
اكثر ما با واژه اختلال وسواس آشنا هستيم. وقتي پي به وجود اين اختلال در دوست يا يكي از آشنايانمان ميبريم از اعماق وجودمان براي او و خانوادهاش متأسف و ناراحت ميشويم چون ميدانيم اين اختلال چقدر ميتواند زندگي فرد و حتي اطرافيانش را تحت تأثير خود قرار دهد، از اين رو به شكل دلسوزانه توصيههايي به فرد و خانوادهاش ميكنيم كه در خيلي از مواقع كارساز نبوده و حتي متوجه شدت اختلال در طول زمان ميشويم. اين اختلال جزو دسته اختلالهاي اضطراري طبقهبندي ميشود. شروع وسواس ميتواند قبل از سن 10 سالگي يا اوايل نوجواني و همين طور اوايل بزرگسالي باشد، اين اختلال حتي در كودكان دو ساله هم ديده شده است. وسواس با نام علمي «OCD» اختلالي مزمن است كه چند سال فرد را درگير خود ميكند پس براي درمان اين افراد بايد كمي صبر و حوصله به خرج داد. در هر درماني كمك و حمايت اعضاي خانواده و دوستان فرد مبتلا ميتواند در بهبود فرد وسواسي نقش مؤثري ايفا كند.
افكار مزاحم و مهمان ناخواندهاي كه فرد را درگير خود ميكندوسواس شامل افكار و اميالي پايدار است، به اين صورت كه فرد نياز به تكرار پيدرپي اعمالي خاص را احساس ميكند. اختلال وسواس جبري به دو صورت فكري و عملي خود را نشان ميدهد. در وسواس فكري، افكار، تصاوير ذهني يا تكانههاي مزاحم و تكراري به صورت مكرر به ذهن فرد متبادر ميشوند. گاهي براي ما نيز پيش ميآيد كه به تازگي قطعه شعري را شنيدهايم و به صورت مهارنشدني به ذهن ما مبادرت ميكند، هنگام رانندگي يا پخت غذا مدام آن بيت را تكرار ميكنيم، بدون اينكه روي آن كنترلي داشته باشيم اما اين افكار و اميال واجد شرايط وسواسي بودن ما نميشود. فردي كه به وسواس فكري دچار است، افكار خود را نامعقول ميداند. از شايعترين اين وسواسها ميتوان به ترس از آلودگي، مشكلات جسمي و تكانههاي جنسي و پرخاشگرانه اشاره نمود. در كتاب «آسيبشناسي رواني» نوشته كرينگ و ديويسون به زني اشاره ميشود كه مبتلا به اختلال وسواس فكري است كه براي آشنايي بهتر شما با اين موضوع و موارد مرتبط با آن به اين مورد اشاره ميكنيم. زني 46 ساله كه براي چهارمين بار درخواست درمان سرپايي ميكرد و قبلاً دوبار بستري شده بود به اختلال وسواس مبتلاست. 12 سال قبل اندكي پس از مرگ پدرش اين اختلال شروع شد و از آن پس شدت و ضعف يافته اما اكنون بسيار شديد است. ترس از آلودگي، ترسي است كه پس از مرگ پدرش بر اثر سينهپهلو (كه او به ميكروبها نسبت ميداد) دچارش شده و ذهن او را به خودش مشغول كرده بود، هر چند اظهار ميكرد تقريباً از همه چيز ميترسد چون ميكروبها ميتوانند در هر جايي باشند اما وي به ويژه از دست زدن به چوب، اشياي خارشآور، بستههاي پستي، اقلام كنسرو شده، نوشتههاي نقرهاي رنگ روي كارت تبريك، قاب عينك، وسايل براق و ظروف فلزي ميترسيد. نميتوانست بگويد كه چرا اين اشياي خاص منبع آلودگي احتمالي هستند. وي در تلاش براي كاهش ناراحتياش دست به تشريفات وسواسي گوناگوني ميزد كه تقريباً تمام مدت بيدارياش را پر ميكرد. صبحها سه تا چهار ساعت از وقتش را در حمام صرف شستوشوي پيدرپي خود ميكرد، پيش از هر بار شستوشو لايه بيروني قالب صابون را ميتراشيد تا عاري از ميكروب شود. اوقات غذا خوردن به علت تشريفات طراحي شده براي رفع آلودگي از غذا مانند خوردن سه لقمه در هر بار و 300 بار جويدن هر لقمه ساعتها طول ميكشيد. تشريفات او زمام امور زندگياش را به دست گرفته بود و وي تقريباً هيچ كار ديگري انجام نميداد. به علت ترس از آلودگي از خانه بيرون نميرفت، كارهاي خانه را انجام نميداد يا حتي با تلفن حرف نميزد، اين تنها يكي از چندين مواردي است كه ما پيرامون خود با آن روبهرو ميشويم. همانطور كه متوجه شديد به دنبال اين اختلال، انجام امور تشريفاتي و تكرارشونده ميتواند خستگي فراواني را براي فرد به همراه بياورد كه اين خستگي حتي براي اطرافيان نيز شديدتر است.
