نظام نامه پيوست فرهنگي طرحهاي مهم و كلان كشور كه در جلسه 732 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد، از سوي رئيسجمهور براي اجرا ابلاغ شد. مهمترين هدف نظامنامه پيوست فرهنگي ايجاد زمينه و شرايطي است كه با ايجاد گفتمان فراگير اصلاح عملكرد فرهنگي، تصميمات مديريتي در همه سازمانهاي اجرايي كشور، ضمن اينكه طرحهاي مهم به ويژه پروژههاي عمراني، اجتماعي، اقتصادي به نحو مطلوبي اجرا ميشوند، ارزشهاي ديني، ملي و انقلابي نيز حفظ و تقويت شوند.
امروز ايران در جايي ايستاده كه ميتواند ادعا كند به دنبال تأثيرگذاري بينالمللي و تبديل شدن دوباره به يك تمدن بزرگ است؛ منتها اين بار با پشتوانه اسلام. ملتي كه بخواهد در عرصههاي جهاني اعم از ديپلماتيك و اقتصادي دست برتر را داشته باشد بايد اجتماعي مولد و منسجم و فرهنگمدار داشته باشد تا پايههاي اوليه اقتصاد درون زا با بهره وري بالا را بگذارد. به عبارتي چنانچه باور كنيم پشتوانه پيشرفت در تمام عرصهها فرهنگ است، لزوم پيوست فرهنگي را نيز درك ميكنيم. علاوه بر اين مناسبات جهاني نشان ميدهد امروز وقت آن رسيده كه جستارهاي اجتماعي و فرهنگي اسلامي ايراني را كه پايه تمدن سازياند از لاك دفاعي خارج و تمدن خود را احيا و عرضه كنيم.
پيوست فرهنگي زيرساخت شكلگيري الگوي پيشرفت
پيوست فرهنگي به توليدات سخت افزاري و نرمافزاري هويت ميدهد و آنها را به شناسنامهاي براي فرهنگ ايراني - اسلامي تبديل ميكند. به همين دليل است كه افرادي مثل حسن بنيانيان، رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي و پيوستنگاري شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را عامل و زيرساخت شكلگيري الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني ميداند.
به عنوان مثال وقتي وارد عرصه توليد خودرو يا گوشي تلفن همراه ميشويم اولاً چون فناوري اين ابزار بومي و متعلق به داخل است پس ميتواند نام فارسي داشته باشد و فرهنگ استفاده آن را نيز ما تعيين كنيم. اين يعني صادر كردن زبان و ادبيات و فرهنگ ملي ما. در عين اينكه قدرت چانه زني فناوريهاي توليدي ما را در عرصههاي رقابتي افزايش ميدهد چون جذابيتهاي كاركردي با فرهنگي متفاوت با فرهنگ غرب و شرق ارائه ميكند.
بنيانيان در بيان مصاديقي از پيوست فرهنگي در طرحهاي عمراني و اقتصادي به «جوان» ميگويد: شما وقتي پاساژهايي با معماري غربي ميبينيد، به خوبي ميتوانيد خودنمايي سرمايهداري را در تار و پود و در تزئينات داخلي و ويترين مغازههاي اين پاساژها و اين را كه همه چيز در خدمت جذب سوءاستفاده از جنسيت زن و... قرار دارد، مشاهده كنيد.
وي ميافزايد: اگر بخواهيم جامعه متعادلي داشته باشيم كه در آن بر اساس آموزههاي ديني حركت كنيم، اجراي يك طرح بايد آگاهانه در خدمت اهداف آرماني جامعه سازماندهي شود. در غير اين صورت به واسطه كمي مطالعات اسلامي در بخشهايي از جامعه و توسعه ارتباطات بين ما و جهان به صورت تقليدي فرهنگ غرب را در روابط جامعه مستقر ميكنيم.
سفرههاي ايراني– اسلامي
ميزبان مظاهر غربي و غيراسلامي!
رئيس كميسيون فرهنگي و اجتماعي و پيوستنگاري شوراي عالي انقلاب فرهنگي ادامه ميدهد: ما وقتي ميتوانيم مدعي شويم تمدنسازي اسلامي را آغاز كردهايم كه در هر نوع طرحي در كشور، بتوانيم ردپاي انديشههاي ديني و هنري خودمان را نشان دهيم. يعني مثلاً يك كارخانه مدرن با تكنولوژي غربي را هم اشكالي ندارد كه با بهرهگيري از معماري و آرايش محيط و با هنرهاي اصيل خودمان سامان دهيم. ميشود بستهبندي كالاها را با آثار هنري خودمان ظاهر كنيم. الآن متأسفانه در سفرههاي ما روي همه دستمالهاي كاغذي حروف انگليسي نوشته شده و هيچكس هم اعتراض نميكند. طبيعتاً اگر چيزهاي مدرن و لوكس هميشه با علامت و اسمهاي خارجي باشد، اين را القا ميكند كه ما چارهاي جز غربي شدن نداريم.
