
در روند اجراي كشف حجاب در ايران همواره سه عنصر اساسي سياستگذاري، اجرا و واكنشهاي مردمي مورد توجه قرار ميگرفت. بازتابهايي كه اجراي هر برنامه در پي داشت و واكنشهايي كه از سوي مردم بروز ميكرد، بهنوبه خود بر سياستگذاريهاي بعدي دولت تأثير مستقيم ميگذاشت. با گذشت زمان و مشاهده برخورد متقابل اقدامات دولتي با واكنشهاي اقشار مختلف مردم، برنامهها تصحيح و مطابق وضعيت تنظيم شد. از آنجايي كه دولت همواره نقش برتري نسبت به ساير نيروها و حوزههاي قدرت داشت، پديده كشف حجاب با شتاب و آهنگ تندي پيگيري شد و اغلب اجراي آن با خشونت قرين بود.
برنامهاي بدون توجه به شرايط جامعه ايران برنامههاي پيشبينيشده براي اجراي سريعتر اين طرح، بدون توجه به شرايط موجود جامعه ايران يكي پس از ديگري اجرا ميشد. مذهبزدايي و استحاله فرهنگي از طريق اشاعه فرهنگ تجددگرايي غربي، در دستور كار هيئت حاكمه قرار ميگرفت و به عنوان اصلي اساسي در برنامهريزيها مورد توجه بود. تمام عناصر موجود جامعه كه در اين كار دولت را ياري ميدادند، همواره بر اين ديدگاه بودند كه با تكيه بر تبليغ فرهنگ غربي ميتوانند در اجراي رفع حجاب گام بزرگي بردارند. درحالي كه اجراي عوامل تنبيهي و نظامي به عهده دولت و بهخصوص نظميه بود. كارهاي تبليغي و تشويق توسط مراكز ديگري مثل مراكز آموزشي و مطبوعات انجام ميگرفت كه هدف آن تبديل كردن ايران به جامعهاي غير مولد و جدا از فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و ملي بود. بنابراين طبيعي بود كه از سوي اقشار مختلف جامعه ايران مقاومتهايي در برابر اجراي اين طرح آغاز شود.
نخستين واكنش از علماي شيراز
به دليل ريشهدار بودن تفكرات ديني و حضور طولاني مذهب در ايران، سياست اسلامزدايي با مقاومت اجتماعي مواجه شد. در پي اجراي مقدمات طرح كشف حجاب، نخستين واكنش را علماي شيراز بروز دادند. علما پس از دريافت گزارشي از چگونگي برگزاري مراسم جشن در مدرسه دخترانه شيراز، تصميم گرفتند مخالفت خود را بيان كنند تا از اعمال مشابه در اين شهر و ساير نقاط ايران جلوگيري شود. تا پايان آن روز خبر اين حادثه در سراسر شهر پيچيد و هيجان عمومي در جهت ضديت با اين عمل شكل گرفت. اين اعتراض نشاندهنده مقاومت توده مردم به رهبري روحانيت در برابر اجراي رفع حجاب دختران بود. فرداي آن روز در شيراز اجتماع عظيمي در مسجد شهر برپا شد تا اعتراض خود را به رفتار محصلين مدرسه در روز جشن بيان كنند. اكثر بازرگانان و افراد عادي در اين ماجرا با روحانيون همسو بودند. روحانيون به عنوان ركن اصلي در بين طبقات مختلف اجتماعي مطرح بودند و نظر آنان به عنوان نظر اسلام براي همگان قابل پذيرش بود. روحانيون در جلسات سخنراني اعتراضآميزي كه از سوي مردم برپا ميشد، از مسئولان حكومت انتقاد ميكردند. در اين سخنرانيها همواره بر جنبه ضد اسلامي بودن اين طرح تأكيد ميشد. از سوي علماي تراز اول شيراز تلگرافي براي شاه فرستاده شد كه از سوي دربار بدون پاسخ ماند. اين اولين اعتراض رسمي روحانيون و مردم به دربار پهلوي در مقابل اجراي كشف حجاب بود. رضاشاه با جواب ندادن به اين تلگراف در واقع نظر روحانيون را ـكه منعكسكننده نظر توده مردم بودـ بيارزش دانست و خود را در اجراي تصميماتش جدي نشان داد. شاه با چنين عملي نشان داد كه هيچ اعتراضي نميتواند جلوي اجراي اين طرح را بگيرد. در تلگراف مذكور علما متذكر شده بودند كه بر اساس مباني و اصول اوليه دين اسلام حجاب جزء جداناشدني از پوشش بانوان در جامعه اسلامي است. كشوري كه در آن مردم دين و اصول اعتقادي خود را بر پايه اسلام بنا نهاده بودند، ديگر نميشد پذيرفت با اين صراحت و وضوح به معتقدات بياحترامي شود. اجتماعات اعتراضآميز كه از سوي علما در شيراز رهبري ميشد، چند روزي ادامه داشت و با فروكش كردن غليان احساسات مردمي وضعيت تا حدي به حالت اول بازگشت.
عالمان مشهد پيگير اعتراض شيرازپس از علماي شيراز و اعتراضات پراكنده روحانيون در مناطق مختلف ايران، روحانيون مشهد، شديدترين اعتراضها را نسبت به اجراي اين طرح بيان كردند. علماي مشهد كه به عنوان يكي از هستههاي اصلي مقاومت روحانيون در ايران مطرح بودند، وظيفه خود دانستند كه در برابر اين رفتارها واكنشي نشان بدهند. تجربه مشروطيت و موارد مشابه آن در طول تاريخ ايران نشان داده بود كه همبستگي بين مردم و روحانيون ميتواند آنان را به حصول خواستههايشان نزديك سازد و در برابر تمايلات دستگاه حكومتي ايستادگي كنند. بنابراين از طرف علماي مشهد، تصميم گرفته شد آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي درباره چگونگي اجراي كشف حجاب در ايران با شاه مذاكره كند و خواستههاي مردم و نارضايتي آنان را از اين وضع به گوش او برساند. در بين علما جلساتي برپا شد و صحبتها و توقعات آنان در قالب چند موضوع مشخص دستهبندي شد. تمايل اصلي همه افراد متوقف ساختن روند اجرا و بازگشت جامعه به وضع گذشته خود بود. آقاي قمي پس از شنيدن تمام درخواستها به نمايندگي از اجتماع روحانيون مشهد به طرف تهران حركت كرد، اما برخلاف رويههاي گذشته و برخلاف انتظار ايشان پس از رسيدن به تهران نهتنها موفق به ديدن رضاشاه نشد، بلكه در باغي نزديك شهرري زنداني شد.
آغاز تجمعات در مشهدانجام چنين كاري از طرف دولت مركزي غيرقابل انتظار بود، زيرا شاه تا قبل از رسيدن به مقام سلطنت خود را مدافع اسلام و حامي روحانيون معرفي ميكرد. پادشاهان در دوران گذشته نيز هميشه به نظر روحانيون به عنوان يكي از نيروهاي قدرتمند اجتماعي اهميت ميدادند. حتي اگر خواستههاي آنان را تأمين نميكردند، صحبتهايشان را ميشنيدند و به نامههاي آنان پاسخ ميدادند. در وضعيتي كه همه افراد رضاشاه را به عنوان مدافع اسلام ميشناختند و اجراي مراسم عزاداري و وفاداري او نسبت به اسلام را به خاطر داشتند، اين عمل شاه مانند شوكي بر افكار عمومي تأثير گذاشت و باعث عكسالعمل شديد آنان شد. با رسيدن اين خبر به مشهد در بين مردم حركت اعتراضي ايجاد شد و مردم دستهدسته در مساجد جمع شدند. روحانيون در مورد اين موضوع و دليل ايجاد چنين حادثهاي صحبت ميكردند و اين خود به شور و هيجان ميافزود. افراد زيادي با تحصن در مسجد گوهرشاد، خواستار رسيدگي به وضعيت ايجادشده و توضيح دولت شدند. تا چند روز سخنرانيها عليه اعمال خلاف دولت ادامه داشت. خبر اين تجمع عظيم به تهران رسيد و دستور داده شد كه مردم را متفرق سازند. مسئوليت اين كار ابتدا به عهده مسئول متولي حرم بود. او شخصيتي مذهبي و شناختهشده در بين مردم بود و سعي ميكرد