امروز اولويتهاي اجرايي وزارت آموزشوپرورش دولت يازدهم بحث داغ جلسات تعليم و تربيتي است. آموزش و پرورش در شرايطي حساس و در آستانه تحول بنيادين تحويل دولت يازدهم ميشود و اين در حالي است كه كارهاي مانده و لازم الاجراي بيشماري در اين حوزه وجود دارد كه اين روزها كارشناسان به طبقهبندي آنها مشغولند.
دستگاه تعليم و تربيت كشور در حال حاضر از چند موضوع رنج ميبرد، عدم سياستگذاريهاي بلندمدت و پيگيري برنامههاي تدوين شده، تغيير مديريت اين وزارتخانه به موازات تغيير دولتها و به تبع آن تغيير بدنه آموزش و پرورش، دنبال كردن طرحهاي بيلان پركن به جاي اجراي طرحهاي زيربنايي و اساسي، درگيري اين وزارتخانه با مسائلي غير از تعليم و تربيت، نداشتن برنامههاي قابل دسترس و با ضمانت اجرايي از آن جملهاند.
اين چالشهاي پيش رو از آموزش و پرورش كشور ما دستگاهي سنگين ساخته كه به نسبت مسائل روز جامعه و دنيا بسيار كند واكنش نشان ميدهد و قطعاً با اين روند در تربيت نيروي انساني آينده جامعه اسلامي ايران با مشكل مواجه ميشود. در اين رابطه كارشناسان تعليم و تربيت نظرات و راهكارهاي متنوعي ارائه كردهاند كه در ابتداي كار مديريت جديد آموزش و پرورش در دولت يازدهم ميتواند راهگشا باشد.
آموزشوپرورش يك دستگاه حاكميتي شود
دكتر غلامعلي حدادعادل و تعدادي ديگر از كارشناسان با ارائه پيشنهاداتي به رئيسجمهور منتخب، خواستار «حاكميتي شدن آموزش و پرورش» و خروج آن از زيرمجموعه دولت شدهاند.
حجتالاسلاموالمسلمين علي ذوعلم، كارشناس تعليم و تربيت و عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در اين باره به «جوان» ميگويد: در قانون مديريت خدمات كشوري، وزارت آموزش و پرورش بايد به فهرست دستگاههاي حاكميتي و نه خدماتي اضافه شود و اين امر با ارائه يك لايحه از سوي دولت يازدهم به مجلس ممكن ميشود.
به گفته وي حل مسائل اقتصادي، اجتماعي و سياسي مستلزم توجه به حوزه فرهنگ است و غلبه فضاي سياسي مانع مهمي براي ديده شدن كارهاي پژوهشي، تربيتي و فرهنگي خواهد شد. ذوعلم اظهار ميدارد: در حال حاضر آموزش و پرورش با 10 چالش اساسي مواجه است كه از آن ميان مهمترين چالش مربوط به منزلت و جايگاه تعليم و تربيت در نزد جامعه، دولت و نخبگان است كه در مرحله اجرا چندان بدان توجه نميشود.
همچنين توانمندي معلم و مربي نيز بايد به صورت جدي در آموزش و پرورش پيگيري شود. وي ميافزايد: اين چالشها و پيشنهادات براي حل آنها در قالب طرحي ويژه از سوي جمعي از كارشناسان اين حوزه از جمله دكتر حدادعادل به دولت يازدهم ارائه شده كه در آن بخشي از اقدامات براي تعليم و تربيت در سال اول و بخشي در طول چهار سال قابل اجرا است. بنابراين ضرورت دارد سند تحول در پنج زيرنظام ديگر شامل منابع انساني، پژوهش، منابع مالي، منابع تجهيزات و فضاي آموزشي نيز تهيه و تدوين شود. در حال حاضر تنها برنامه درسي ملي به عنوان يكي از زيرنظامها تدوين شده و لازم است آموزشوپرورش در كنار كارشناسان خود از متخصصان تعليم و تربيت و اساتيد دانشگاه نيز بهره گيرد. يكي از اقداماتي كه دولت يازدهم ميتواند انجام دهد، بازمهندسي نظام اداري و مالي آموزش و پرورش متناسب با ارزشهاي تحولي است. توانمندسازي منابع انساني، تحول در رويكرد مدرسه محوري و توجه به رويكرد مدرسه زندگي از جمله ديگر اقداماتي است كه به كانديداهاي دولت يازدهم پيشنهاد شده است.