بنيانيان با يادآوري نظريهپردازي روشنفكرهاي قديم در اين باره ادامه ميدهد: امروزه به صورت عملي افراد براي منافع خودشان وقتي لباسي را طراحي ميكنند، روي آن يك مارك خارجي هم ميزنند تا مشتري بيشتر بخرد. يعني توليدكنندهاي كه شيفته غرب است، اين شيفتگي را تزريق ميكند به خريدار و خريدار با خريدش اين انگيزهها را تشويق ميكند و دورهاي بستهاي از رشد و تفكر غربگرايي شكل ميگيرد كه متأسفانه ريشهاش در 200 سال گذشته است.
ساختمانهاي شهر، انسان را تحقير ميكنند
بنيانيان ميگويد: پيوست فرهنگي بايد به يك باور و گفتمان مسلط در ذهن و فكر و بيان مديران و كارشناسان اجرايي تبديل شود و اين زمانبر است. فرض كنيد معاون وزارت مسكن و شهرسازي ميگويد فلان طرح مسكن مهر پيوست فرهنگي دارد، بعد ميبينيم چون آنجا يك مسجد ساختند، همان را گفتند پيوست فرهنگي. اين لازم است، ولي تنها دو درصد از پيوست فرهنگي است. اينكه اين معماري با زن ايراني چه ارتباطي برقرار ميكند و در نشاطش، در روحيهاش و در روابط دروني خانواده ايراني چه تأثيري ميگذارد، بر خانوادهها و همسايهها چه تأثيري ميگذارد؟ بين دسترسي مجموعه اينها با بقيه بخشهاي شهر چه تأثير مثبت و منفياي دارد؟ روي همه اينها بايد در پيوست فرهنگي كار علمي و مطالعاتي بشود و اينكه اساساً در اين ساختمانهاي بزرگ بين انسان و خود اين ساختمان چه حسي به وجود ميآيد؟ آيا اين ساختمان بر روان انسان مسلط است يا انسان بر آن؟
وي ميگويد: وقتي انسان در مقابل يك آسمانخراش ميايستد، اولين اتفاقي كه ميافتد، احساس كوچكي و حقارت ميكند. يعني اينكه خداوند ظرفيت انسان را براي تسلط بر هستي ايجاد كرده، اما اين محصول انساني آدم را خرد و حقير ميكند.
براي چه به مشهد ميرويم؟!
بنيانيان اضافه ميكند: صريح و بيپرده عرض كنم كه اتوبان تهران- شمال يكي از ابزارهاي نابودي فرهنگ ديني شمال كشور خواهد شد، مگر اينكه برايش پيوست فرهنگي تهيه كنند. اين شعار نيست. وقتي شما آخر هفته به جاي 600 - 500 هزار تهراني كه الان شمال ميروند، اتوبان ساختهاي و اين 500 هزار نفر، 3 ميليون نفر شدند، آن وقت يك فضاي متفاوتي در شمال كشور ايجاد ميشود كه پول و تفريح جو غالب است و بسياري از روابط اصيل شماليها را نابود ميكند و آثار تخريبياش به تهران بر ميگردد. يا فرض كنيد يك اتفاقاتي كه دارد در مشهد ميافتد؛ ساختمانهاي مدرن اروپايي است كه يكي از آثار بسيار تلخش براي ما ايرانيها فاجعه زنداني كردن آثار معنوي امام رضا(ع) است. هميشه وقتي شما ميگفتيد من دارم ميروم مشهد، يك جا بيشتر به ذهنتان نميرسيد و آن اينكه ميروم به حرم. اما شما اگر مجموعه وسيعي از تفريحگاههاي اروپايي را آنجا درست كرديد، آنوقت بچهها ميگويند برويم مشهد تا آنها را ببينيم. اين كم اتفاقي نيست و حال چه كسي در مشهد مسئول است؟ بنابراين، پيوست فرهنگي، ضامن سلامت هويت جامعه ايران خواهد بود.