کد خبر: 600869
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۲
مروري بر منابر شاخص استاد فلسفي در گذرگاه‌هاي تاريخ معاصر ايران
از آنجا كه مرحوم استاد محمدتقي فلسفي به تحصيل علوم ديني پرداخته بود، بايستي از آموخته‌هايش در ترويج و تبليغ دين بهره مي‌برد
نيما احمدپور
از آنجا كه مرحوم استاد محمدتقي فلسفي به تحصيل علوم ديني پرداخته بود، بايستي از آموخته‌هايش در ترويج و تبليغ دين بهره مي‌برد از آنجا كه مرحوم استاد محمدتقي فلسفي به تحصيل علوم ديني پرداخته بود، بايستي از آموخته‌هايش در ترويج و تبليغ دين بهره مي‌برد و يكي از اسباب اين امر منبر رفتن و صحبت براي مستمعين و طلاب بود و مسئله منبر رفتن محمدتقي ابتدا توسط مرحومه مادرش به ميان آمده است كه از جمله دلايل اين امر علاقه وافر مادر ايشان به امام حسين(ع) بود. همه مي‌دانيم از مصاديق بارز روضه‌خواني، ترويج و تبليغ در ماه‌هاي محرم و صفر است كه ذكر مصائب شهادت اباعبدالله و اهل بيت رسول اكرم(ص) و ياران باوفايش به‌ويژه در روزهاي تاسوعا و عاشورا و فرصت خوبي براي تبليغ است، لذا در قديم روضه‌خوان‌ها را منبري مي‌گفتند و مهم نيز در روضه‌خواني توان دقيق، نطق و بيان خوب بود. مادر محمدتقي نيز به دليل اين عشق و علاقه او را ترغيب به منبر رفتن مي‌كرد و آرزوي منبري شدن او را داشت، لذا والدين در دوراهي ادامه تحصيل يا منبري شدن او قرار داشتند، زيرا مادرش اصرار بر منبري شدن او داشت و پدرش مصر به درس خواندنش بود. به هر حال اختلاف والدين اين طور حل شد كه تا غروب چهارشنبه درس بخواند و پنج‌شنبه و جمعه را در اختيار منبر باشد.
  اولين منبر فلسفي در 15  سالگي!
اولين بار كه بنا شد فلسفي منبر برود، نزد شيخ علي‌اكبر رشتي (عزمي) رفت و از او درخواست نوشتن يك منبر كرد. او نيز در قبال گرفتن دو قِران پذيرفت. اولين منبر را در مسجد فيلسوف، مسجدي كه پدرش نماز جماعت را در آنجا اقامه مي‌كرد، بعد از نماز عشا ايراد كرد. تشويق آقا شيخ محمد شميراني باعث قوت قلب و ارائه بهتر منبرش شد و بسيار طالب شنيدن دو باره‌اش مي‌شوند، پدرش هم از منبرش تعريف مي‌كند. براي دومين منبر هم سراغ شيخ علي‌اكبر مي‌رود. شيخ علي‌اكبر رشتي هم دو باره در قبال دو قِران منبري ديگر متفاوت از اولي برايش تهيه مي‌كند. خلاصه منبرش مي‌گيرد و حتي براي يك دهه از او دعوت مي‌كنند، ولي چون تا آن زمان ده منبر نرفته بود، نمي‌‌‌پذيرد. تشويق والدين و استقبال خوب مردم باعث دلگرمي و پشتكار او مي‌شود و به‌تدريج در اين مسير ترقي مي‌كند و منبرهايش دو قِراني مي‌شود.
