ما ايرانيها به خاطر سبك ايراني سنتي كه در زندگيمان داشتهايم هميشه از بزرگترهايمان ياد گرفتهايم كه مراقب يكديگر باشيم.
ما ايرانيها بعد از گذشت سالها با رفتارهايمان ثابت كرديم كه جنبه اعتقادي و ديني از همه چيز براي ما مهمتر است. اگرچه اين خصوصيت ما باعث سوءاستفاده بسياري افراد سودجو شد اما در نهايت ميشود گفت بخش مهمي از رفتارهاي همنوع دوستي كه امروز در جامعه شاهد آن هستيم ريشه در آموزههاي ديني ما دارد.
ما در بازيهاي دوران بچگيمان از مادرمان ميشنيديم و ياد ميگرفتيم كه مراقب همبازيهايمان باشيم اما اين رفتار بعد از گذشت دوران كودكي با يادگرفتن سفارشهاي ديني در شخصيتمان ماندگار شد.
گاه آنقدر اين رفتارها در تك تك ما، فرزندانمان و خانوادههايمان ريشه ميدواند و پرورش پيدا ميكند كه حتي در مقابل اصول مدرنيته هم مقاومت ميكند، قد ميكشد و در نهايت پيروز ميشود درست مثل فرهنگ آپارتماننشيني.
آن چيزي كه امروز شاهد رشد آن درقالب خانههاي عمودي رشد كرده به اسم آپارتمان هستيم كمتر شباهتي به زندگي آپارتماننشيني كه در غرب شكل گرفته دارد. تقريباً اين نوع زندگي سبكي از زندگي است كه ما براساس نيازهايمان از زندگي غرب برداشت كردهايم اما چون رفتارها و نوع زندگي آنها را نميپسنديم پس به سليقه خودمان تغييرش دادهايم. هرچقدر زندگي مدرن تلاش ميكند ما را وادار به دوري كردن از رفت و آمدهاي فاميلي و همسايگي كند در مقابل ما احاديث، روايتها و سفارشهاي ديني داريم كه ما را به اين كارها امر ميكند و درست اينجاست كه حرف اعتقادات بر مدرنيته ميچربد.
سؤال مهم اينجاست كه مگر دين ما با تمام سفارشهايي كه دارد چند نفر از افراد جامعه را و تا چه اندازه ميتواند تحت تأثير قرار دهد؟ نكته مهم اينجاست كه اسلام و دستوراتش در تار و پود زندگي مردم نفوذ ميكند و به همين خاطر است كه تأثيرگذاري بسيار زيادي هم دارد. ما در اسلام براي هر ماه، روز، مكان حتي در مقابل شخصيتهاي خاص آداب خاصي را بايد رعايت كنيم كه رفتهرفته اين آداب كاملاً در زندگي ما جا افتاده است و از آنجاكه معمولاً اين رفتارها براساس انسان دوستي و استحكام روابط شكل ميگيرد مطمئناً در نوع رابطه ما با يكديگر هم تأثير ميگذارد. براي مثال در ماه رمضان ما شاهد بيشترين تغييرات رفتار و اخلاقي در بين مردم هستيم، همه ما در برخورد با يكديگر مهربانتر رفتار ميكنيم، تمام تلاشمان را ميكنيم كه كمتر دروغ بگوييم، غيبت نكنيم و كنترل كردن اين موارد در تكتك اعضاي جامعه آنطور دقيق پيش ميرود كه ما در نهايت تغييرات زيادي را در كل جامعه احساس ميكنيم. مگر غيراز اين است كه همه مردم براساس اعتقادات ديني و باورهايي كه دارند اين ماه را استثناييترين ماه خدا ميدانند؟ مردم كشور ما از پيشينيان خود يادگرفتهاند در اين ماه خودشان را بيشتر از هميشه به خدا نزديك ببينند و به خاطر همين تفكر تمام تلاششان را ميكنند كه كار گناه انجام ندهند.
رفت و آمدهاي فاميلي(صله رحم)، افطاري دادن، خيرات پخش كردن، تهيه و پخش بستههاي غذايي، اطعام كردن خانوادههاي نيازمند همه رفتارهايي است كه هم ريشه در سنت ايراني ما دارد هم در اعتقادات مذهبي مردممان. وقتي من ايراني مسلمان ميدانم كه خداوند در اين ماه همه را به بخشش و اطعام دادن سفارش كرده است تمام تلاشم را ميكنم تا حتي اگر شده يك وعده غذايي را هم به دست يك نيازمند برسانم.
به نظر من ماه رمضان درست مثل يك فلاش قوي از دريچه دوربين زندگي عمل ميكند. براي مثال همان مردمي كه در بحبوحه روزهاي زندگيشان، به خاطر مشكلات و فشارهاي مادي ديد و بازديدهاي فاميلي را ناديده ميگيرند در اين ماه مثل انساني كه يك فلش پرنور و قوي به چشمانشان ميخورد و از يك شوك عميق خارجشان ميكند، رفتار ميكنند. به يكباره تغيير رويه ميدهند و در مدت چند ساعت افطار يا مهماني ميروند يا بساط مهماني ميچينند.
بسياري از ما اگر تا اين ماه زياد در گفتهها و تفكراتمان دقت نميكرديم درست با شروع اين ماه و از همان روز اول با خود ميگوييم «آهاي! حواست باشد ديگر حق نداري دروغ بگويي يا كلك بزني، ماه رمضان است» اين رفتارها از جزئيترين و كوچكترين موارد كه در يك نفر اتفاق ميافتد تا بزرگترين شكل آن كه تغيير يك جامعه است در يك ماه به طور قابل ملاحظهاي شكل ميگيرد.
ما مردمي كه تا پيش از آمدن ماه رمضان چندين ساعت سركار بودن را تحمل نميكرديم به يكباره آستانه صبرمان چنان بالا ميرود كه با زبان روزه كار ميكنيم در حالي كه نشاط بيشتري را هم تجربه ميكنيم.
نمونههاي عيني اين رفتارها را حتي خود شما هم ديدهايد. كافي است بازگرديد و رفتارهاي شاخص ماه رمضان سال قبل را براي خودتان مرور كنيد. چند بار پيش از ماه رمضان شاهد درگيري در صف تاكسي يا نانوايي بوديد؟ در مقابل چقدر تصوير و اوضاع اين صفهاي بسيار طولاني در اين ماه كاملاً تغيير ميكرد؟ مردم به يكباره با هم مهربان ميشدند و به قول خودمان از هر نظر ملاحظه يكديگر را ميكردند. نكته مهم در رفتارهاي جامعه اينجاست كه حتي اگر كسي به هر دليلي نتواند اعمال اين ماه مانند روزه را به جا آورد بازهم تمام تلاشش را ميكند كه ساير مردم باخبر نشوند. البته من معتقدم اين رفتار بيشتر از آنكه نشاندهنده خجالت كشيدن فرد از تضادش با مردم باشد نشان دهنده پايبندي او به سخن ديني است كه ميگويد با علني كردن گناه بر عذاب آن نيفزاييد. رسيدن و پي بردن به نوع رفتارهاي مردم در اين ماه نه سخت است، نه غيرقابل باور چون درست پيش چشمان همه ما و در اثناي گذران روزهاي ما در كنار يكديگر اتفاق ميافتد حتي خود ما هم جزو مجريان بسياري از اين اتفاقها هستيم. همان زمان كه بيصبري و بداخلاقي يكي را به حساب روزه بودن و گرماي هوا ميگذاريم، وقتي كه قيد حقمان را ميزنيم تا مبادا جر و بحثي شكل بگيرد و روزهداري ناراحت شود، وقتي با تمام سختي زحمت در صف ايستادن، نان گرفتن براي چند نفر را قبول ميكنيم، وقتي حتي در خانه و تقسيم وظايف با همسرمان بيشتر از هميشه مدارا ميكنيم تنها به اين دليل كه او هم روزه و خسته است در واقع يك مجري مهم رفتارهاي پسنديده اين ماه خود ما بودهايم.