وزير آينده دغدغه تربيت انسان
داشته باشد
علي سادهاي، پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت و عضو هيئت علمي دانشگاه فرهنگيان نيز براي آموزش و پرورش دولت يازدهم اولويتهاي اجرايي قائل است. وي به «جوان» ميگويد: اجراي سند تحول بنيادين بسيار مهم است. علاوه بر اين پر كردن فاصلهاي كه بين آموزش و تربيت ايجاد شده بايد در دستور كار قرار بگيرد. در حال حاضر امور تربيتي در آموزش و پرورش ما كمرنگ است و جايگاهي را كه بايد ندارد، در حالي كه يكي از اهداف سند تحول پرداختن به مسائل تربيتي است.
سادهاي ميافزايد: اين سند ميخواهد چهار رابطه را تحكيم و بهبود ببخشد: رابطه دانشآموز با خدا، با خلق، با خودش و با طبيعت. همچنين آموزشوپرورش ما تاكنون نتوانسته تربيت ديني را در مدارس از سطح به عمق ببرد كه اجراي اصولي سند تحول ميتواند اين مشكل را حل كند. سند تحول بنيادين سرفصلهاي بسيار خوبي دارد، اما اجراي آنها مهم است. در طول ساليان گذشته دولتها شعارهاي خوبي درباره آموزشوپرورش مطرح كردهاند و تصميمات كارشناسي زيادي گرفته شده، اما مهم تحقق اين شعارها و اجراي اين تصميمات است.
خروجيهاي فعلي آموزشوپرورش در تراز نظام جمهوري اسلامي نيستند و اين در دهه چهارم انقلاب يك نقيصه به شمار ميرود.
وي تصريح ميكند: وقتي مقام معظم رهبري دهه پيشرفت و عدالت را مطرح ميكنند، نظرشان تنها پيشرفت در جنبههاي مادي و اقتصادي نيست، بلكه تربيت نيروي انساني شايسته جمهوري اسلامي هم جنبهاي از پيشرفت است و اين محقق نميشود مگر اينكه در آموزشوپرورش از صدر تا ذيل، از وزير گرفته تا معلمان همه در دل و ذهن خود دغدغه تربيت داشته باشند؛ امري كه امروز در حاشيه آموزش قرار گرفته و كمتر در نظر گرفته ميشود. ايجاد اين دغدغه در ميان معلمان هم به آموزش جدي و عميق نياز دارد.
اجراي سند تحول بنيادين
استان به استان باشد
عباس قندي ديگر كارشناس تعليم و تربيت نيز ضمن بيان اينكه تجربه در ايران نشان داده وزيري كه از بدنه آموزشوپرورش باشد در اين زمينه موفقتر است، به «جوان» ميگويد: در دورههاي گذشته وزارت آموزش و پرورش سهم كساني ميشد كه در جريان برگزاري انتخابات از رئيسجمهور حمايت كرده بودند، بدون هيچ پيشينه تعليم و تربيتي و تنها به استناد داشتن تجربه كلان مديريتي. در حالي كه مديران آموزش و پرورشي كه از پايين به بالا آمده، جريان آموزش و پرورش و مديريت آموزشي و تربيتي را طي كردهاند، اثربخشي مشهودتري خواهند داشت. وي ميافزايد: امروز ميبينيم يك مهندس الكترونيك كه تخصص روباتيك دارد، معلم پايه ششم ابتدايي شده است. اين يعني هنوز اجراي سند تحول بنيادين نياز دارد كه ابتدا به صورت پايلوت در سه سال در يك استان اجرا شود، سپس به مدت سه سال در هفت يا هشت استان ديگر اجرا شود و سپس در سراسر كشور اجرا شود. مسئولان آموزش و پرورش در چند سال گذشته فقط به دنبال ارائه گزارشهاي كمي به مقامات بالادستي خود بودهاند و اصلاً روي نظام آموزش و پرورش و به ويژه نظامهاي جديدي كه اجرا ميشوند كنترل كيفيت ندارند. بايد از آنها پرسيد چند درصد از معلمان كلاس ششم نظام جديد 700 ساعت آموزش ديدهاند؟ به گفته وي، اين معلمان تنها در كلاسهاي آموزشي فشرده و بيكيفيتي شركت كردهاند كه كلاسها خالي و دانشآموزان بيمعلم نمانند. چند سالي است ميبينيم آموزش و پرورش فقط آمار ميدهد و اصلاً به كيفيت توجه ندارد. با اين اوضاع در چشمانداز 20 ساله در حوزه تعليم و تربيت با يك افت و پسرفت مواجه خواهيم شد.
البته بنا به گفته قندي، اشكالاتي هم به سند تحول بنيادين آموزش و پرورش وارد است؛ مثلاً اينكه اين سند پر است از كلمات و عبارات ثقيل و متناسب فهم خواص و دوباره بايد يك سري كارشناس از روي اين سند يك دستورالعمل اجرايي بنويسند و در حالي كه زمان صرف اين كارها ميشود، آموزش و پرورش به شيوه ناصحيح خود در جريان است.