سوار تاكسي خطي ميدان جمهوري- بهارستان بوديم. به تازگي با ابلاغ نرخهاي جديد و افزايش 30 درصدي نرخ كرايهها، كرايه اين مسير از 750 تومان به هزار تومان افزايش پيدا كرده است. يكي از مسافران، سهراه جمهوري پياده شد و قاعدتاً بايد 600 تومان به راننده ميداد. يك هزارتوماني به راننده داد و منتظر دريافت مابقي شد اما راننده دنده را عوض كرد و خواست حركت كند. مسافر پرسيد بقيه پولش چه ميشود؟ راننده هم جواب داد كه بقيهاي در كار نيست!
مسافر به برچسب نرخ كرايه اشاره كرد و يادآور شد كه مبلغ هزار تومان از جمهوري تا بهارستان است نه تا سه راه جمهوري كه نصف مسير است! راننده زير بار نرفت و پا را روي گاز گذاشت. مسافر فرياد زد: «حرامه! لقمه حرام سر سفرهات ميبري!»
راننده شانههايش را بالا انداخت و گفت: «چطور خاوري 3 هزار ميليارد دزديد، حرام نبود؟! به ما كه رسيد، آسمون تپيد!»
از اين نمونهها بسيار است و شما هم به احتمال زياد به چنين رفتارهايي به ويژه طي يك ماه گذشته كه نرخهاي جديد كرايههاي تاكسي اعلام شده است، برخوردهايد، اما آيا توجيه يك رفتار غلط با استناد به يك رفتار غلطتر، منطقي است؟! روزي و مال حرام، حرام است؛ چه يك ريال، چه هزاران ميليارد تومان.
با اين حال، اين روزها، هرج و مرج روزافزوني در جامعه تاكسيداران مشاهده ميشود؛ هرج و مرجي كه روان مسافران را آماج حملات پيدرپي قرار داده است. در شرايطي كه خود مهدي چمران، رئيس شوراي شهر پايتخت هم اعلام كرده است: «مردم از گراني كرايه تاكسيها ناراضياند»، بسياري از تاكسيرانان با زيادهخواهي و پايبند نبودن به نرخهاي مصوب، اين نارضايتي را دوچندان كردهاند.
تاكسيرانان گويا هيچ ترس و واهمهاي از سازمان تاكسيراني ندارند! زماني كه به آنان هشدار داده ميشود كه از آنها به سازمان تاكسيراني شكايت ميشود، پاسخها هرچند با بيانهاي گوناگون ارائه ميشود، اما يكسان است: «راه باز و جاده دراز! برو پيش خود رئيس تاكسيراني!»
اما به راستي، چرا رانندگان تاكسي از سازمان تاكسيراني حساب نميبرند؟!
رانندگان تاكسي در حالي به نرخهاي مصوب در شوراي شهر، بيتوجه هستند و هركدام با قانون خود رفتار ميكنند و نرخهاي مصوب خودشان را از مسافران ميگيرند كه روزانه درگيريهاي زيادي ميان رانندگان و مسافران بر سر همين موضوع پيش ميآيد!
در چنين شرايطي، روشن نيست كه سازمان تاكسيراني به چه كاري مهمتر از نظارت بر تاكسيرانان مشغول است!
در حال حاضر، اوضاع و هرج و مرج حاكم بر تاكسيها، شهروندان را هم تحت فشار قرار داده و هم ناراضي كرده است. آيا سازمان تاكسيراني وظيفهاي در اين مورد ندارد؟!