معترضين را آرام و از ايجاد درگيري جلوگيري كند، اما سخنرانيهاي يك طلبه جوان كه با شور و هيجان فراوان اعمال غيرقانوني و غيرديني دولت را افشا ميساخت، باعث شد مردم بر خواسته خود اصرار ورزند و خواهان رسيدگي به اين اوضاع جديد شوند. زماني كه بيكفايتي مسئولان محلي در كنترل شورش مردمي مشخص شد، فرماندار مشهد بر طبق دستوري محرمانه، مسئوليت يافت كه به اين ماجرا خاتمه دهد؛ حتي اگر مجبور شود از نيروي نظامي استفاده كند. استفاده از نيروي نظامي به منظور سركوبي مردم ميتوانست خطر يك شورش عمومي در سراسر كشور را در پي داشته باشد، اما دولتمردان ترجيح ميدادند با تمام امكانات خود در برابر مردم بايستند تا آنان را به پذيرش طرح مجبور كنند. افرادي كه موافق كامل اجراي كشف حجاب در ايران بودند، اين نوع اعتراضات و مبارزات مردمي را حمايت از كهنهپرستي ميدانستند و عقيده داشتند در صورتي كه به اين اعتراضات توجه شود و در اجراي طرح خللي به وجود آيد، پيشرفتي حاصل نخواهد شد و آن عدهاي هم كه پوشش را پذيرفتهاند مجدداً به وضعيت گذشته خود بازميگردند. بنابراين همگي اعتقاد داشتند بايد با تمام قدرت جلوي حركات ضد اصلاحطلبي گرفته شود تا جامعه بتواند سريعتر به رشد و ترقي برسد.
قيام گوهرشاد كليد ميخورد... با سخنرانيهاي تند و اعتراضآميز روحانيون، شورشي در مشهد ايجاد شد و نظاميان بدون توجه به قداست مسجد در غروب روز سوم تحصن اطراف مسجد گوهرشاد را محاصره كردند تا اجازه ندهند كسي از جمعيت خارج يا به مسجد وارد شود. انتشار اين خبر باعث نگراني مردم شد، اما روحانيون مردم را به آرامش فرا خواندند و از آنها خواستند بر اهداف خود ثابتقدم بمانند. مدتي از شب گذشته بود و مردم خود را براي اقامه نماز صبح آماده ميكردند كه نظاميان به مسجد وارد شدند. زماني كه مردم حاضر نشدند به اجتماع خود پايان بدهند، از سوي فرمانده نظاميان دستور حمله صادر شد. در اين واقعه كشتار عظيمي در مشهد انجام شد كه تا آن روز در ايران كمسابقه بود. حتي پا در مياني متولي حرم نيز فايده نداشت و فرماندهان مصمم بودند با حمله به مسجد به اين غائله خاتمه دهند. در ابتدا كسي تصور نميكرد تهديد به اعمال خشونت چندان جدي باشد، اما زماني كه به سربازان دستور شليك داده شد، در زير باران گلوله هر كسي سعي داشت به گوشهاي بگريزد. درهاي مسجد نيز بسته شده بود و امكان نداشت كسي بتواند از محوطه خارج شود. عدهاي به داخل اتاقها و شبستانهاي داخل مسجد گريختند كه از طرف سربازان تعقيب شدند و همان جا به قتل رسيدند. تا چند روز پس از اين واقعه مردم جنازههاي افراد را از گوشه و كنار شبستانهاي تو در تو پيدا ميكردند.
شهدايي كه هيچگاه عدد آنها مشخص نشد... قتل عام مردم تا حدود ظهر ادامه داشت و عده بسيار كمي كه خود از نزديك شاهد اين ماجرا بودند توانستند از مسجد خارج شوند و زنده بمانند. هيچكس از تعداد واقعي كشتهها اطلاعي نداشت و اين امر موجب شايعهپراكني و ايجاد وحشت بين مردم شد. زماني كه سربازان تصميم گرفتند از مسجد خارج شوند، چند نفر گوشه و كنار مسجد را ميگشتند تا مبادا كسي زنده مانده باشد. با بيرون رفتن سربازان و از بين رفتن صداي شليك گلوله بهتدريج دود و گرد و غبار هوا به زمين نشست و صحنه وحشتناكي ظاهر شد. مردمي كه براي اعتراض به اعمال ضد مذهبي حكومت و احقاق حقوق خود در اين محل جمع شده بودند، از زن و مرد كشته شده و بر زمين افتاده بودند. آجرهاي كف حياط با خوني كه بر زمين ريخته بود، رنگين شده بود. جنازه زنان درحالي كه هنوز چادر مشكي و روبند سفيد داشتند، بر زمين مشاهده ميشد. اين تصاوير نشاندهنده بزرگترين اعتراض آنان به اجراي كشف حجاب در ايران بود، طرحي كه هيچكدام موافق اجراي آن نبودند و از نظر ديني و ملي با آن مخالف بودند.
شهري در زير سايه سكوت! كساني كه موفق به فرار شده بودند، تمام صحنههايي را كه خود به چشم ديده بودند براي ديگران تعريف ميكردند. تا مدتها سكوت بر سراسر شهر حكمفرما بود. كسي جرئت نميكرد اظهارنظري كند يا عكسالعملي نشان بدهد. نظاميان چنان كنترل شهر را در دست گرفتند كه تا فرداي آن روز كسي از خانه خارج نشد. حتي مردم به خود جرئت نميدادند به محل حادثه بروند و براي جمعآوري و دفن كشتهشدگان اقدام كنند. كشتار مسجد گوهرشاد مشهد، مسئلهاي بود كه مردم را هر چه بيشتر متوجه روند اجراي خشونتآميز كشف حجاب كرد. در واقع مردم به اهميتي كه اجراي اين طرح براي دولتمردان داشت، پي بردند. اين واقعه ميتوانست آغازگر نهضتي بر ضد سلطنت پهلوي باشد و باعث بروز شورشهاي فراگير و عظيمي در سراسر كشور شود، اما نداشتن رهبري واحد و خشونت بيش از حد مأموران نظامي باعث شد كه مردم حاضر به عكسالعملي مشابه نباشند.
گوشهنشيني روحانيون، ميدانداري ارتشهمچنين اين حادثه باعث شد روحانيون تا حدودي گوشهنشين شوند و شاه مصممتر از قبل در برداشتن پوشش بانوان تلاش كند. از آن پس ارتش و نيروهاي نظامي به عنوان يكي از وسيلههاي مهم و كارآمد در دست شاه قرار گرفت و در موارد مشابه از آن در جهت رسيدن به اهداف و جلوگيري از اعتراضات عمومي استفاده شد. جلسات سخنراني و عزاداري نيز به طور معدود و محدود براي كشتهشدگان برپا شد، اما اين مراسم، در چنين حدي نميتوانست آغازگر مجدد نهضتي مردمي و ضد دولتي باشد. مشكل ديگري كه مأموران با آن مواجه بودند و ناسازگاري اين طرح با جامعه ايران را مشخص ميساخت، انجام فرايض ديني بانوان بود. به موجب احكام اسلام زنان هنگام اقامه نماز بايد از چادر استفاده ميكردند. بعضي افراد اعتقاد داشتند مردم اروپا هنگام رفتن به كليسا از لباس خاص و روسري استفاده ميكنند، بنابراين اشكالي ندارد كه در ايران نيز بانوان هنگام نماز از چادر يا روسري استفاده كنند.
جلوگيري از ورود بانوان با چادر به زيارتگاهها!روحانيون در اعتراضات خود عموماً به اين نكته اشاره ميكردند و خواهان آزادي زنان در انجام فرايض ديني بودند، اما اگر به صورت استثنايي فقط براي اقامه نماز استفاده از چادر را مجاز ميكردند، ممكن بود همه افراد اين استثنا را بهانه قرار بدهند و در ديگر وقتها نيز از پوشش سنتي استفاده كنند. بنابراين تصميم گرفته شد از ورود بانوان با چادر حتي به زيارتگاهها نيز جلوگيري شود. پس از مدتي كار به جايي رسيد كه در مشهد خانمهايي كه كشف حجاب ميكردند و به زيارت حرم ميرفتند، بانوان روسري به سر را مسخره ميكردند؛ يعني آنچه كه در گذشته جزء جدانشدني فرهنگ ايراني و اسلامي محسوب ميشد، آن روز ضد ارزش بود.
تأثير مقاومتهاي مردميواكنشهاي مردمي براي حكومت عاملي است كه قدرت جامعه را به منظور مقاومت در برابر اجراي اين طرح بسنجد و اقدامات بعدي خود را در جهت اجراي سريعتر اين برنامه و بر اساس ميزان مقاومتهاي احتمالي مردم طرحريزي كند. از آغاز سال 1315 تا 1317 اقدامات انتظامي ابتدا در كنار اقدامات تبليغي صورت ميگرفت و بعد از مدتي به مهمترين ابزار اجراي كشف حجاب تبديل شد. در واقع از اين تاريخ روند اجراي كشف حجاب با خشونت و اجبار علني همراه شد و تا پايان حكومت رضاشاه ادامه يافت. اجباري كه در ادارههاي دولتي نسبت به خانوادههاي كارمندان براي قبول پوشش جديد اعمال ميشد، باعث مقاومتهايي در سطح كشور شد. اكثر افرادي كه در ادارهها كار ميكردند، بهخصوص كارمندان سطح پايين، از خانوادههاي متوسط ايراني بودند. اين خانوادهها طي سالهاي متمادي ويژگي مذهبي و سنتي خود را حفظ كرده بودند و اكنون كنار گذاشتن تمام ميراثهاي گذشته برايشان بهسادگي امكانپذير نبود. بسياري از كارمندان حاضر نبودند همسران خود را به جشنها ببرند و اين كار را مطابق با هيچ منطق و اصول پذيرفتهشدهاي نميديدند. بنابراين از در مخالفت درآمدند و به احكام صادره اهميتي نميدادند.
مخالفتهايي كه هيچگاه خاموش نشددر مقابل اين مقررات سنگين اعتراضاتي از سوي مردم صورت گرفت كه با بهكارگيري زور پاسخ داده شد و بهمنظور مجازات و تنبيه اين افراد دستورهاي اكيد از سوي دولت صادر شد، اما چون اكثر اين اعتراضات از جانب مردم و روحانيون حمايت ميشد، مخالفتها همچنان ادامه يافت و در بعضي شهرها و محلات بازاريان و كسبه محل براي آن كه كارمندان به خاطر مشكلات مالي مجبور به پذيرش طرح كشف حجاب زنانشان نشوند به آنان كمك مالي ميكردند. بسياري از افراد حاضر بودند از شغل خود استعفا بدهند يا اخراج شوند، اما رفع حجاب زنان خود را نپذيرند. از اين دوران اسناد فراواني مبني بر تنبيه، اخراج و ممنوعالخدمت شدن افراد وجود دارد كه نشاندهنده اراده استوار دولت براي از بين بردن اينگونه اعتراضات بود. حتي در بعضي مواقع با در نظر گرفتن پاداشهاي مالي سعي ميشد كارمندان را به قبول اين طرح تشويق كنند و از مقاومت بازدارند. در شهرهاي مذهبي كه اعتقادات مردم ريشهدارتر بود اعتراضات و مخالفتها شديدتر بود و غالباً دولت مجبور بود عكسالعملهاي شديدتري از خود نشان بدهد.
مطبوعاتي كه برخلاف جريان آب شناكردند در اين ميان تعداد بسيار كمي از روزنامهها بودند كه سعي در روشن ساختن ذهن بانوان داشتند. آنها با آشكار شدن نشانههاي طرح كشف حجاب و تأثيرات آن بر جامعه و اقتصاد ايران، مقالاتي را در جهت مقابله با مصرفگرايي و استفاده از انواع كالاهاي خارجي منتشر ميساختند و بانوان را تشويق ميكردند تا از محصولات داخلي استفاده كنند و حتي اگر مايل هستند لباسهايي به سبك و مدل اروپايي بر تن كنند، اما با پارچههاي ايراني. با انتشار چنين مقالاتي سعي ميشد اين فكر القا شود كه مردم اروپا زماني به رفاه و وسايل غيرضروري زندگي رو آوردند كه مطمئن بودند در زمينه لباس و ديگر نيازمنديها محتاج كالاهاي خارجي نيستند و هر چقدر هم ثروتشان در اينگونه موارد صرف شود، از وطن خارج ميشود و سبب ترقي و صنايع داخلي خودشان خواهد شد، اما خانمهاي ايراني بدون توجه به اين نكات سالانه مبلغ قابل توجهي از ثروت خود را تقديم بيگانگان ميكردند. در اين مقالات همچنين از مصرف بيرويه وسايل غيرضروري و زينتي توسط بانوان انتقاد شده است و حالات زنان در خيابانها را برخلاف اصول رايج زندگي ايراني ميداند.
تداوم مقاومت تا پيروزياما ميتوان بزرگترين مقاومت و گستردهترين مخالفتها را از طرف مردم عادي ديد. هدف اين طرح نه به شخص خاصي بازميگشت و نه متوجه طبقه يا قشر خاصي بود؛ بلكه هدف از اجراي آن تأثيرگذاري بر عموم مردم بود. بنابراين بيشترين مقاومتها نيز از طرف تودههاي مردم در سراسر ايران ديده ميشد. گذشته از مسئله ديانت، آداب ايراني هميشه حجاب را براي بانوان اساس شرافت معرفي كرده بود. چنانكه در ايران باستان و قبل از ورود اسلام به امپراتوري ايرانيان وجود حجاب براي زنان اشراف نوعي برتري و حفظ شخصيت دانسته ميشد و زنان يهود و ارامنه نيز با اينكه در مذهبشان حكم حجاب وجود نداشت در معابر حجاب را رعايت ميكردند. اين آداب و سنن ملي با ورود اسلام و تداوم آن در طي قرنها استوار شده بود، اما طرح كشف حجاب به پايه و اساس اعتقادات مردم بياعتنا بود. بنابراين هر فرد ايراني در هر مقام و شغلي كه بود، به نوعي وظيفه خود ميدانست تا در برابر آن ايستادگي و از نظرها و اعتقادات خود دفاع كند. با وجود تمام سختگيريهايي كه ميشد هنوز عدهاي در پوشش قديمي خود باقي مانده بودند و در بعضي موارد مردان به دليل منافع شغلي و اجتماعي خود مجبور ميشدند اين امر را بپذيرند، هر چند كه باطناً آن را قبول نداشتند، اما بانوان تحت هيچ شرايطي حاضر به رفع حجاب خود نبودند. روسري و چادر در نظر آنان ميراث باارزشي بود كه از مادران و گذشتگانشان به يادگار مانده بود و در طي سالها حافظ آنان بود. اكنون با اين تغييرات ظاهري و آن هم به خواست و فرمان ديگران و نه به ميل و اراده خود حاضر به كنار گذاشتن آن نبودند. از اين رو هنوز در بعضي مناطق مقاومتهاي مردمي ادامه داشت و چه بسا رفتار مأموران حكومتي باعث ميشد عدهاي از مردم در اعتقادات خود استوارتر شوند و بر آن تأكيد ورزند. به دليل اجباري بودن طرح، خانمهايي كه حاضر به كشف حجاب نبودند سالها درون خانهها محبوس ماندند و عده ديگر كه تحمل جو حاكم برايشان غيرممكن بود به كشورهاي ديگر مهاجرت كردند. حتي در روستاها نيز به دليل بافت سنتي زندگي، مردم حاضر نبودند لباسهاي محلي خود را كنار بگذارند و با وجود تهديدهايي كه از سوي خانها صورت ميگرفت همچنان بر سنن خود پايبند بودند. اين مقاومتها تا پايان ديكتاتوري رضاشاه ادامه داشت، بهطوري كه پس از تغيير حكومت بانوان زيادي مجدداً به استفاده از چادر روي آوردند.