   اولين ممنوعيت منبر
منبرهاي فلسفي در اواخر هفته و در مجالس خانگي و زنانه ادامه يافت، تا اينكه سال 1316 شمسي شد. آن زمان ايام حكومت رضاخان بود. شبي فلسفي در جلسه‌اي در مسجد ميرزا موسي، مسجد بزازها با كنايه به حادثه مسجد گوهرشاد اشاره مي‌كند و اين مسئله باعث ممنوع‌المنبر شدن او براي اولين بار در آن ايام مي‌شود؛ ضمن آن كه به اصطلاح خلع لباس هم مي‌شود و بالاجبار براي رهايي از محبوس شدن و زندان نرفتن به عوض كردن لباس موقت و منبر نرفتن تن مي‌دهد. البته اين ممنوعيت منبر او غيررسمي بود و به اصطلاح مجوز آن باطل نشد و چنانچه خود او نيز گفته بود گاه در آن زمان ممنوع‌المنبر شدن به صورت پنهاني در محافل خصوصي فاميل و بستگان منبر مي‌رفت. اين مسئله تا سال 1319 همزمان با جنگ جهاني دوم و افول قدرت رضاخان ادامه يافت، تا اينكه مادر همسرش، زوجه آيت‌الله حاج شيخ محمد تنكابني، عموي فلسفي به رحمت ايزدي پيوست. به اصرار اقوام لباس روحاني پوشيد و به‌رغم آزاد نشدن منبرش، پس از گذشت دو سال در مجلس آن مرحوم در مسجد همت‌آباد كه عمويش امام جماعت آنجا بود منبر رفت و پس از آن نيز در آن لباس باقي ماند.
  رفع ممنوعيت منبر
با تلاش آيت‌الله كاشاني
 سپس با تلاش آيت‌الله كاشاني آن هم به شرط اينكه عصرهاي جمعه در مسجد پامنار منبر برود، رسماً از منبرش رفع ممنوعيت شد. فلسفي واعظ پس از آن در پي تحول در منبر رفتن‌ها برآمد، لذا با استفاده از كتاب روايي مستدرك‌الوسايل شيخ حسين نوري، سبك جديدي از منبر را عرضه كرد و با استفاده از روايات و مطالعات روانشناسي، جامعه‌شناسي، اخلاق و تعليم و تربيت، معارف قرآن و اسلام را متناسب با مقتضيات زمان مطرح مي‌ساخت و با استفاده از آيات و روايات مطالب ديني را به‌گونه‌اي كه اثر عميق در مخاطب بگذارد و او را به تفكر وادارد، بيان مي‌كند. لذا در يكي از دفعاتي كه مدتي منبرش ممنوع و سپس آزاد شد، در مسجد مجد در يك مجلس ترحيم منبر رفت و پس از پايان منبر هنرمندي نزدش آمد و از هنرهايي كه فلسفي در منبرش به كار مي‌برد، از نظر صحبت، آهنگ صدا، حركات دست، قيافه و به كار بردن لغات متناسب با هر آهنگ تعريف كرد. اين مسئله نشان مي‌داد فقط محتواي سخن تأثيرگذار نبود. بلكه حركات همراه با بيان كلمات و چگونگي آن نيز هنري است كه باعث جلب مخاطب مي‌شود و فلسفي اينها را در منبرش به كار مي‌برد و از آنها نيز كه مي‌توان به كمك منبري تعبير كرد، بهره مي‌گرفت.
  منابر فلسفي، آئينه تاريخ ايران
هر گاه مسئله‌اي پيش مي‌آمد كه به امور مذهبي، مملكتي، ديني، اجتماعي و ملي مربوط مي‌شد، فلسفي از منبرش براي بيان آن و هشدار به مردم استفاده مي‌كرد. در سال‌هاي پس از شهريور 1320 كه فعاليت‌هاي حزب توده و كمونيست‌ها گسترش يافته بود، فلسفي در منابر ضمن صحبت‌هايش صريحاً به موضوع توهين به مقدسات در برخي از جرايد اشاره و آنها را محكوم كرد. در آن زمان گروه‌هاي منحرف و ضد دين از هر چيز براي ضربه زدن به دين و مملكت استفاده مي‌كردند، حتي در جرايد خود به خدا و پيامبر علناً اسائه ادب مي‌كردند. فلسفي در منبرش ضمن بيان آيات و روايات و فضائل ائمه و تعاليم اسلام، مسائل اجتماعي، مملكتي (سياسي) و وظايف عامه مردم را در اين خصوص بيان مي‌كرد و به‌گونه‌اي به مسئولان وقت در باره مسائل هشدار مي‌داد. هر جا به شخصيت محترمي اسائه ادب مي‌شد، از منبرش براي تذكر به آن به مقامات و اطلاع دادن به مردم استفاده مي‌كرد و بدين طريق هم خبر آن واقعه را به اطلاع مردم مي‌رساند، هم به‌نوعي با بيان آن حكومت را متوجه اشتباهاتش مي‌كرد و هشدار مي‌داد. مثلاً در راه‌پيمايي‌اي كه پس از فوت آيت‌الله‌العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني برگزار شد، در ميدان سپه در جمع عظيم مردم سخنراني كرد و از نافعيت مردان خدا پس از مرگشان هم علاوه بر زمان حيات سخن گفت و اشاره كرد مرگ اين خدمتگزار اسلام باعث شد راهپيمايي بزرگي كه حزب توده به تحريك بيگانگان تدارك ديده بود، برگزار نشود.
   در انتخاب ميان بد و بدتر
فلسفي در سال‌هاي 1327 تا 1334 كه توده‌اي‌ها و بهايي‌ها اعتقادات و مذهب مردم را نشانه گرفته بودند و علما نيز به‌ناچار در انتخاب ميان بد و بدتر به انتخاب بد رضايت دادند و از شاه حمايت كردند. در مناسبت‌هايي به عنوان تشكر و تأييد نام شاه را در منبر مي‌برد. آن هم به تشخيص و مصلحت‌انديشي و مسائل غيرشخصي كه به گفته خود اشتباه آخرين آن مربوط به مبارزه عليه بهايي‌ها در رمضان سال 1334ش بود. سخنراني‌هاي فلسفي و وعاظ ديگر عليه بهايي‌ها كار را به جايي رساند كه علما مؤكداً از دستگاه خواستند تا ساختمان حظيرة‌القدس را ويران كند. تعدادي از نمايندگان هم طرحي را آماده كردند تا به موجب آن اين فرقه غيرقانوني اعلام شود و پيروان آن از ادارات دولتي اخراج شوند، ليكن دستگاه از اين كار ممانعت و تنها در اقدامي به تخريب گنبد آن اكتفا كرد.
   در مواجهه باحزب توده
 فلسفي در تضعيف مرام كمونيسم و توده‌اي‌ها ـ‌كه آن روزها در دهه 1320 قدرتي يافته بودندـ از هر فرصتي استفاده مي‌كرد و سخنان او در اين زمينه‌ها نيز نافذ و مؤثر واقع مي‌شد، به‌ويژه آن كه امكان پخش مستقيم سخنان او در رمضان 1327ش فراهم شد تا از طريق راديو، ديگران نيز بتوانند آن را بشنوند. سخنراني‌هاي وي عليه حزب توده باعث تهديد او نيز شد و باعث شد او در يك منبر به اين تهديدها اشاره كند و به اصطلاح بگويد كه به آنها اهميت نمي‌دهد، ولي اين سخنراني‌ها قطع شد. موضع‌گيري فلسفي در قبال حزب توده باعث شد وعاظ در شهرستان‌ها نيز به بيان ضديت حزب توده با دين، مذهب، اسلام، پيغمبر و قرآن بپردازند و در مبارزه با حزب توده موفق شوند. پخش منبر فلسفي از راديو و صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد(ص) با شنيدن نام پيامبر عظيم‌الشأن اسلام(ص) در آن روزها پس از ايام خفقان و كينه ضد اسلامي رضاخان، باعث وجد و سرور مردم مؤمن مي‌شد. در 21 رمضان سال 1323 كه در مسجد جامع چهل ستون منبر رفت، خواسته‌هاي مردم را از دو نماينده سرشناس مجلس، مصدق و سيد ضياءالدين طباطبايي بيان كرد. در رمضان 1330 پس از روي كار آمدن دولت مصدق با استناد به آيه «وَ لَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»(1) شديداً عليه استعمار و استثمار بيگانگان صحبت كرد و مردم را به ضرورت حفظ وحدت و يگانگي در برابر توطئه‌هاي بيگانگان متوجه ساخت و اهميت اعمال حاكميت دولت و مردم ايران را بر منابع كشور ـ ‌بدون اينكه مستقيماً در امر نفت صحبت كندـ بيان كرد و اين امر با استقبال مردم و حتي مسئولان مواجه شد، به‌طوري كه معاون نخست‌وزير و مديركل انتشارات و تبليغات دولت وقت طي نامه‌اي از او تشكر كرد. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 به منبر رفت و به تحليل واقعه پرداخت و بيان كرد كه به علت تغيير مشي مصدق، مردمي كه در 30 تير 1331 از او حمايت كردند، در 28 مرداد 1332 به صحنه نيامدند. خلاصه فلسفي از منبر براي بيان هر مطلب اخلاقي، اجتماعي، مذهبي و حتي شخصي استفاده مي‌كرد، چنان كه وقتي افراد تهمت‌زننده پس از مدتي براي طلب عفو مراجعه مي‌كردند با ذكر آيه «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»(2) آنها را مي‌بخشيد.
