
به گزارش خبرنگار ما، اولين روزهاي تيرماه امسال زني به مأموران پليس خبر داد پسر جواني طلاهاي او را سرقت كرده است. شاكي در توضيح ماجرا گفت: چند روز قبل ميخواستم به ميدان شهرك غرب بروم. در خيابان سوار يك ماشين پژوپارس شدم كه راننده آن پسر جواني بود. در راه درباره مشكلاتم با او حرف زدم. او خودش را كورش معرفي كرد و گفت با نفوذي كه دارد ميتواند برايم وام بگيرد تا مشكلاتم را حل كنم. كورش فرداي آن روز مرا به رستوراني دعوت كرد و بعد از حرف زدن با او، اعتماد و او را به خانهام دعوت كردم. چند روز بعد وقتي به سراغ محل نگهداري طلاهايم رفتم، فهميدم كورش آن را سرقت كرده است. با نشانيهايي كه زن جوان در اختيار مأموران پليس گذاشت، كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي به تحقيق پرداختند و چند روز بعد پسري 30 ساله را دستگير كردند.
در حالي كه كارآگاهان مشغول تحقيق از متهم بودند، فهميدند پرونده مشابهي در پايگاه چهارم پليس آگاهي تشكيل شده است.
زني معلول در طرح شكايت خود گفته بود: مدتي قبل براي انجام كارهاي اداريام به يك پيك موتوري نياز داشتم تا اينكه با كورش آشنا شدم و قبول كرد كه كارهايم را انجام دهد. البته كوروش به من گفته بود شغلش طلاساز است اما به خاطر وضعيت من ميخواهد به من كمك كند. شاكي ادامه داد: من هم كه مقداري طلاي تعميري داشتم به كورش اعتماد كردم و طلاها را براي تعمير به او دادم. سپس همراه كورش به مغازه يكي از دوستانش كه كار تعمير طلا انجام ميداد، رفتيم. البته من بيرون مغازه منتظر ماندم وكورش داخل رفت. لحظاتي بعد برگشت و گفت براي تعمير طلاها بايد به بازار برود. بعد هم ساعت مچي و گوشي تلفن همراهم را كه ارزش آن 3 ميليون تومان بود، از من گرفت و به بازار رفت. بعد از آن ديگر از كورش خبري نشد.
بعد از طرح شكايت كارآگاهان به مغازه طلاسازي كه شاكي نشاني آن را داد، رفتند و متوجه شدند صاحب طلافروشي كورش را نميشناسد. بعد از اينكه مأموران تصاوير كورش را از دوربين مداربسته به دست آوردند، متوجه شدند او از سوي پليس دستگير شده و در پايگاه چهارم بازداشت شده است.
بررسي سوابق كورش نشان داد او 10 سال قبل پدرش را در جريان يك درگيري به قتل رسانده اما با رضايت خانوادهاش از قصاص نجات پيدا كرده بود.
پسر جوان در بازجوييها گفت: وقتي اولين شاكي را سوار كردم و چشمم به طلاهاي او افتاد، تصميم گرفتم از او سرقت كنم. به خاطر همين او را فريب دادم و بعد طلاهايش را سرقت كردم. بعد هم به بازار رفتم تا طلاها را بفروشم اما چون فاكتور خريد نداشتم، كسي حاضر نشد طلاها را از من بخرد. در راه بازگشت بودم كه متوجه شدم طلاها ناپديد شده است. متهم ادامه داد: قبول دارم كه طلاها را سرقت كردم و حاضرم پول آن را كه حدود 7 ميليون تومان بود، به شاكي برگردانم.
متهم گفت: حرفهاي دومين شاكي را قبول ندارم: چون اصلاً از او سرقت نكردم و فقط با او رابطه برقرار كردم.
سرهنگ كارآگاه جانپرور، رئيس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: از آنجا كه احتمال ميرود متهم سرقتهاي مشابه ديگري مرتكب شده باشد، متهم براي شناسايي جرائم ديگر در اختيار پايگاه چهارم پليس آگاهي پايتخت قرار گرفته و از كساني كه به اين شيوه از آنها سرقت شده است، دعوت ميشود تا براي شناسايي متهم به پايگاه چهارم پليس آگاهي در سيدخندان، خيابان ابوذر غفاري مراجعه كنند.