به گزارش «جوان» به نقل از واشنگتن پست، كنگره امريكا تابستان هر سال لايحهاي را براي تشديد تحريمهاي ايران براي كاخ سفيد ارسال ميكند. كاخ سفيد ممكن است بنا به فراخور زمان، از اين لايحه استقبال كند و گاهي هم مخالف آن باشد. با اين حال، آنطور كه «اميلي كادي» نويسنده بخش سياست خارجي فصلنامه كنگره در شماره جديد خود نوشته لايحه تابستاني تشديد تحريمهاي ايران، امسال در همان روي تقويم باقي مانده و احتمالا نه تنها تا ماه اكتبر ( مهر ماه 92) براي كاخ سفيد ارسال نخواهد شد، بلكه ممكن است اصلاً تكميل آن به سال جاري ميلادي ( دي ماه 1392) نيز قد ندهد. هنوز معلوم نيست كه تعويق لايحه تابستاني عمدي بوده يا سهوي ولي درحالي كه كمپين نامهها در حمايت و مخالفت با ديپلماسي امريكا با ايران در واشنگتن داغ شده، منابع سياسي در تهران و واشنگتن تعويق اين لايحه را يك سيگنال مثبت از داخل كنگره امريكا در آستانه روي كار آمدن دولت جديد حسن روحاني در ايران تلقي ميكنند. فصلنامه كنگره كه اين خبر را منتشر كرده و واشنگتن پست آن را بازتاب داده، نگفته كه اين تعويق عمداً و در جهت سيگنال مثبت به دولت جديد ايران ارسال شده ولي گفته كه به هرحال، «تعويق لايحه تحريمي پنجره ديپلماتيك مطلوبي را براي ايران و ايالات متحده به وجود آورده است.»
امضاهاي ناشناخته
در وراي همه خوشبينيها، در تهران و واشنگتن درباره چشم انداز فضاي به وجود آمده ترديدهاي جدي وجود دارد. اگر داستان مك فارلين را فراموش كنيم، امضاي 131 نماينده مجلس نمايندگان (و براساس برخي گزارشهاي تأييد نشده 150 امضا) پاي نامه ديپلماسي اوبامايي با ايران در تاريخ 34 سال بعد از انقلاب ايران، بيسابقه است. با اين حال، برخي منابع در تهران اين نكته را گوشزد ميكنند كه به جز دو نام « چارلي دنت» و «ديويد پرايس» كه به عنوان نويسندگان اين نامه مطرح هستند، نام هيچ كدام از نمايندگان در مطبوعات امريكايي درز نشده است. اين در حالي است كه طبق سنت نامههاي سرگشاده خطاب به روساي جمهور امريكا، نام امضاكنندگان نامه منتشر ميشود. نمونه اين سنت، نامه 45 نماينده مخالف ديپلماسي با ايران است كه حدود دو هفته قبل با متن كامل نامه و امضاي همه نويسندگان منتشر شد. اين در حالي است كه به جز نام «چارلي دنت» و «ديويد پرايس»، هيچ نام ديگري از ساير امضاكنندگان نامه اخير در مطبوعات امريكايي ديده نميشود. برخي ناظران بدبين در تهران اين مسئله را به نوعي «ترس غالب» از حمايت از ديپلماسي امريكايي با ايران نسبت ميدهند، به اين معني كه حتي نمايندگان كنگره حامي ديپلماسي با ايران نيز ترجيح ميدهند با «چراغ خاموش» از ديپلماسي با ايران حمايت كنند.
سونامي يا ژست اقليت؟
در واشنگتن هم اين بدبيني به كمپين نامه نگاريهاي جديد وجود دارد. راديو فري يوروپ ديروز در گزارشي نوشت كه «نمايندگان كنگره خواستار ديپلماسي با ايران شدهاند، نه تغيير مسير قابل ملاحظه» و اين بر خلاف احساسات رايج در تهران درباره از سرگيري روابط با ايران است. حتي نيكلاس برنز، معاون پيشين وزير امور خارجه امريكا نوشته كه تنشها ميان ايران و امريكا در نيمه دوم سال 2013 كمتر شده و طرفين براي اولين بار با يكديگر مذاكره مستقيم خواهند كرد ولي از سرگيري مناسبات سخني به ميان نياورده است.
برخي كارشناسان در واشنگتن ميگويند كه همين 131 ( يا به قولي 150) نفري هم كه نامه ديپلماسي با ايران را امضا كردهاند، فقط يك چهارم و در خوشبينانهترين حالت كمتر از يك سوم كنگره 435 نمايندهاي امريكا هستند. به اين ترتيب، حاميان ديپلماسي با ايران در بهترين وضعيت، يك اقليت در مجلس نمايندگان محسوب ميشود كه اگر 100 عضو سنا را هم به اين عدد اضافه كنيم، به نتيجهاي بدبينانهتر خواهيم رسيد. سوزان ملوني كارشناس سابق وزارت خارجه امريكا و كارشناس كنوني بروكينگز كه اغلب به عنوان مدافع ديپلماسي با ايران در نشستهاي استماع كميته روابط خارجي كنگره حاضر ميشود ديروز در گفت و گو با راديو فري يورپ گفت كه اين نامه يك ژست ديپلماتيك مهم است، ولي يك سونامي محسوب نميشود. او گفت: « به نظر من، هميشه يك اقليتي در حمايت از ديپلماسي با ايران وجود داشته است ولي تا وقتي توافقي بر سر مسئله هستهاي ايران به وجود نيايد، همچنان يك اكثريت حامي تشديد تحريمها وجود خواهدداشت.»