هر چند محمد حسن طريقت منفرد در بيان مظلوميت پزشكان عمومي اين تفاوت درآمد را عنوان كرد، اما با احتساب حقوق 7 تا 9 ميليوني كه وزير بهداشت براي پزشكان خانواده تضمين كرده است و انجام يك ضرب ساده رياضي ميتوان صفرهاي درآمد اين قشر را محاسبه كرد. حالا با عنايت به حداقل دستمزد سال 92 و خانوادههايي كه با چنين دستمزدي روزگار خود را ميگذرانند، مردم چه قضاوتي درباره قداست لباس سفيد طبابت خواهند داشت؟ خاصه اينكه برخي از اين افراد تعهد اخلاقي و قسمي را كه خوردند، فراموش كردهاند و پس از چك كردن صفرهاي حساب بانكي خود براي نجات جان بيمار اقدام ميكنند.
يك پزشك متخصص چقدر درآمد دارد؟
روزي روزگاري پزشكان حكيم بودند و اين حكمت سبب ميشد تا در مواجهه با بيماري كه گره شفاي بيمارياش به دست آنها بازشدني بود، فقط و فقط به پول و درآمد نينديشند. رفتهرفته انگار تغيير سبك زندگي به سراغ سفيدپوشان عرصه سلامت هم رفت و حالا مسئولاني مثل وزير هم وقتي پشت تريبون قرار ميگيرند و ميخواهند انتقاد كنند، به كم بودن درآمد پزشكان عمومي انتقاد ميكنند نه به درآمدهاي نجومي پزشكان متخصصي كه بيشترين تخلف در موضوعات مالي و پزشكي را هم در پرونده خود دارند!
طريقت منفرد هرچند تقصير نظام سلامت در شكلگيري اين بيعدالتي را پذيرفت، اما منطقي كردن درآمد پزشكان متخصص را مدنظر قرار نداد. به گفته وي پزشكان عمومي و متخصص تفاوت درآمدشان از 20 تا 200 برابر است در حالي كه در همه جاي دنيا پزشكان عمومي اگر درآمدشان بهتر از متخصصان نباشد، كمتر نيست. حالا اگر درآمد 9 ميليوني يك پزشك خانواده را معيار قرار دهيم، درآمد يك پزشك متخصص در بخش خصوصي ميشود يكميلياردو800ميليون تومان براي يك ماه !
اين در حالي است كه خيلي از ما با حقوق مصوب وزارت كار يعني درآمدي زير يك ميليون تومان در ماه زندگي ميكنيم و چنين درآمدي يعني برخورداري از حاشيه امن و حضور يك طبقه اقتصادي كه به شكاف طبقاتي در جامعه دامن ميزند.
شكلگيري احساس تبعيض و مقايسه
دكتر فهيمه قبيطي درباره آثار اجتماعي چنين ساختاري در جامعه به «جوان» ميگويد: اعلام چنين درآمدهايي باعث بهوجود آمدن احساس تبعيض ميشود. اين همه اختلاف بين درآمدها منطقي نيست و بايد ساماندهي شود. به باور اين جامعهشناس نميتوان رتبه اجتماعي افراد را با درآمدشان تعيين كرد و اين تبعيضها حتي در بين خود پزشكان و درآمد پرستار و پزشك هم وجود دارد و براي برقراري تناسب اجتماعي بايد اين بيسر و ساماني در درآمدها هم از طرق مختلف اصلاح شود.
به باور وي اين گپ درآمدي موجب ميشود تا احساس مقايسه شكل بگيرد و از آنجايي كه يك كارگر يا كارمند با پس انداز شش سال حقوقش هم نميتواند ماشيني را كه يك پزشك متخصص دارد، تهيه كند، چنين درآمدهايي به يك هدف دست نيافتني براي برخي از افراد جامعه تبديل و اين مسئله منجر به احساس سرخوردگي، بيانگيزگي و از دست دادن آرامش ميشود.
به گفته اين جامعهشناس يكي از دلايل اجتماعي بروز جرائم نيز اين است كه ما در جامعه ارزشهايي مانند ثروت، مسكن يا مدل ماشين را به عنوان منزلت اجتماعي مشخص كردهايم در چنين شرايطي وقتي فرد براي كسب يك منزلت اجتماعي نميتواند از راه سالم حركت كند، اين مسئله ميتواند حتي به جرمخيزي منجر شود. قبيطي اما به نكته جالبي اشاره ميكند و آن هم ميزان بروز تخلفات در اقشار ثروتمند و با درآمد بالايي همچون پزشكان متخصص است. بر اساس آمار هم بيشترين ميزان زيرميزي گرفتنها مربوط به اين قشر است پس اين افراد هم با وجود ثروت آرامش ندارند!