جلوگيري از وقوع فاجعه با اعمال تكراريدر وسواس عملي فرد رفتار، اعمال ذهني تكراري و بسيار افراطي را داراست كه او را وادار به انجام رفتارهايي ميكند تا اضطراب ناشي از افكار وسواس خود را كاهش دهد يا با رفتار خود از وقوع فاجعهاي هولناك جلوگيري كند. وسواس شستوشو و وارسي كردن، شمردن و حتي لمس عضوي از بدن از آن جمله است. در بين وسواسهاي عملي شستوشو زياد به چشمتان خورده است. فرد به صورت تكراري و مداوم گمان ميبرد كه دستهايش پس از چند بار شستن هنوز به ميكروب آغشته است يا ساعتها در حمام ميماند تا بدن يا لباسش را با آب و صابون بشويد. اين رفتارهاي او نه تنها موجب اسراف ميشود بلكه رنجش و دلنگراني اطرافيان را نيز به دنبال دارد، براي مثال شوهر خانمي با كيسههاي ميوه وارد خانه ميشود و سپس كيسهها را در يخچال قرار ميدهد، خانم با ديدن اين صحنه به قول خود فجيع، سريع كيسهها را از يخچال درميآورد. يخچال را از برق بيرون كشيده و سرتاپاي آن را ميشويد. از طرفي به شوهرش غر ميزند كه چرا ميوهها را با كيسه وارد يخچال كرده، از نظر خانم شستن دستهاي شوهرش براي از بين رفتن آلودگي افاقه نميكند، او بايــد سرتاپاي خود را بشويد تا خيال خانم خانه راحت شود. به نظر شما اين زندگي چقدر ميتواند با اين شيوه دوام داشته باشد؟ بالاخره همسر اين خانم خسته شده و صبرش لبريز ميشود. برخي افراد وسواسي با وارسي زياد سعي در كاهش اضطراب خود ميكنند. گاهي فرد وسواسي وقتي ميخواهد از خانه بيرون برود مدام دستگيرهها، قفل درها و شير گاز و شير آب و باز و بسته بودن پنجرهها را چك ميكند. گاهي ساعتها اين تشريفات ادامه مييابد، شايد از نظر خيلي از افراد اينگونه رفتارهاي تكراري و وسواسي خندهدار و مسخرهآميز باشد اما براي افراد وسواسي اين مسئله بسيار جدي است چرا كه عدم انجام رفتارهاي مورد نظر اضطراب فراواني را برايشان به دنبال ميآورد، بنابراين ضروري است كه حتماً اين افراد به يك روانپزشك يا روانشناس مراجعه كرده و در پي درمان خود برآيند.
علت بروز اختلال وسواس در رابطه با علت بروز اختلالهاي وسواسي تبيينهاي مختلفي از سوي رويكردهاي گوناگون صورت گرفته كه ما به شكل كوتاه به چند نمونه از اين ديدگاهها اشاره ميكنيم.مدلهاي رفتاري كه شرطي شدن را شيوه پاسخدهي رايج در افراد وسواسي ميداند بيان ميكند كه وسواس عملي به خاطر كم كردن اضطراب تقويت ميشود. فردي كه قفل درها را چك ميكند تا مبادا قفل در باز باشد و به دنبال آن واقعهاي اتفاق بيفتد، در واقع با وارسي درها و كنترل كردنشان سعي در كاهش اضطراب خود دارد. كاهش اضطراب فوري براي فرد تقويت محسوب شده و موجب تكرار دوباره رفتار ميشود و در نهايت اختلال وسواس عملي فرد ادامه پيدا ميكند و بر جاي خود باقي ميماند. تبيينهاي شناختي علت بروز اختلالهاي وسواسي عملي را عدم اطمينان به حافظه ميداند. وقتي فرد شير آب را مدام چك ميكند، آن را سفت ميكند و دوباره برميگردد و آن را بيشتر سفت ميكند، به خاطر آن است كه وي به حافظه خود اطمينان نكرده و گمان ميبرد كه شير هنوز باز است و دوباره براي وارسي و سفت كردن شيرها اقدام ميكند. تبيينهاي شناختي علت وسواسهاي فكري را تلاش مداوم افراد در جهت بازداري از افكار مزاحم ميدانند. گاهي براي ما نيز پيش ميآيد كه تصويري در طول روز مدام به ذهنمان متبادر ميشود، هرچقدر هم كه سعي ميكنيم جلوي فكر كردنمان به آن تصوير را بگيريم، بيفايده بوده و در تعداد دفعات بيشتري به ذهن خطور ميكند افرادي كه علت وسواسهاي فكري را عوامل شناختي ميدانند، بازداري مكرر و مصمم ما از افكار مزاحم و تصاوير ذهني را علت اصلي وسواس فكري ميدانند. در مطالعهاي كه از سوي روانشناسي به نام وگنر انجام شده از دو گروه دانشجو خواسته شد كه يا درباره خرس سفيد فكر كنند يا فكر نكنند همچنين به آنها گفته شد كه هر وقت درباره خرس سفيد فكر كردند يك زنگ را به صدا دربياورند. اين مطالعه نشان داد كه تلاش براي اجتناب از فكر كردن درباره خرس سفيد مؤثر نبود. دانشجويان وقتي كه تلاش ميكردند به خرس سفيد فكر نكنند، بيش از يكبار در دقيقه به آن فكر ميكردند. گذشته از اين پديده اثر معكوس هم وجود داشت. در واقع وقتي به اين دانشجويان گفته شد كه درباره خرس سفيد- يعني آن چيزي كه پيشتر اصلاً به آن فكر نميكردند- فكر كنند آنها بيشتر متمايل شدند كه پس ميشود به خرس سفيد هم فكر كرد. اين نشان ميدهد بازداري تفكر چقدر ميتواند وسواسهاي فكري را حتي در افراد معمولي ايجاد كند.
چطور وسواسها را درمان كنيم يكي از درمانهايي كه در مواجهه با وسواس بسيار كاربرد دارد و خيلي هم مؤثر است، رويكرد اصلاح رفتاري است كه به درمان ERP معروف شده است. در اين نوع درمان ما فرد وسواسي را با همان چيزي مواجه ميكنيم كه او از آن واهمه دارد يا ميترسد. اين روبهرو شدن آرام آرام فرد را از قيد تشريفات وسواسي هم بيرون ميآورد، مثلاً فرد وسواسي به لباس كثيفي دست ميزند و سپس از شستن دستهايش خودداري ميكند. اين نوع مواجه شدن باعث خاموش شدن پاسخ شرطي براي كاهش اضطراب ميشود. نوع ديگر درمانهاي شناختي است. در اين شيوه باورهاي فرد در رابطه با عدم پرداختن به تشريفات خاص وسواسي به چالش كشيده ميشود، يعني اين تفكر كه با انجام دادن فلان رفتار تكراري چه چيزي تغيير ميكند؛ سعي در ساخت باوري جديد براي فرد وسواسي دارد. اين شيوه درمان نيز ميتواند به خوبي شيوه رفتاري عمل كند. درمانهاي دارويي نيز براي افراد وسواسي وجود دارد كه حتماً بايد زير نظر روانپزشك بررسي و براي فرد دچار اختلال تجويز شود.