اكثريت ملت مسلمان ايران از وعظ و خطابههاي فقيدسعيد مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدتقي فلسفي(قده) خاطراتي ماندگار به ذهن و ضميرخويشتن سپردهاند. مرحوم فلسفي از استعداد و نبوغ شگرفي در ثبت ماده تاريخ تولد و وفات اوليا، اوصيا و بزرگان دين و دانش برخوردار بود. او به دليل حافظه قوي و كنجكاوي عجيب تقريباً در همه شاخههاي علمي وارد و آشنا شده بود، بهطوري كه در مجالس با يك نگاه عميق و ارتباط چشمي (eye ـ contact) ميتوانستند نيروي پرجوش و خروش مستمعين را ارزيابي و متناسب با ذوق، استعداد و كشش حاضرين در مجلس سخنراني را آغاز كند. بنابراين اگر بگوييم مرحوم فلسفي به علم روانشناسي، جامعهشناسي، فن بيان و حتي فيزيك، شيمي و بيولوژي انساني و حيواني آشنايي داشتهاند، سخني به گزاف نگفتهايم. حجم لغت، واژه و اصطلاحات فني و مهندسي در ايشان بهقدري بالا بود كه مستمعين از هر گروه علمي قادر به درك سخنان، مواعظ، تشبيهات، تمثيلات، ضربالمثلها و كنايات ميشدند.
به جرئت ميتوان گفت «منبر» مرحوم فلسفي يكي از منابر مهم، پرجاذبه و پرطرفدار به شمار ميرفت. ايشان در اقصي نقاط ايران از شهرت مطلوبي برخوردار بودند و پارهاي از اوقات براي استماع مواعظ ايشان از شهرستانهاي دور و نزديك به تهران ميآمدند تا در سخنرانيهاي پرجاذبه ايشان شركت جويند. عوامل مؤثر در كلام فلسفي آگاهي و اشراف ايشان به تاريخ ملل و نحل دنيا، شاخهها، انشعابات مذهبي، باورها و اعتقادات ديني اجداد، انساب، حوادث روز و تاريخ پرنشيب و فراز پادشاهان، حكمرانان، سلاطين و مظالم و سرگذشت عياران و دلاوران و عملكرد زشت زورمندان و فشارهاي طبقات مظلوم جامعه اسلامي بود. كنايات از راه قرائت آيات قرآني و احاديث معتبر و تشبيهات عمال حكومت شاهنشاهي بر فرعونيان و طاغوتيان و جلب توجه افكار عمومي به مظالم پادشاهان از جمله گفتار پرجاذبه ايشان بود.
اگر بخواهيم مرحوم فلسفي را با يكي از علما و روحانيون معاصر نظير مرحوم استاد حسينعلي راشد مقايسه كنيم، تفاوت از زمين تا آسمان است. استاد راشد فقط در روزهاي پنجشنبه ساعت 10 شب از طريق راديو موعظه ميكرد و محدوده گفتار ايشان در حوزههاي علوم قرآني، احاديث، داستانها و حكايات عبرتآموز بود، ولي مرحوم فلسفي از همان ابتدا، علاوه بر سخنرانيهاي راديويي در مجالس عام و خاص شركت ميكردند و سعي در تنوير افكار عمومي داشتند. بهطور كلي آن حكايات، داستانها و احاديثي كه مرحوم فلسفي روي منبر وحتي در پشت ميكروفن راديوي رژيم شاهنشاهي بيان ميفرمودند، ساير روحانيون جرئت بيان آن را نداشتند، به همين دليل پس ازمدتي، به دستورمستقيم شاه، پخش سخنراني ايشان از راديو قطع گرديد. شفافيت سخن فلسفي باعث شده بود تا در هر مجلسي صدها سرباز، گارد، پليس مخفي و ساواك ناظر نشر افكار و انديشههاي ايشان باشند.
تفاوت رويكرد حجتالاسلام فلسفي درمقام انتقاد به حاكميت در دوران پس از انقلاب نيز داستاني جالب توجه است. او با آن كه در زمان طاغوت، از منتقدان مهم و برجسته مسائل اجتماعي بود اما بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در منبر و سخنراني لب به انتقاد از حكومت اسلامي نگشود زيرا اين كار را به مصلحت نميدانست. او خود در جواب عدهاي از اهل فضل، چنين گفت: آقايان! بله من در زمان شاه انتقاد ميكردم. انتقاد من به ضرر شاه و به نفع رسول اكرم (ص) و دين خدا بود اما الآن انتقاد نميكنم براي اينكه انقلاب ما اسلامي است. اگر از سوء اعمال بعضيها به نام «دولت» انتقاد كنم چيزي حاصل پيغمبر (ص) نميشود، ولي امريكا استفاده ميكند و من نميخواهم كه به نفع امريكا سخنراني كنم. وظيفهام را به طور خصوصي انجام ميدهم. آن فردي كه بايد به واسطه سوء عملي كه داشته مورد انتقاد قرار گيرد با تلفن به او ميگويم كه شما بايد عمل خود را اصلاح كنيد و تغيير روش دهيد. حجتالاسلام فلسفي اين مطلب را با امام خميني نيز در ميان گذاشت و ايشان هم نظر جناب فلسفي را تأييد كردند و فرمودند شما انتقاد نكنيد، در حكومت پيغمبر(ص) نيز برخي كارهاي ناشايست را افرادي مرتكب ميشدند كه تك تك بد بود ولي دولت پيغمبر(ص) بر اساس اسلام بود، بنابر اين شروع انتقاد در منابر مصلحت نيست. خداوند اين روحاني بزرگوار را غريق رحمت كند. اي كاش در نظام جمهوري اسلامي همچنان شاهد ظهور شاهد چهرههايي نظير ايشان بوديم.