت مبتني بر فلسفه برد – برد از مشتريان خود طلب ميكند. همچنين بانكداران شركتي بر اساس شناخت دقيق خود، ذينفعان واحد، ضامنين و... به طور كلي ذينفعان مشتري را شناسايي و در نظر ميگيرند و از اين طريق به ايجاد يك رابطه مبتني بر سودآوري كمك ميكنند.
در طول زمان همكاري و شراكت، بانكداران شركتي، فعاليتها، برنامهها، رقبا، بازارها، صنعت، محيط رقابت و... مشتريان را رصد كرده و تغييرات احتمالي و اثرگذار را شناسايي و با همراهي مشتريان خود براي آنها تدابير لازم را اتخاذ ميكند.
پس از دريافت تسهيلات و تعهدات نيز بانكداري شركتي با نظارت دقيق و جامع خود از انحرافهاي مسئلهساز مطلع و راهكار اجتناب از آنها را بررسي و به بانك و مشتريان پيشنهاد ميكنند.
اين بدان معنا است كه بانكداري شركتي قبل، حين و بعد از دريافت تسهيلات و تعهدات، مشتريان خود را رها نميكند. از اين طريق همواره مراقب پرتفوي مشترك خود و مشتريان است، حتي با مديريت و نظارت، پيش از سررسيدها، به سراغ مشتريان خود رفته و مسيرهاي ادامه همكاري را جستوجو و توافق ميكند.
بدين ترتيب ، وقتي يك بانك با مشتريان شركتي، در قالب شراكتي پايدار، با رويكرد فلسفه برد – برد، تعاملاتي ارزش آفرين و سودآور رقم ميزند، شكل جديدي از تعاملات سازنده شكل ميگيرد، از بروز مسائل بحرانآفرين چون مطالبات معوق پيشگيري ميشود، مشكلات تأمين مالي توليد بهتر مديريت ميشود، سرمايهها حفظ و تبديل به ثروت ميشوند، بانكداري اصيل اسلامي محقق شده و جامعه از آن بهرهمند ميشود.
بنابراين براي پيشگيري و مديريت مطالبات معوق شركتها، بانكداري ايران نيازمند بازتعريف روابط خود با مشتريان است و بانكداري شركتي چنين فرصتي است.