  منابر تاريخي در محضر مرجعيت
پس از ورود آيت‌الله بروجردي به قم به دعوت ايشان دهه آخر صفر را منبر رفت. منبر رفتن او در قم باعث تحول عميقي در فكر طلاب جوان و منبر آنها شد، چنان كه پس از آن برخي از وعاظ در منابرشان به سخنان ايشان اشاره مي‌كردند. به هر حال منبرهاي فلسفي با اين موضوعات ادامه يافت تا اينكه در سال 1350 به مدت هفت سال تا پيروزي انقلاب اسلامي مجدداً ممنوع شد. فلسفي از منبر خود براي بيان هر مسئله ضروري تكذيب، افشا يا اطلاع‌رساني استفاده مي‌كرد. منبر را وسيله‌اي براي ترويج دين، كمك به مردم، درخواست از دولت و غيره قرار مي‌داد و به‌رغم تهديدها، هيچ‌گاه آن را وسيله تمجيد يا نام بردن و تأييد يا مخالفت با اقدامي كه مربوط به شخص باشد، قرار نمي‌داد.
  منبر، محملي براي تأسيس مساجد
جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي براي ساخت و تأسيس مساجد از جمله اقداماتي بود كه فلسفي در منابر خود به آنها اشاره مي‌كرد. تأسيس مسجد اعظم قم و بيان ضرورت اين امر در ماه مبارك سال 1333 در سخنراني مسجد شاه از جمله آنهاست كه فلسفي در سخنراني خود در راديو اين مسئله را عنوان كرد و با استقبال پرشور مردم مسلمان روبه‌رو شد.
  منبر، تريبوني براي انتقادبه مسئولان
انتقاد از دولت‌هاي وقت، رؤساي دولت، وزرا و مسئولان، فشار آوردن از طريق منبر به وزرا و مسئولان براي كاستن از فشار بر مردم و به سخره گرفتن آنها در مقابل استهزاي اعمال ديني از ديگر محورهاي منبرهاي فلسفي بود. از جمله آنها سخنراني شديد عليه دولت علاء بود كه باعث ممنوع‌المنبر شدن مجدد او شد.  هشدار به علما، مخالفت با لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و ذكر اين نكته كه تنها مسئله رأي دادن به زن‌ها نيست، بلكه آنها مي‌خواهند در سايه اين دو ماده ديگر را به تصويب برسانند، اين تصويب‌نامه توطئه‌اي است بر ضد رسول اكرم(ص) و زمينه‌اي براي در هم شكستن قدرت قرآن كريم و مسلط شدن عناصر كثيف بهايي بر اكثريت اين كشور مسلمان و هدف آن الغاي اسلام و قرآن است، از ديگر مسائل مطروحه در منابر فلسفي بود.

  پي‌نوشت‌ها:
1- قرآن كريم، سوره نساء، آيه 141.
2- قرآن كريم، سوره نور، آيه 22. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها