
امروزه با توجه به گسترش لجام گسيخته زندگي ماشيني و با شلوغي بيش از حد شهرها، يكسري مشكلات و معضلات دست و پا گير اجتماعي با اين رشد بهوجود ميآيند كه زندگي در چنين محيطهايي را بيش از پيش، براي انسان مشكل و طاقتفرسا ميكند. يكي از اين پديدههاي ناهنجار كه شايد بتوان ادعا كرد اولين معضل بشر است كه معضلات ديگر زير شاخههاي آن هستند، معضل خشونت و خشونتورزي است؛ معضلي كه در حال حاضر قسمت اعظم پروندههاي جنايي را به خود اختصاص داده است. در ادامه راهكار مقابله با كاهش خشونتورزي در گفتوگو با كارشناسان علوم اجتماعي بررسي ميشود.
خشونتورزي گر چه لزوماً زاده دوران معاصر و زندگي مدرن امروزي نيست و از آنجايي كه ريشه در نفس آدمي دارد، به قاعده عمر بشر هم، قدمت دارد اما آنچه نفوذپذيري اين معضل را به حد اعلاي خود ميرساند و عيار واقعي آن را معين ميسازد، شاخصههاي امروزي آن است كه در مواردي چون كودكآزاري، ديگرآزاري، همسرآزاري، سرقت، دروغ، خيانت، تهديد و ارعاب، درگيريهاي خياباني، توهين، تهمت، زيرآبزني، تهديد و توسل به زور و زورگيري نمود پيدا ميكند و بنا بر اذعان متخصصان علوم اجتماعي در اين دوران بيشتر مورد استفاده دارند.
دكتر مجيد كاشانيها، جامعهشناس و استاد دانشگاه درگفتوگويي با گروه اجتماعي «جوان» در خصوص راههاي پيشگيري از خشونتورزي و كاهش آن ميگويد: خشونت داراي عناصري است. به اين معنا كه خشونت در ابتدا بر دو ركن «عامل خشونت» و «معلول خشونت» تعريف ميشود. عامل خشونت، فرد يا افرادي هستند كه دست به يكسري اقدامات خشونتآميز ميزنند و معلول خشونت به هدف خشونت تعريف ميشود، يعني مثلاً مدير يا رئيس يك اداره يا كارخانه يا فروشگاه، يك همشهري، يك پدر يا مادر يا هر كس ديگري كه خشونت روي او انجام شود و به نوعي قرباني خشونت محسوب ميشود، معلول خشونت است.
از طرفي، يكي از ديگر عوامل خشونتورزي در جامعه «ابزارخشونت» است و گاهي اوقات ابزار خشونت قلم يا قدم است. گاهي اوقات ابزار فكر و انديشه است. گاهي هم ابزار يك پيغام يا يك نامه و در نهايت گاهي هم ابزار خشونت با ابزار فيزيكي مثل چاقو و پنجه بوكس و اسلحه سرد و گرم است.
كاشانيها به يكي از موارد ديگر اشاره ميكند و ميگويد: يكي ديگر از فاكتورهايي كه در خشونتورزي مطرح است «شيوه»هاي خشونت است و بايد براي آنكه دريافت درستي از قضيه خشونتورزي داشته باشيم، به شيوههاي آن توجه كنيم. شيوههاي آن ممكن است چيزي مثل رفتار ناشايست «تملق» باشد. همين طور كودكآزاري، همسرآزاري، زيرآبزني، تهديد و توسل به زور و زورگيري و حتي گاهي اوقات شيوه خشونتورزي در قالب دموكراسي و شعار آزادي يا حرفهاي خوب و اميدواركننده، دلسوزي و حمايت، پارتي و مهماني باشد و به شكل مجرمانه و جنايتكارانه و توسل به زور و برخورد فيزيكي نيست. وقتي ما حرف از پيشگيري از خشونت ميزنيم بايد توجه داشته باشيم كه چون خشونت داراي انواع و راههاي متفاوت و همچنين داراي شيوههاي متعددي است، ميطلبد كه براي پيشگيري هر كدام از آنها در شرايط زماني و مكاني خود و در همان قالبها به آنها پرداخته شود. اين نيست كه شما بگوييد براي پيشگيري و درمان خشونتورزي يك راهكار يا يك مجموعه قوانين و بايدها و نبايدهاي فراگير همه جا وجود دارد كه با آن ميتوان بحث جنجالي خشونت را درمان كرد.
ارتباط رسانهها با خشونتاين مدرس دانشگاه در بخش ديگري از سخنانش ميگويد: يكي از خصوصيات فطرت انساني دفاع از معصوميت و بيگناهي است و كاهش خشم گاهي اوقات رواني و فردي است، مثل فروخوردن خشم و جلوگيري از بروز خشونت كه حضرت امام كاظم(ع) به اين خصلت مشهور هستند و اين از راههاي پيشگيري فردي است اما گاهي بحث پيشگيري توسط گروههاي متخصص اجتماعي در بين طبقات مختلف جامعه مطرح ميشود كه در اين صورت بايد به پژوهش و تحقيق پرداخت كه براي هر مورد راهكاري منحصربهفرد ارائه داد و آن را در پيشگيري از خشونت به كار گرفت، از اين رو پيشگيري از خشونت نياز به راهكارها و اقدامات وسيعي دارد، به اين مفهوم كه اگر از ديدگاه جامعهشناسي به مقوله خشونت نگاه كنيم، به نقش رسانه برميخوريم و درمييابيم كه رسانهها ميتوانند در پيشگيري از خشونت يا حتي برعكس آن در ايجاد يك فضاي خشن و خشونتمحور، خيلي تأثيرگذار باشند. همين طور كه امروزه خيلي از رسانهها در غرب وجود دارند كه كارشان ترويج خشونت در جامعه است. بسياري از فيلمهاي شاخص سينمايي كه در غرب ساخته شده داراي اين خصوصيت، يعني ايجاد تنش و خشونت در جامعه هستند و اگر در فيلمهايي كه در كنار خيابانها به صورت غيرقانوني فروخته ميشوند توجه كنيم، ميبينيم كه در سراسر فيلم خشونت موج ميزند و به نوعي انتقام گرفتن، خيانت و تجاوز را دارند با خيال راحت ترويج ميكنند و همين امر روح خشونتورزي را در جامعه گسترش ميدهد. بنابراين اگر ما طالب پيشگيري از اين معضل هستيم بايد ضمن آنكه بر رسانههاي خود، بهخصوص فيلم و سريال، اشراف كاملي داشته باشيم و بتوانيم آنها را كنترل كنيم، ضمن آنكه بايد در بحث پيشگيري از اين رسانهها كه قدرت فوقالعادهاي دارند استفاده كرد.
دفاع افراد جامعه خشونت را كم ميكنديكي ديگر از موارد بازدارنده و پيشگيرانه بحث دفاع است؛ دفاعي كه لزوماً نياز به آموزش ندارد و كودك با رشد و بزرگ شدن آرام آرام اين مسئله را درك و در زندگي خود بهكار ميگيرد و در اين راستا نبايد نقش تربيتي مدارس و خانواده را دست كم گرفت، چراكه افراد اولين موارد دفاع از حق و حقوق خود و تخليه هيجانات منفي را در خانه و مدرسه فراميگيرند و اين دفاع در درون آنها نهادينه ميشود و به صورت يك خصيصه درميآيد كه اين خصيصه، يعني خصلت «دفاع» ميتواند در پيشگيري از خشونت نقش قابلتوجهي را ايفا كند.
حرفي ديگرمجيد كاشانيها در ادامه به مورد ديگري اشاره ميكند و اظهار ميدارد: مبحث بعد محاكم قضايي و مجريان نظم و امنيت جامعه هستند. يعني مقابلهكنندگان با خشونت هم بايد رفتاري مبتني بر خشونتستيزي داشته باشند و خصوصياتي مانند گذشت و تسامح را در جامعه نشر دهند. البته اين گذشت و تسامح در برابر مجرمان و هنجارشكنان نيست، بلكه بايد در برابر آنها با تحكم رفتار كنند، همانطور كه با قاطبه مردم بايد با رأفت و رحمت برخورد كنند. گر چه حتي در مورد جرايم سخت هم امروزه نظريات جامعهشناسي و روانشناسي اجتماعي ميگويد بهتر است در ابتدا قبل از هر اقدامي جامعه در برابر خشونت راه مصالحهكاري را در پيش بگيرد. گرچه پذيرش اين جمله و اين نظريه براي جامعه حال حاضر ما قدري ثقيل و دور از ذهن باشد، چون جامعه ما جامعهاي با روحيه انقلابي است. مثلاً حسني مبارك را ببينيد كه در محاكم قضايي با مماشات با او رفتار ميكنند و اين به معناي جنايتكار نبودن او نيست، بر عكس همه ميدانند كه حسني مبارك جنايتكار است. اما صاحبنظران معتقد هستند كه مماشات كردن با مجرماني كه براي اولين بار خشونت نشان دادهاند، ميتواند نتيجه مثبتي داشته باشد و ضمن متنبه كردن چنين افرادي كه غالباً جوان هم هستند، آنها را از عواقب خشونتورزي آگاه و از ارتكاب ديگر بار جلوگيري به عمل آورد. كارشناسان اين حوزه معتقدند كه اينگونه رفتار در نهايت باعث ميشود كه رأفت و رحمت و محبت در جامعه بيشتر شود.
رابطه فقر و خشونت اين جامعهشناس ميافزايد: مورد ديگري كه باعث بروز خشونت و خشونتورزي در جامعه ميشود، مسائل اقتصادي و زير شاخههاي آن است. بهطور مثال مقوله «فقر» باعث بروز خشونت ميشود. در اين زمينه در سطح دنيا تحقيقات مفصلي صورت گرفته و اثباتشده كه فقر و مشكلات مالي افراد را عصبي و طاقت آنها را كم ميكند. افراد با رويارويي با فقر شكننده ميشوند. همانطور كه امام علي (ع) ميفرمايند: اگر فقر از در وارد شود، ايمان از پنجره ميگريزد. اين نشاندهنده اين است كه اصولاً معضلات اقتصادي، چون فقر زمينه بروز خشونت را فراهم ميكند.
زنده كردن سنتهاي اصيل آخرين موردي كه بايد به آن توجه كنيم حرمتشكني و از بين رفتن اعتماد و سنتهاي اجتماعي است. هر جامعهاي يك سرمايه اجتماعي براي خودش دارد كه ستونهاي اصلي اين سرمايه اجتماعي، همان اعتماد، مشاركت و آگاهي است و همه اينها بهصورت اعتقاداتي تعريف ميشوند كه زمينههاي بسيار طولاني در جامعه دارند و وقتي به اين سرمايه اجتماعي بيتوجهي و بيحرمتي شود، رفته رفته زمينه براي ورود ارزشها و هنجارهاي وارداتي و بيريشه افزايش پيدا ميكند و نسل جوان بدون تأمل و شناخت كافي گاهي اوقات از اين الگوهاي رفتاري استفاده ميكنند و همانطور كه امروزه هم ميبينيد برخي از اين جوانها حرمت افراد مسن و بزرگان و پيشكسوتان را نميگيرند و وقتي كه براي اين افراد حرمتي قائل نشوند، روحيه خشونت و خشونتورزي در سطح جامعه افزايش پيدا ميكند و اين ميتواند براي جامعه آزاردهنده باشد و رفته رفته به يك معضل بزرگ ختم شود كه به جد اركان اجتماع را تحت تأثير خود قرار ميدهد.