
اساس طرح موضوع سبك زندگي، بازنگري مسير آمده و اصلاح اشتباهاتي است كه ريشهدار شدن آنها تبعات و آسيبهايي را براي جامعه ما در پي داشته است. در يك سبك زندگي آفتزده، دروغ براي توجيه هر كاري هر چند كوچك عادي ميشود، تجاوز به حريم ديگران و برهم زدن آسايش آنها به دلايل دلبخواه روال ميشود، اينجا جايي است كه سرنوشت «من» در مقابل سرنوشت «جمع» اهميت بيشتري مييابد، زيرآبزني، رياكاري و چاپلوسي رواج مييابد، بيتفاوتي نسبت به اطراف و اطرافيان همهگير ميشود و. . .
نكته مسلم اين است كه تمام مواردي كه آورده شد يا به دليل كمي مجال آورده نشد، با الگوي زندگي در يك جامعه اسلامي متفاوت است و اين زيست و همجواري ما را در شكل گيري و كاركرد جوامع مختل ميكند.
از طرفي، تأثير متقابل نقاط ضعف رفتار شهروندان و جامعه بر هم باعث ميشود سبك زندگي اقشار مختلف جامعه اهميت بيشتري بيابد.
خلاصه كلام اينكه سبك زندگي جوامع نياز به پايش مداوم دارد و الگوهاي موفق قابليت همه گيري و تعميم دارند، بنابراين مطالعه سبك زندگي اقشار مختلف امكان يافتن بهترين و كاراترين الگوها را نشانمان ميدهد.
در حال حاضر در كشور ما بخش بزرگي از منابع انساني و جمعيت در دانشگاهها حضور يافته و زندگي دانشجويي را تجربه ميكنند. جوان بودن و پرشور و نشاط بودن، پويا بودن، متكي بر خود بودن و داشتن تعاملات و در معرض تفكرات و فرهنگهاي مختلف قرار گرفتن از جمله ويژگيهاي اين نوع سبك زندگي است. در اين سبك زندگي، گذرا بودن و فرع بودن زندگي، تعلقات زندگي مادي كه آفتي براي سعادت هر جامعه است را ندارد كه اين الگو ميتواند به عنوان سبكي مقاوم و تجربه شده و البته با شرط تعميم و تركيب با واقعيتهاي بيرون و ساير سبكها معرفي شود.
احمدرضا حبيبي دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني و عضو يكي از تشكلهاي فرهنگي دانشگاه آزاد است. او به «جوان» ميگويد: در سبك زندگي دانشجويي، چون منافع افراد يك اتاق يا يك خوابگاه كه اعضاي آن جامعه و زندگي هستند، مشترك است و همه در آن جامعه دانشجويي خود را در سود و زيان حركات سهيم ميدانند، بنابراين موظف و مكلفند در پيشرفت و تأمين منافعي چون آسايش، محيط مناسب براي تحصيل، تأمين امنيت و احترام به روحيات و احساسات خود و سايرين تلاش كنند كه درنهايت به يك جمع تبديل ميشوند كه كسي از بيرون اجازه تعرض به آن را به خود نميدهد. در زندگي، در اتاق خوابگاهي، تمامي زندگي به صورت مشاركتي و در چارچوبهاي دوستانه بنا ميشود. صلح و صفا و اختلافهاي خانوادگي همه و همه در قالب ضوابط دوستانه و خانوادگي تعريف ميشود.
سبك زندگي دانشجويي كه از سوي حبيبي توصيف ميشود داراي مختصات خاص خود است كه با بسط و گسترش آن در زندگي بيروني، ميتوان الگوي موفق براي زندگي خارج از فضاي دانشگاهي متصور شد.
