کد خبر: 601686
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۷
ترجمه: محسن قنادي
دالاس دارلينگ، مدرس تاريخ سياسي| 

پيشنهادات مطرح شده اخير بين ايالات متحده و افغانستان مرا به ياد صحبت‏هايم با يكي از دوستان قديمي انداخت. او هنوز هم خدمت در گارد ملي و اعزام شدنش براي خدمت در جريان بحران موشكي سال 1962 كوبا را به خاطر داشت. اگرچه رهبران انقلاب كوبا در سال 1959 تلاش‌هاي متعددي براي ايجاد روابط سياسي و اقتصادي با ايالات متحده انجام دادند، ولي اينگونه فعاليت‌ها هميشه از طرف امريكا رد مي‌شد. در عوض ايالات متحده، تلاش‌هاي زيادي براي سرنگوني دولت جديد كوبا انجام داد البته هدفش هم برقراري مردمسالاري بود. در جريان بحران موشكي كوبا، امريكا نه تنها زمينه تحريك يك جنگ هسته‏اي با اتحاد جماهير شوروي را فراهم نمود بلكه تحريم‌هاي دريايي و اقتصادي زيادي به كوبا تحميل كرد كه تا امروز نيز ادامه دارد. اين دسته از تحريم‌ها تا مرز يك تهاجم نظامي گسترده نيز پيش رفت.

اين‌گونه فعاليت‌هاي نظامي و سياسي شديد منجر به به‌وجود آمدن بدگماني و ترس در بين افكار عمومي خواهد شد، موضوعي كه همان دوست نزديك من هم كه در بحران كوبا بود، آن را تأييد مي‏كند. زماني كه جورج كنان بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم، خواستار «مهار شديد و هوشيارانه» اتحاديه جماهيرشوروي شد، همان فضا همان گونه كه دوست من عنوان مي‌كند به وجود آمد.

نوع سخت و مستحكمي كه «جورج كنان» به آن اشاره داشت، بيشتر سبكي امپرياليستي داشت تا ايدئولوژيكي. همچنين نوع هوشياري كه وي عنوان مي‏كند، بيشتر شبيه به خودسري در اجراي قوانين بود، درست مثل زماني كه ملتي همه امور را در دست خودشان مي‌گرفتند و بدون هيچ دليل و مجوز قانوني به حمله و تاخت و تاز مي‌پردازند و بدون كوچك‌ترين توجهي به حقوق مردم، آنها را بازداشت و مجازات مي‌كردند. وقايع شبيه به كوبا در جاهاي ديگري هم اتفاق افتاده و در برخي جاها مثل ويتنام، گواتمالا، لائوس، اندونزي، شيلي و السالوادور قتل‏عام‏ها حتي شديد‌تر هم بوده است.

ايالات متحده براي جان به در بردن از شرايط كنوني بايد الگوي جديدي از صلح را برنامه‏ريزي كند، به گونه‏اي كه اهداف و سياست‏هاي دوگانه، جاه‏طلبي و تجاوزات آشكار نظامي در آن جايي نداشته باشد. يك روايت قديمي كه روايت تاريخي جديدي باشد نوشته شود و مذاكرات و تعامل با كشورها و قبايل مختلف بايد جايگزين سلطه نظامي شود. به جاي سياست مهار يا حمله، اهداف صلح‌طلبانه بايد با در نظر گرفتن جوانب آن گسترش داده شود. نكته ديگري كه بايد در نظر گرفته شود، اين است كه براي پيشبرد اين اهداف بايد در نقشه‌هاي سياسي و منابع ارزشمند بازنگري انجام شود. نقشه‌هاي سياسي معمولاً دروغ هستند. به ندرت اين نقشه‌ها، رويدادهاي تاريخي، ديني، فرهنگي و ساختارهاي سنتي مناطق مختلف را آشكار مي‌كند و اطلاعات كافي در مورد منابع رو به كاهش و عوامل ايجاد ناآرامي و درگيري در اختيار نمي‌گذارد.
ساير عواملي كه باعث درگيري و نا‏آرامي مي‌شود داخلي هستند. اينكه پنتاگون كشف كرد افغانستان داراي ميلياردها دلار ذخاير با ارزش معدني شامل مس، آهن، طلا و ليتيوم است، مربوط به سال 2010، يعني 9 سال بعد از تهاجم نظامي به افغانستان نبود. اينها پيش از اين معلوم بود و اكنون شركت‏هاي معدني بزرگ شروع به استخراج از معادن با ارزش افغانستان كرده‌اند. يك پارادايم جديد صلح باعث بررسي «چرايي‏هاي» جنگ از طريق بررسي صادقانه و جمعي خواهد شد. چنين پارادايمي ابتدا بر اهميت مردمان ديگر، احترام عميق به آنان و تأييد آنان استوار خواهد بود نه اينكه منابع معدني آنها مانند نفت و ليتيوم‌شان در اولويت نخست قرار بگيرد.
شايد دوران جديدي در رابطه ميان امريكا با كوبا ممكن باشد. براي اين منظور، ايالات متحده بايد در گذشته رابطه خود با كوبا به دقت بازنگري كند. اين مسئله، زنجيره شركت‏ها و مجموعه‌هاي نظامي را كه با قرباني كردن كوبا به قدرت و ثروت رسيده‏اند، خواهد شكست. همانند شرايط موجود در افغانستان، طمع اين شركت‏ها زمينه‌ساز تهديد‏ها و تحريم‏ها عليه حاكميت كوبا شده است. مذاكره امريكا با سران طالبان مي‏تواند شروع خوبي براي ماهيت جديد صلح‌آميز امريكا باشد، به‌خصوص كه امريكا بعد از 11 سپتامبر فرصت‏هاي زيادي را از دست داد. رهبران طالبان خيلي راغب بودند به ايالات متحده براي به دام انداختن بن‌لادن و ساير متهمان به حمله كمك كنند، ولي امريكا هميشه چنين پيشنهاد‏هايي را رد كرده و به كار خود ادامه مي‌داد.تنها يك روز بعد از انجام مذاكرات، گروه‌هاي طالبان به سمت پايگاه هوايي بگرام راكت شليك كردند و باعث كشته شدن چهار سرباز امريكايي ديگر شدند. اگر امريكا به درستي مذاكره كرده است، اگر اختلافات رفع شده و شرايط مناسب است و اگر بيش از گذشته ژئوپلتيك منطقه را درك كرده، بايد قبول كند كه ايجاد پايگاه‌هاي نظامي اجباري تاكنون باعث كشته شدن هزاران نفر شده است و نماد دزديدن سرزمين و هويت انساني است. اين پايگاه‌ها، توهين و بي‌حرمتي‌هاي بزرگ‌تري هستند. فروش 781 ميليون دلار هواپيماي نظامي به رواج صلح كمكي نمي‌كند. اينكه «كساني كه برتاريخ مسلط هستند، آينده را هم كنترل خواهند كرد» اشتباه بودنش بارها ثابت شده است. بقا از آن ملت‏ها و اقوامي است كه روايتي ريشه دارتر و انطباق‏پذير‏تر از تاريخ را درك كرده و به كار ببندند. ايالات متحده هم از اين قاعده مستثني نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار