
بيژن سوراني| در دهه اخير براساس آمار و اطلاعات مركز آمار ايران جمعيت شهرنشين در حال رشد است. رشدي كه آهنگ آن 72 درصد جمعيت كشور را به شهرها كشانده است. رشد سريع جمعيت شهرها به خصوص جمعيت ساكن در كلانشهرها، مسائل و مشكلات شهر و شهرنشيني را پيچيده كرده و حل آن را نيز مشكلتر ساخته است، در اين ميان اين سؤال پيش ميآيد كه ظرفيت شهرها در گنجاندن شهروندان تا چه ميزان است؟
شهرها به چه ميزان بايد توسعه و گسترش يابند؟ آيا بايد همچنان شاهد گسترش بيرويه شهرها باشيم يا آنكه شهرها داراي حريم و جمعيت تعريف شدهاي هستند كه پس از اشباع شدن به حالت تعادل و آرامش خواهند رسيد؟
با افزايش جمعيت شهري به همان نسبت نيز درخواست خدمات در بخشهاي مختلف زندگي شهرنشيني بايد افزايش يابد كه لازم است دستگاههاي شهري و عمومي همچون شهرداري و شورا پاسخگوي نيازهاي شهري شهروندان باشند.
متأسفانه در شهرها مسئولان در بخشهاي مديريت شهري به دنبال آن هستند تا مشكلات موجود را حل كنند و از به وجود آمدن مشكلات و معضلات جديد شهري ناآگاه هستند و براي آيندهنگري در حوزه شهرنشيني تاكنون اقدامات اصولي و زيادي در نظر گرفته نشده است يا اگر ضوابط و طرح جامعي براي برخي شهرها تعريف شده در اجراي آن با مشكل روبهرو هستيم. متأسفانه به هزار و يك دليل بحث مهاجرتپذيري شهرها در حال افزايش است و به رغم آنكه هزينهها و درآمدها در شهرها افزايش مييابد اين انتظار ميرود كه جمعيت شهري ثابت بماند ولي آمارها در سالهاي اخير حاكي است آمار جمعيت شهري در حال افزايش است و از آهنگ رشد بالايي برخوردار است.
آنچه سبب ميشود تا از بار مشكلات كلانشهرها كاسته نشود ثابت ماندن ارائه خدمات و توسعه خدمترساني در قبال رشد روزافزون جمعيت در اين كلانشهرهاست.
به واقع اين انتظار از شوراها به عنوان رأس مديريت شهري ميرود كه در كنار پرداختن به حل مسائل و مشكلات شهري كه با تصميمگيري و تصميمسازي مناسب زمينه ايجاد و بروز مشكلات را شناسايي و با تدابير در نظر گرفته و با كمك و مشاركت ساير دستگاههاي متولي از به وجود آمدن بار مشكلات جديد بكاهند.
اگر اين انتظار را داشته باشيم كه در شرايط حاضر با اقدامات صورت گرفته دامنه مشكلات شهري كاهش يابد عملاً به بيراهه گام برداشتهايم. به عنوان مثال در بحث توسعه و ساخت بزرگراهها و وسايل نقليه عمومي اگر ميزان ساخت بزرگراهها و افزايش و تجهيز وسايل نقليه را افزايش دهيم باز هم در شهر احساس كمبود در اين بخش به صورت ملموس احساس ميشود. بالاخره بايد پذيرفت كه شهرها داراي ظرفيتي هستند كه در صورت به حد نصاب رسيدن آن بايد چاره ديگري انديشيد وگرنه فقط و فقط خانهها كوچكتر و فضاهاي شهري را مينياتوريتر كرده و بر ميزان وسايل نقليه و فضاهاي دسترسي آن افزودهايم يعني با تمام تلاشهاي صورت گرفته عملاً فقط در حل مشكلات با توجه به پيش آمدن مشكلات و معضلات جديد درجا زدهايم و كار به جايي نبردهايم. در واقع اين انتظار ميرود كه برنامهريزي كلان براي شهرها و در وهله اول براي شهرهاي بزرگ و كلانشهرها از سوي دستگاههاي متولي به صورت جامع صورت گيرد تا مسئولان و مديران شهري نيز براساس آن گام بردارند و اگر اين تدبير براي شهرها وجود نداشته باشد بايد با مسائل و مشكلات شهري دست و پنجه نرم كرد و انتظار كاهش مشكلات شهري را در خيالات جستوجو نمود.