اكبر بهاري دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه شهيد چمران اهواز براي چنين زندگي مختصات منحصر به فردي را قائل است كه از آن جمله ميتوان به سبك زندگي مشاركتپذير و جمعي صفت، سبكي مبتني بر اصول عادلانه و مورد قبول طرفين، سبكي مبتني بر اعتماد و احترام طرفين، ازدواج دانشجويي و معنويتپروري، سبك زندگي منظم و با برنامه و سبك زندگي صرفهجويانه و ضدمصرفگرايانه اشاره كرد.
دوستيهاي عميق حاصل سبك زندگي دانشجويياو ويژگيهاي سبك تعريفي خود از زندگي دانشجويي را اينطور بيان ميكند: اين زندگي خواهناخواه، زندگي جمعي است و كارها تنها در صورتي امكان انجام پيدا ميكنند كه كل مجموعه انجام آنها را بخواهند. افراد جامعه اين نوع زندگي يا از قشر دوستان يا قشر همكلاسيها و قريب به اتفاق دانشجوياني هستند كه صرفاً براساس اتفاق هم اتاق شدهاند و زير يك سقف خوابگاه دانشجويي زندگي ميكنند. اين نوع سبك زندگي به خاطر داشتن محيطي براي تضارب آرا و تبادل فرهنگها، همواره محيطي سيال و پويا و بستري براي رشد و شكوفايي بوده است. تجربه نشان ميدهد اين نوع سبك زندگي كه در آن رنگها رنگ باخته و زبانها و قومها همرنگ شدهاند و فكرهاي مشابه، همسنگ و صيقلدادهشده است دوستيها چنان استحكام پيدا ميكند كه در سالهاي بعد از دوران دانشجويي اين افراد جامعه، به يكي از بهترين، صميميترين و نزديكترين فرد به هم ميشوند كه اين دلبستگيها و محبتها سرمايه عظيم معنوي هر جامعهاي است. اين الگو ميتواند سبكي موفق براي جوامعي باشد كه در آن ناقوس طلاق و فروپاشي بنيان خانوادهها به كرات به گوش ميرسد.
اختلاف طبقاتي در زندگي دانشجويي حذف ميشوددر سبك زندگي دانشجويي، رعايت حال همديگر و احترام به روحيات و خلقيات يكديگر امري پذيرفته و حل شده است. نوع الگوي مصرف از مصرف نوع غذا تا نوع لباس و مراوده و ديدگاههاي فرهنگي دقيقا برخاسته از نوع نگاه افراد جامعه است. در اين نوع سبك، اين فشار جامعه نابالغ نيست كه تعيينكننده رفتار و حتي نوع رسانه و فيلم اكران شده باشد، اين اقتضائات و توانايي افراد جامعه هستند كه به نوع رفتار آنها جهت ميدهد و تداوم و استمرار اين نوع زندگي تنها و تنها براساس همين اصول عادلانه داخل چارچوبي است و كوچكترين عدول از اين اصول، خط قرمز زندگي است و هيچ گاه در اين جامعه، ما شاهد قراردادهاي سنگين و فشارهاي محيط براي استمرار يك زندگي به مرز انفجار رسيده نيستيم. اختلاف طبقات در اين سبك زندگي در فضاي دوستانه، به پايينترين حد ممكن تنزل يافته و به امري ناپسند مبدل ميشود.
اصل بر اعتماد به يكديگر استهمچنين به ويژگي بارزي چون اعتمادپذيري افراد جامعه ميتوان اشاره كرد. با وجود عدم شناخت كافي اعضا از يكديگر، شهروندان اين نوع زندگي به همديگر اعتماد ميكنند و در پاسداشت اين ارزش همت ميگمارند و اين چيزي است كه در جوامع بيروني به ندرت يافت ميشود كه نشان از سلامت و پاكي اين سبك زندگي دانشجويي است. برنامههاي اين نوع زندگي با رعايت حال اعضا تدوين ميشود. بر فرض، نحوه تدارك غذا و شستن ظروف برمبناي برنامه و براساس قابليت افراد تنظيم ميشود و ضمانت اجراي برنامهها اعتماد طرفين و وجدان هر يك از اعضاست، البته برنامهها در اين سبك قابليت انعطاف دارد كه موجب ميشود فضاي خانواده به فضاي رعب و سختي و زمختي تبديل نشود، مثلاً در ايام امتحانات، براساس سنگيني امتحان و دروس سريعاً جابهجا شده و موجب عقب افتادن و زمين ماندن كارهاي جامعه نميشود.
ازدواجهاي دانشجويي مدل موفق از سبك زندگيدر اين نوع سبك زندگي دانشجويي، به دليل جوان بودن قشر كثيري از جامعه، ازدواج يكي از دغدغهها و نگرانيهاي شهروندان است. در اين سبك زندگي، ازدواج بر پايه شناختهايي صورت ميگيرد كه اين شناختها هر چند بعضي از اوقات به دليل جوان بودن، رنگ و بوي احساسي ميگيرد ولي هيچ گاه در اين نوع ازدواجها، مؤلفههايي چون شهوت و هوس، رسيدن به منابع اقتصادي و سياسي و... مطرح نيست. سنگبناي اين نوع زندگيها قريب به اتفاق براساس حس دوستي و عشق پاكي است كه از فطرت پاك انساني نشأت ميگيرد. تقربهاي فكري و فرهنگي منبعث از سبك زندگي دانشجويي كه مفاهيم شريفي چون سادهزيستي، خداجويي و عشق به آرمانها و ارزشها در بطن خود دارد، زندگي سرشار از عشق و محبت به يكديگر را باعث ميشود كه اين نوع ازدواج ميتواند تصويري واقعي از زندگي را به جامعه بيروني ارائه كند؛ ازدواجي ساده، به دور از تجملات و توقعات آنچنان و در عين حال بسيار مستحكم و پايبند به اصول و ارزشها كه ميتواند مدلي بنيانفكن براي پديده شوم طلاق در جامعه بيروني باشد.
زندگي دانشجويي، زندگي ساده و كمهزينه دانشجويان از لحاظ مالي چون قائم به خود نيستند و از محل خانواده ارتزاق ميكنند، بنابراين همواره زندگي دانشجويي برپايه صرفهجويي و سعي در كاهش اتكا به خانواده و خوداتكايي استوار است. پديدههايي چون كار دانشجويي و كارهاي پارهوقت انگارههايي هستند كه از دل زندگي دانشجويي زاده شدهاند و مولود اين سبك زندگي هستند، يعني دانشجويي كه وظيفه اصلي آن تحصيل و جهاد علمي است، در كنار آن ميكوشد از لحاظ اقتصادي مستقل باشد و براي پرهيز از تجملگرايي ترفندها و ابتكاراتي را در زندگي به كار ميبرد، به طوري كه تلقي امروزه جامعه خارج، از اين سبك زندگي، زندگي كمهزينه و سادهزيستانه است كه يكنواختي و سادگي مواد اغذيهاي ارائه شده در فروشگاههاي خوابگاهي را به عنوان ميزاني بر غالب شدن رفتار سادهزيستي در اين سبك زندگي ميتوان دانست. نهادهاي دانشجويي خيرخواهانه و كمك به مستمندان با انفاق غذاي خود نمونههايي از پديدههاي ضددنيا دوستي اين سبك زندگي است. در عين حال سرزندگي و بيداري و داشتن مواضع انتقادي نسبت به اطراف و حساسيت به مسائل بيرون به خصوص پديدههاي غيرعدالتخواهانه نيز جنبههايي ديگر از ضدتجملگرايي اين سبك زندگي است.
حالا سؤال اينجاست چرا با وجودي كه افراد تجربه چنين شيوههاي موفقي از الگوي زندگي را دارند، توانايي نگه داشتن اين شيوه را براي تمام زندگي آينده خود ندارند؟ جامعه چه مسيري را براي افراد خود در نظر ميگيرد كه آنها را از تجربههاي مولوف دوران جواني شان دور ميكند؟