کد خبر: 602644
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۷
خلاقيت را با كودكان تمرين مي‌كنيم
بچه‌ها! بعضي وقت‌ها «تعريف كردن» يك چيزي خيلي سخت‌تر از «نشان دادن» همان چيز است. آدم‌ها وقتي مي‌خواهند چيزي را تعريف كنند معمولاً از عهده‌اش برنمي‌آيند.
محمد مهر
بچه‌ها! بعضي وقت‌ها «تعريف كردن» يك چيزي خيلي سخت‌تر از «نشان دادن» همان چيز است. آدم‌ها وقتي مي‌خواهند چيزي را تعريف كنند معمولاً از عهده‌اش برنمي‌آيند. چرا؟ به خاطر اينكه خيلي از چيزها حد و مرز ندارند، تعريف كردن هم يعني ما براي چيزهايي كه حد و مرز ندارند محدوده تعيين مي‌كنيم، مي‌گوييم از اين نقطه تا اين نقطه. به خاطر همين هم هست كه «نشان دادن» خيلي وقت‌ها بيشتر جواب مي‌دهد تا «تعريف كردن». مثل آدم‌هايي كه مي‌خواهند شنا ياد بگيرند. هرچقدر هم كه يك آدم كتاب آموزش شنا بخواند فرض كنيد يك قفسه كتاب آموزش شنا داشته باشد يا اصلاً هرچه كه كتاب درباره شنا در دنيا به زبان‌هاي مختلف منتشر شده باشد بخرد و جمع كند و كلكسيوني از كتاب‌هاي آموزش شنا براي خودش درست كند مي‌تواند شنا ياد بگيرد؟ كتاب‌هاي آموزش شنا نه اينكه اصلاً به كار آدم نيايند اما مي‌دانيد چرا كسي با خواندن كتاب آموزش شنا، شناگر نمي‌شود؟ براي اينكه كلماتي كه روي كتاب نوشته شده روي سطح جامد نشسته‌ايم، ما هم كه آن كلمات را مي‌خوانيم روي سطح جامد نشستيم. ذهن ما هم كه مي‌خواهد آن كلمات را بفهمد در سطح جامد آن كلمات را مي‌سنجد اما همه ما مي‌دانيم قواعد آب و رسيدن به تعادل روي سطح آب و پيش رفتن در آب با سطوح جامد يا خشك كاملاً متفاوت است، بنابراين كسي كه مي‌خواهد شنا ياد بگيرد هيچ راهي ندارد جز اينكه به آب بزند، البته معلوم است كه اين كار را بايد با مربي انجام دهد. كاري كه مربي مي‌كند به شناگر مبتدي كمك مي‌كند او به هماهنگي بين عضلات و ذهن در آب برسد، چون عضلات و ذهن او قبلا تعادل را فقط در محيط‌هاي خشك و جامد لمس كرده، بنابراين مربي كمك مي‌كند آرام‌آرام اين هماهنگي در محيط آب هم شكل بگيرد. بچه‌ها! كساني كه مي‌خواهند ذهن خلاق و نوآوري داشته باشند بيشتر از آن كه به دنبال تعريف خلاقيت باشند بايد نوآوري و خلاقيت را در نگاه‌شان به آدم‌ها، اشيا، درخت‌ها، سنگ‌ها، رنگ‌ها و خيلي خيلي چيزهاي ديگر نشان دهند، وگرنه ما از الان تا آخر عمرمان مي‌توانيم با هم جر و بحث كنيم كه خلاقيت چيست و آخر سر هم به نتيجه مشخصي نرسيم.
به نظر من كه آدم‌ها دو دسته‌اند. آنهايي كه كار خلاقانه مي‌كنند و آنهايي كه كارهاي خلاقانه را بسته‌بندي مي‌كنند و مثلاً تعريفي از آن كارها ارائه مي‌كنند. خب! آدم‌هايي كه هميشه دنبال بسته‌بندي هستند مي‌خواهند بيرون از آب شنا ياد بگيرند. شما بگوييد كسي كه يك كار خلاقانه ديگران را انجام مي‌دهد مثلاً يك اثر هنري بزرگ را خلق مي‌كند در آن لحظه به اين فكر مي‌كند كه آن اثر هنري را چطور تعريف كند يا نه، تمام ذهن او در آن لحظه درگير خلق آن اثر هنري است.
بچه‌ها! من اين جا براي اينكه خلاقيت را نشان بدهم- و نه تعريف كنم- از عكسي استفاده مي‌كنم كه كار خلاقانه‌اي را نشان مي‌دهد. در اين عكس ما چند مداد رنگي مي‌بينيم با يك مدادتراش. خب! اگر اين سؤال را از هر كسي بپرسيم كه با چند مداد رنگي و يك مدادتراش چه كار مي‌شود كرد؟ اغلب آدم‌ها مي‌گويند اينكه معلوم است. مدادتراش به كار تراش دادن و نازك كردن سر مدادها مي‌خورد. مدادهاي رنگي هم به درد كشيدن نقاشي. اين پاسخي است كه اغلب آدم‌ها به ما مي‌دهند. اما يك آدم خلاق را تصور كنيد كه مي‌گويد من چند مداد رنگي دارم و يك مدادتراش اما نمي‌خوام با اينها نقاشي بكشم، مي‌خواهم ببينم با اينها چه كار ديگري مي‌شود انجام داد. اين نقطه آغاز يك خلاقيت است. يعني يك نگاه ديگر به امكانات و داشته‌ها، يعني خارج كردن ابزارها از آن وظيفه هميشگي. شما به اين عكس دقت كنيد. از قسمتي كه مدادها تراش خورده‌اند- مدادهاي رنگي با اينكه رنگ‌هاي مختلفي دارند اما بخش تراش خورده همه‌شان شبيه هم است و اين يكدستي رنگ بيشتر كمك مي‌كند تا اين قسمت شبيه نوار زيپ به نظر برسد- به عنوان بخش زيپ يك لباس استفاده شده است. مدادتراش هم طوري روي مدادرنگي‌ها قرار داده شده كه عيناً شبيه همان قسمت بالايي زيپ باشد كه ما به وسيله آن، زيپ را بالا و پايين مي‌كشيم. به اين ترتيب ما با چينش هوشمندانه چند مدادرنگي كنار هم با يك مدادتراش توانسته‌ايم به تصويري برسيم كه به نظر شبيه بخشي از يك لباس رنگي مي‌آيد، با زيپي كه در قسمت بالايي لباس باز و در بخش پاييني بسته شده است. مي‌بينيد كه ما گاهي براي رسيدن به خلاقيت به پول يا تئوري‌هاي عجيب و غريب يا كلاس‌هاي فوق برنامه نياز نداريم، فقط بايد دريچه متفاوت ديدن را در چشم و ذهن‌مان باز بگذاريم. بچه‌ها! هر كسي در هر سن و سال و با هر ميزان تحصيلاتي مي‌تواند نگاه خلاقانه‌اي به دور و برش داشته باشد. پس شما هم مي‌توانيد خلاق باشيد. اين نگاه به شما كمك مي‌كند هميشه راهكارها يا راه‌حل‌هاي رايج شده را به عنوان آخرين و تنهاترين راهكار يا راه‌حل نپذيريد. چه بسياري از صرفه‌جويي‌هايي كه امروز در وقت و انرژي آدم‌ها صورت مي‌گيرد ناشي از يك نوآوري و به يك معنا ميوه درخت متفاوت ديدن است. هفته بعد هم سعي مي‌كنيم اين موضوع را با يك مثال ديگر دنبال كنيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها