کد خبر: 601215
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۷
دكتر سيد هادي افقهي در گفت‌وگو با «جوان»:
مسعود محموديان
دكتر سيدهادي افقهي كارشناس مسائل منطقه در گفت‌وگو با «جوان» تحولات روزهاي اخير مصر را مورد بررسي قرار داده و دلايل آن را بيان كرده است. افقهي در اين گفت‌وگو از چگونگي ساختار تصميم‌گيري اخوان‌المسلمين مصر تا چرايي فاصله گرفتن متحدانش تنها طي يك سال سخن گفته است. وي همچنين نزديكي بي‌چون و چراي مرسي و اخوان به امريكا و اسرائيل را از دلايل اصلي اين اتفاقات دانسته است. 

در ابتدا چه تحليلي از  تحولات اخير مصر داريد؟

تحولات اخير مصر عمدتاً برمي‌گردد به نحوه مديريت رهبران اخواني بعد از رسيدن به مسند قدرت و همچنين به نگاهشان به حاكميت و بافت حاكميت و تعريفشان از حاكميت و دكتريني كه از دل انديشه اخوان نسبت به حاكميت  دارند. يكي ديگر از موضوعات هم مربوط مي‌شود به عملكرد اخوان كه در رأس آن آقاي محمد مرسي به عنوان رئيس‌جمهور منتخب مردم كه با يك رأي شكننده پنجاه و يك درصدي در خلال اين يك سال در رأس قدرت بود. نگاه ايدئولوژيك اخوان‌المسلمين به حاكميت يك نگاه نخبه پروري است، آن هم با طرز تفكر خاص اخوان نسبت به حاكميتي كه مدل خلافت اسلامي است با الهام گرفتن از تفكرات و انديشه‌هاي مرحوم شهيد حسن البنا كه پايه‌گذار اخوان‌المسلمين است. تشكيلات خود اخوان مبتني بر سمع و طاعت است. يعني تمام اعضاي اخوان‌المسلمين بايد از مرشد عام كه با مكانيسم خاص انتخاب مي‌شود يك حالت تعبدي و اطاعت بي‌چون و چرا داشته باشند. بنابراين وقتي اخوان به قدرت رسيدند مي‌خواستند همين مدل را اجرا كنند، در جامعه‌اي با تاريخ كهن قبل از اسلام و بعد از اسلام و همچنين جايگاه احزاب سياسي و تفكرات ايدئولوژيك كه زمينه‌هاي غير اسلامي مانند پان عربيسم و پان ناصريسم و مكاتب غربي و شرقي را در بر مي‌گيرد. 

بنابر اين اخوان بدون توجه به كنش‌گري اين جريان‌ها و تأثير و تأثرات حضور اين احزاب و جريان‌ها در عرصه مصر وارد عمل شدند و شروع كردند به پياده كردن تزو دكترين خودشان. البته برخي از جريان‌هاي اسلامگرا همانند سلفي‌ها و جماعت اسلامي مسلح و بخشي از منتسبين به سازمان جهاد اسلامي در ابتدا با اخوان المسلمين به عنوان تشكيلات مادر و كهن كه سابقه 85ساله دارد، همراهي كردند. اما خيلي زود متوجه نگرش خاص درون سازماني اخوان شدند كه در مراكز حساس و مراكز تصميم‌گيري سرنوشت مردم مصر را در ابعاد سياسي، امنيتي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تعيين مي‌كند. اين طيف پس از آنكه فهميدند راهي در نهادهاي تصميم‌گير ندارند، ‌از اخوان فاصله گرفتند و به مرور شروع به موضع‌گيري و انتقاد كردند چون نگاه اخوان به نگاه حاكميت يك نگاه نخبه پروري است و خودشان را نخبه جامعه اسلامي مي‌دانند و خودشان را پيشتاز قشر روشنفكر ديني و اسلام سياسي مي‌دانستند. لذا بيشتر تصميم‌گيري‌ها در مكتب ارشاد اخوان شكل مي‌گرفت و از آنجا ديكته مي‌شد. شواهد و قرائن بسيار فراواني دال بر اين معنا داريم. اگر عملكرد مرسي را در خلال اين يك سالي كه به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شده بخواهيم ارزيابي كنيم، شاهد هستيم كه در اعلام متمم قانون اساسي كه تمام ابلاغيه‌ها، دستورالعمل‌ها، تصميم‌گيري و. . . را در بر مي‌گيرد، مصون از هر گونه حق نقض و حق نقد و حق لغو است. يعني چيزي شبيه به دستور آسماني است. حالا چرا اينطور است؟ براي ‌ آن نگاه نخبگي و اينكه اخواني‌ها مي‌گويند در حقيقت اسلام را ما داريم پياده مي‌كنيم و كسي همانند ما فهم صحيح از اسلام ندارد. براي همين آمدند و خواستند مصونيت ببخشند به تمام دستور‌العمل‌هايي كه صادر مي‌كنند. بنابر اين مي‌بينيم كه نگاه، يكي از همان جرقه‌هاي اختلافات و عامل بي‌ثباتي، درگيري و تقابل ديگر گروه‌هاي سكولار و غير سكولار و حتي برخي از گروه‌هاي اسلامي بوده است. 

مسئله ديگر عزل و نصب‌هايي بود كه بدون مراجعه به مشاوران از سوي آقاي مرسي انجام مي‌شد. مرسي در حقيقت 13 مشاور رسمي داشت. براي همين مشاوران ديدند كه يك سلسله عزل و نصب‌ها در قوه قضائيه كه اساساً رئيس‌جمهور حق ورود به آن را ندارد، انجام شد. مثلاً آقاي مرسي به عنوان دخالت در قوه قضائيه بدون رجوع به مشاوران حقوقي خودش مانند آقاي احمد مكي اين عزل و نصب‌ها را شكل داد. همين مسئله باعث عكس‌العمل و واكنش‌هاي تند در مجموعه قوه قضائيه شد و در واقع قوه قضائيه را عليه اخوان المسلمين شورانيد و اين شبيه را تقويت كرد كه آقاي مرسي و اخوان مي‌خواهند بر قوه قضائيه هيمنه و سيطره پيدا كنند. 

به نظر شما اكنون تفكيك قوا در مصر رعايت مي‌شود؟ 

اينكه عملاً رعايت مي‌شود يا نمي‌شود يك بحث است اما در قانون اساسي مصر تفكيك قوا كاملاً تعريف شده است. 

يعني اخوان نتوانست قدرت را در قوه قضائيه به دست بگيرد؟ 

خير. براي اينكه در اين امر از سوي قوه قضائيه مقاومت صورت گرفت. براي همين زماني كه مرسي آقاي عبدالمجيد محمود را يك بار عزل كرد، قوه قضائيه به اين امر اعتراض كرد و باشگاه قضائيه مصر كه بسيار هم قوي است و در واقع بازوي نيرومند قوه قضائيه محسوب مي‌شود، نسبت به اين امر موضع گرفت و عبدالمجيد محمود را برگرداندند. اما بار ديگر محمد مرسي‌ او را عزل كرد و به جايش طلعت عبدالله دادستان متمايل به اخوان را تعيين كرد كه اين بار تنش بين قوه مجريه و قضائيه بالا گرفت. اين در حالي است كه اخوان نيازي به اين تنش نداشت و مي‌توانست به يك شكل ديگر و به شكل نرم و يك شكل طولاني مدت‌تر و بعد از اينكه وضعيت خودشان را در ابتدا تثبيت مي‌كردند، مي‌رفتند به سراغ هيمنه و سيطره بر قواي ديگر، اما نه اين شكل و مستقيماً. 

مسئله ديگر اين بود كه آقاي مرسي با وزراي خودش هم درگير بود و ما مخصوصاً در اين يكي دو هفته اخير شاهد ريزش حدود 10 وزير و مشاور بوديم كه يك جا استعفا كرده بودند. چون متوجه شدند كه آقاي مرسي دست به اقدامات خطرناكي كه مخل امنيت ملي مصر و منافع اقتصادي به همراه تماميت ارضي مصر مي‌شود، زده است. براي نمونه مرسي قطع رابطه مصر و سوريه را اعلام كرد. دستور خروج حزب‌الله را داد و حمله به شيعيان را به نام رافضه كه يك واژه تند عليه ما محسوب مي‌شود، اجازه داد. مرسي در جلسه معروف چهار‌شنبه هفته گذشته گفت كه ملت و نيروهاي مسلح مصر آمادگي دارند تا مردم سوريه را براي احقاق حقوقشان و سرنگوني حكومت بشار اسد كمك كنند. تا اينكه عبدالفتاح السيسي وزير دفاع احساس خطر كرد و بلافاصله در مصاحبه روز بعدش اعلام كرد نيروهاي مسلح مصر هرگز با كشورهاي دوست و برادر خودشان وارد جنگ نخواهند شد. اين مسئله نشان مي‌دهد كه آقاي مرسي حتي با وزير دفاع خودش و شوراي عالي امنيت كشور مشورت نكرده است. 

يعني به نظر شما مرسي داشت كاملاً فردي عمل مي‌كرد؟

خير. فردي عمل نمي‌كرد بلكه همانطور كه عرض كردم از نگاه مكتب ارشاد با آن نگاه سازماني كه به حاكميت دارند و به غير از خودشان حق ولايت نمي‌دهند، رفتار مي‌كردند. در حقيقت اخوان تصميم گيرنده و آقاي مرسي، مجري سياست‌هاي اخوان بود. حتي كار به‌جايي رسيد كه حزب سلفي النور كه يكي از بزرگ‌ترين متحدان اخوان از بدو انقلاب و تا همين اواخر بود حساب خودشان را از اخوان جدا كرده و از آن فاصله قابل توجهي گرفتند. تا جايي كه آقاي ‌ يونس مخيون، دبير كل حزب سلفي النور رسماً اعلام كرد حزب النور خواسته مخالفان و معارضان مبني بر انتخابات زود هنگام يا استعفاي آقاي مرسي را تأييد مي‌كند. اين درحالي است كه حزب النور در انتخابات رياست جمهوري هم در دوره اول و هم در مرحله دوم به آقاي مرسي رأي داده بود. حالا اين سؤال مطرح است كه چرا النوري‌ها از اخوان جدا شدند؟ النوري كه خيلي به اخوان نزديك، همسو و همگرا بودند؟ براي اينكه متوجه شدند اخوان هيچ كس جز خودشان را به دليل نگاه جزم انديشه‌شان قبول ندارند. 

در زمينه سياست خارجي، امنيت ملي و بحث منافع اقتصادي نيز بحث سدالنهضه يكي از نمونه‌هاست كه در خاك اتيوپي و روي رود نيل در حال انجام است. در همين باره گفته مي‌شود كه حتي بعضي از شركت‌هاي صهيونيستي و امريكايي در ساخت اين سد سهيم هستند. از آنجايي كه مصر با سودان، اتيوپي و چند كشور ديگر بر سر حق آب مصر در آب نيل درگيري‌هاي قديمي و بگو مگو‌هاي ديرينه داشته‌اند اما تا به حال به يك نحوي هم در زمان مبارك و هم در زمان سادات اين مسئله مديريت مي‌شد تا به تنش، خطر جنگ، درگيري و رويارويي مسلحانه منجر نشود اما مي‌بينيم كه در برخي از اظهارات آقاي مرسي و نخست وزيرش آقاي هشام قنديل مواضع تندي عليه اتيوپي اتخاذ مي‌شود تا جايي كه حتي برخي مقامات مصري مي‌گفتند ممكن است از گزينه نظامي براي تخريب سد استفاده كنيم. 

بنابراين مشاهده مي‌شود كه اخوان هيچ تجربه و پختگي در حكومتداري ندارد. اين درحالي است كه اين دولت خودش در امور داخلي مشكل دارد و نتوانسته حتي ساده‌ترين مسائل مانند جمع آوري زباله يا تأمين گاز،  نان، امنيت، بهداشت و ترافيك مردم را تأمين كند، چنين چالش بزرگي را با كشور همسايه به راه مي‌اندازد. در مورد درگيري اخوان با امارات متحده عربي كه ديگر اظهر من الشمس است و ديگر توضيح نمي‌خواهد. ديديم زماني كه آقاي مرسي عزل شد اولين كشورهايي كه به آقاي عدلي منصور كفيل رياست جمهوري كه رئيس دادگاه عالي قانون اساسي است تبريك گفتند امارات، عربستان سعودي و قطر بودند. اين در حالي بود كه قطري‌ها همپيمان اخوان بودند و مدافع سر سخت اخوان محسوب مي‌شدند اما ديديم كه در يك تغيير موضع 180 درجه‌اي آقاي تميم بن حمد براي سرنگوني آقاي مرسي تبريك مي‌فرستد و مي‌گويد ما همچنان از كشور مصر حمايت مي‌كنيم بدون اينكه از اخوان صحبتي به ميان بياورد.   بنابراين اخواني‌ها با اين نگاه ايدئولوژيك و سلوك سياسي و عملكرد مديريتي روز به روز از جامعه فاصله گرفتند و به جاي اينكه ظرفيت مشاركت سياسي را بالا ببرند و حداقل احزاب اسلامي را در كنار خودشان داشته باشند، نگاه انحصارطلبانه‌شان باعث شد تا كشور مصر به يك جامعه دو قطبي بسيار حاد تبديل شود كه ما امروزه شاهد ورود مصر به آستانه جنگ داخلي هستيم. اين در حالي بود كه نه به نصايح الازهر و نه به نصايح عقلاي قوم مانند محمد حسن الهيكل و حتي آقاي تاتوس رهبر قبطي‌هاي مصر توجه كردند تا جايي كه آنها هم در كنار ارتش و مردم مصر قرار گرفتند و همه در جلسه خلع آقاي مرسي حضور داشتند. بنابراين به نظر من شبهه كودتا و روند غير دموكراتيك در عزل مرسي قابل دفاع نيست.  يكي ديگر از عوامل شكست اخوان مسئله نگاه فرا مصريشان يعني حق ولايت خودشان بر كشورهايي مانند تونس و جنبش حماس در فلسطين و اخوان سوريه و ليبي و مغرب است. چون اخوان تشكيلات بين‌المللي دارند به نام تنظيم الدولي كه يك نگاه انكار و غرور و خودشيفتگي است. 

پس يك ترس منطقه‌اي هم شكل گرفته است؟

دقيقاً. چون طرحشان منطقه‌اي و بين‌المللي است. لذا با اين نگاه بسياري از كشورهاي عربي حساسيت نشان دادند.  در مورد ايران هم ديديد كه خوب برخورد نكردند و اتلاف وقت كردند و به نداها و دست دوستي ايران براي همكاري و اخوت اسلامي و ايجاد پيمان منطقه‌اي در ابعاد سياسي و امنيتي و حتي نظامي پاسخ مثبت ندادند اما با اسرائيل تبادل سفير كردند و همزمان با آن معبر بين رفح و غزه را بستند. اما اجازه انتشار و استقرار نيروهاي امريكايي را براي نظارت بر فعل و انفعلات صحراي سينا و جلوگيري از هرگونه آسيب امنيتي عليه اسرائيل ‌ مي‌دهند. 

نگاه امريكا طي اين مدت چطور بوده است؟

اقدامات اخير امريكا در اين روزها نشان مي‌دهد كه اخوان المسلمين بهترين همپيمان امريكا در مصر بودند. اگر چه امريكا با گروه‌هاي ديگر هم ارتباط دارد. اما دفاع بي‌چون و چراي امريكا از اخوان به جايگاه معنوي، اخلاقي و سياسي اخوان آسيب زد. سفير امريكا تظاهرات مردم و عزل مرسي را محكوم كرد. حتي اوباما تهديد كرد كمك‌هاي بلاعوض را كه يك و نيم ميليارد دلار است قطع مي‌كند. سازمان دفاع و همكاري كشورهاي آفريقايي هم عضويت مصر را به تعليق در آوردند كه كاملاً در اختيار امريكا و صهيونيست‌ها قرار دارند. 

امريكا نگران گسترش سيستم اخواني در منطقه نيست؟

خير. براي اينكه با اخواني‌ها مشكلي نداشتند و شما همكاري‌هاي اخوان با امريكا را در سوريه مي‌بينيد تا جايي كه با اتاق جنگ اسرائيل جلسه مشترك داشتند و زماني كه اسرائيل منطقه قاسيون و جماريا را در حومه دمشق بمباران كرد اخواني‌ها نيروهاي صهيونيستي را تشويق كردند و خواستار تكرار آن شدند. براي همين جاي هيچ شك و شبهه نيست كه اخوان با امريكا براي انزواي جمهوري اسلامي و مهار خط مقدم به تفاهم كامل رسيدند و خواهان جلوگيري از نفوذ انقلاب اسلامي ايران هستند. 

با اين وجود آينده اخوان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

در حال حاضر خطري وجود دارد كه كل مصر را تهديد مي‌كند. اكنون اخوان در خيابان‌ها و ميادين مصر با ارتش و نيروهاي مسلح و مردم درگير است. براي بازگرداندن محمد مرسي خطابه‌هاي آتشين مبني بر تقديم يك ميليون شهيد را مطرح مي‌كند، اگر بخواهند به اين رويه ادامه بدهند اما به آسيب شناسي، رفتار شناسي و عملكرد يك‌ساله خودشان نپردازند و برآورد منطقي‌تر، دقيق‌تر، عيني‌تر و واقع نگرانه‌تر به تحولات مصر، منطقه و وضعيت كنوني جهاني نداشته باشند، آرام آرام به مقابله قهرآميز با ملت خودشان خواهند پرداخت و جزو ليست‌هايي كه در جريان‌هاي تروريستي هستند، ‌قرار مي‌گيرند. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار