كاش علي دايي سكوت ميكرد. كاش پاسخ سؤال اول بهرام شفيع را نميداد، كاش از بازي مجري برنامه ورزش و مردم كنار ميكشيد.
علي دايي ديروز صبح مهمان برنامه ورزش و مردم بود و قرار بود از وضعيت پرسپوليس و نحوه آماده شدن سرخها براي ليگ سيزدهم صحبت كند اما بهرام شفيع در اولين سؤال او را به طور مستقيم به جنگ كسي برد كه از سوي وزارت ورزش مأمور بر هم زدن آرامش پرسپوليس است. البته ميشد حدس زد كه با توجه به اتفاقات چند هفته اخير بهرام شفيع اولين سؤال خود را در خصوص تقابل ستاره فوتبال ايران يعني دايي با يك مدير ورزشي گمنام به نام كامبوزيا مطرح كند ولي سؤال اين است كه آيا اين حقيقت را مدير رسانهاي پرسپوليس، مسئول روابط عمومي باشگاه و حتي شخص دايي نميدانستند؟ آيا نميشد پاسخي مناسب براي آن پيدا كرد كه طرف مقابل پس از برنامه جريتر نشده و افسار گسيختهتر به پرسپوليس و دايي نتازد؟
دايي ميتوانست در پاسخ سؤال شفيع كه پرسيد «كامبوزيا اظهار داشته علي دايي را نميشناسم» خيلي معمولي عنوان كند لزومي به پاسخگويي نيست و اين ميتوانست مدعي اين روزهاي پرسپوليس و مديرعاملي آن را براي هميشه محو كند. دايي براي تمام ايران و تمام دنيا كه حداقل يك بار اخبار فوتبال اين مرز و بوم را شنيده باشند شناخته شده است پس لزومي نداشت كه با بازي در زمين بهرام شفيع و پاسخ به سؤال شيطنتآميز او كاري كند كه رئيس فدراسيون شطرنج طلبكارانهتر از قبل به صحبت و گفتوگو با خبرگزاريها بپردازد و او و پرسپوليس را زير سؤال ببرد.
هرچند كه علي دايي در پاسخ به اين سؤال واقعيتهايي را عنوان كرد كه ما نيز قبلاً در همين ستون آنها را بيان كرده بوديم اما كاش دايي با طفره رفتن از پاسخ يكبار ديگر منش و بزرگي خود را به رخ فوتبال ايران و آنها كه از بيرون براي چنگ زدن به مديريت فوتبال نقشه كشيدهاند ميكشيد. كاش دايي ديروز سكوت ميكرد تا بار ديگر بزرگي او براي فوتبال و بقيه ثابت ميشد، دايي نيازي به پاسخ دادن به سؤال شفيع نداشت. او آمده بود تا درباره پرسپوليس حرف بزند و زد و خوب برنامهها و اهداف خود را تشريح كرد. او حتي به طور قاطع و منطقي دلايلش را براي عدم موافقت و قرار دادن نام كريم انصاريفرد و علي كريمي در ليست پرسپوليس گفت؛ دلايلي كه براي همه قابل قبول بود، اما كاش در پاسخ به سؤال اول شفيع هم درايت بيشتري به خرج ميداد. لازم نبود كه پاسخ شخصي چون كامبوزيا را از طريق رسانه ملي آن هم در غياب او بدهد و شرايطي فراهم آورد تا او بتواند پس از انجام مصاحبه هزار و يك عيب و ايراد به مصاحبه و مصاحبهگر و مصاحبهشونده وارد كند. به هر حال با سؤال شيطنتآميز بهرام شفيع و پاسخ دايي حالا مدعي تازه پرسپوليس كه پس از افتضاح شطرنج در كره جنوبي كاملاً آچمز شده بود دوباره پر و بال گرفته و به پرسپوليس و دايي ميتازد و جالب اينكه بلافاصله پس از اين مصاحبه دوباره صحبت از تغييرات در مديريت پرسپوليس به ميان آمده است. اينكه عباسي در لابهلاي صحبتهايش در ديدار با مليپوشان واليبال به مديريت رويانيان در پرسپوليس اشاره كرده و اينكه آيا نيروهاي مسلح با مأموريت رويانيان موافق است يا خير همه و همه داستانهايي است كه طي هفته پيش رو به طور حتم زياد از آنها خواهيم شنيد، داستانها و ماجراهايي كه اگر دايي در پاسخ به شفيع سكوت اختيار ميكرد هرگز پيش نميآمد.